سروده های شعرا از واقعه کوه طور و درخواست حضرت موسی از خداوند

سروده های شعرا از واقعه کوه طور و درخواست حضرت موسی از خداوند

سوره : الاعراف آیه :  143

آیه : وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ.

چون موسی به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، گفت : ای پروردگار من ، بنمای ، تا در تو نظر کنم .

گفت: هرگز مرا نخواهی ديد به آن کوه بنگر ، اگر بر جای خود قرار يافت ، تو نيز مرا خواهی ديد.

 چون پروردگارش بر کوه تجلی کرد ، کوه را خرد کرد و موسی بيهوش بيفتاد چون به هوش آمد گفت : تو منزهی ، به تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم

شرح واقعه

به شرحی که در کتب تاریخی مسطور است پس از آنکه حضرت موسی قوم بنی اسرائیل را از ظلم و تعدی فرعون نجات بخشید و آنان را از سرزمین مصر به کنعان و بیت المقدس معاوت داد بنی اسرائیل به عرض رسانیدند که شریعتی دیگر می خواهند تا به مقتضای آن عمل کنند.

کلیم الله این خواهش و تقاضا را معروض بارگاه حضرت احدیت گردانید. خطاب آمد به طور سینا بشتابد و سی روز روزه بگیرد تا مسئولش اجابت گردد.

حضرت موسی با هفتاد تن از صلحا و سران بنی اسرائیل اجرای امر کرد و از غره ذیقعده تا عشره ذیحجه یعنی چهل روز روزه گرفته سپس به کوه طور بالا رفتند.

حضرت موسی به همراهان سبقت گرفت و ابری رقیق میان او و اسرائیلیان حایل شده ایزد متعال با او در تکلم آمد و الواحی که تورات بر آن مکتوب بود. ارزانی فرمود.

موسی در اثنای مناجات طالب دیدار پروردگار شد و عرض کرد:«رب ارنی انظر الیک.» یعنی: خدایا، خود را به من نشان ده که می خواهم ترا ببینم. از درگاه حکیم علی الاطلاق خطاب آمد: لن ترانی. یعنی: مرا نخواهی دید ولی به آن کوه نگاه کن، اگر در جایش استقرار یافت تو نیز مرا خواهی دید. چون حضرت موسی به کوه نگریست ملاحظه کرد که پرتو جمال ربانی بر آن کوه چنان تجلی کرد که کوه از هیبت آن به کلی متلاشی شد و موسی با دیدن آن صحنه از هوش رفت: فلما تجلی ربه للجبل جعله دکاً و خرموسی صعقاً.

پس از آنکه به هوش آمد متوجه شد آنجا که کمترین تجلی خداوندی کوه را با آن هیبت و عظمت پاره پاره کند قهراً آدمی را یارای دیدار جمال حق نخواهد بود پس به قدم عجز و انکسار پیش آمده زبان به اعتذار و استغفار گشود و عرض کرد:

«سبحانک تبت الیک و انا اول المؤمنین»:خدایا، تو منزه و برتری از رؤیت و حس جسمانی. به درگاه تو توبه کردم و من اول شخصی هستم که به تو و تنزه ذات پاک تو ایمان دارم. از درگاه پروردگار توانا خطاب آمد: یا موسی، اصطفنیک علی الناس برسالاتی و بکلامی.

چون حضرت موسی پیام رسالت خویش را شنید ما وقع را به همراهان گفت و آنان اصرار ورزیدند که تا کلام خداوندی را شخصاً استماع نکنند ازادای شهادت در نزد بنی اسرائیل معذور خواهند بود، کلیم الله ناچار شد ملتمس ایشان را معروض دارد.

مجدداً ابری رقیق پدیدار شد و حضرت موسی با هفتاد تن مجتمعاً کلام الهی را شنیدند و از آنها پرسید:«دیگر چه می خواهید؟» همراهان جواب دادند:«راستش را بخواهی، تا خدایت را به چشم نبینم از قبول رسالت تو معذورم

موسی گفت:«جایی که حضرت رب العزه به رسول و فرستاده اش جواب لن ترانی بدهد شما را آن قدرت و توانایی نیست که جمال بی مثالش را از نزدیک ببینید چه دیدارش زهره کوه را آب می کند و زمین از هیبتش به لرزه درخواهد آمد.» چون سران بنی اسرائیل قانع نشدند فی الحال صاعقه ای در رسید و همه را خاکستر گردانید.

*************************

تاثیر گذاری آیه 143 سوره اعراف و واقعه کوه طوردر شعر شعرا و بیان آن درالفاظ شعری

شيخ اجل سعدي مي گويد :

چو رسي به طور سينا ارني مگو و بگذر
که نيرزد اين تمنا به جواب لن تراني


********

در جواب سعدي شاعري ( احتمالا حافظ ) مي گويد :

چو رسي به طور سينا ارني بگو و مگذر
تو صداي دوست بشنو نه جواب لن تراني

********

و در جواب اين دو ، شاعر ديگري ) احتمالا مولانا ) مي گويد :

"ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد

تو که با منی همیشه چه ترا چه لن ترانی


********

علامه طباطبایی فرموده:

سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی

" ارنی " نگفته گفتی دو هزار " لن ترانی"

********

حافظ  ، غزلیات

با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم

همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم

********

خواجوی کرمانی


«تا ببینند مگر نور تجلی جمال
همچو موسی ارنی گوی به میقات آیند»

********

سعدی،دیوان اشعار ،غزلیات

موسی طور عشقم در وادی تمنا

مجروح لن ترانی چون خود هزار دارم

********

نظامی، خمسه، خسرو وشیرین

خداوندی که چون نامش بخوانی

نیابی در جوابش لن ترانی

********

مولوی ، دیوان شمس ، غزلیات

به کوه طور تو بسیار موسی

ز غیرت گفته نی نی لن ترانی

به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسی

که خدا تو را نگوید که خموش لن ترانی

********

سنایی ، دیوان اشعار ،غزلیات

من چو موسی مانده‌ام اندر غم دیدار تو

هیچ دانی تا علاج لن ترانی چون کنم

********

سنایی ، دیوان اشعار ،قصاید

بر سر طور هوا طنبور شهوت می‌زنی

عشق داری لن ترانی را بدین خواری مجوی

********

عطار، مختار نامه

گه خستهٔ لن ترانیم موسی وار

گه کشتهٔ نامرادیم یحیی وار

********

صائب تبریزی ،دیوان اشعار، تک بیتی ها

نسازد لن ترانی چون کلیم از طور نومیدم

نمک پرورده عشقم، زبان ناز می‌دانم

********

صائب تبریزی ، دیوان اشعار ، غزلیات

شعله شوق ز شمشیر نگرداند روی

لن ترانی نشود بند زبان موسی را

هر که راه گفتگو در پرده اسرار یافت

چون کلیم از لن ترانی لذت دیدار یافت

ناامیدی می دواند موسی ما را به طور

دیگ شوق ما بسر از لن ترانی می رود

به لن ترانی ار طور برنمی گردد

زبان برق تجلی کلیم می داند

********

هاتف اصفهانی ، دیوان اشعار ، ترجیح بند

صد رهت لن ترانی ار گویند

بازمی‌دار دیده بر دیدار

********

محتشم ، دیوان اشعار ، غزلیات

طلبی که یار نازی نشکد چه لذت او را

دل شوق گرم دارد ارنی ز لن ترانی

********

امیر خسرو دهلوی ، دیوان اشعار ، غزلیات

طور هستی را حجاب دیده بینا مساز

تا جواب لن ترانی نشنوی همچون کلیم

********

اقبال لاهوری ، زبور عجم

لن ترانی نکته ها دارد رقیق

اندکی گم شو درین بحر عمیق

********

بیدل دهلوی ، غزلیات

آشوب لن ترانی‌ست هنگامه ساز عبرت

زین‌ کسوتی‌ که داریم فانوس شمع طوریم

********

عرفی شیرازی، غزلها

هر سر مویم کلیمی لن ترانی بشنو است

باز گو، بگشای لب، این جا ادب درکار نیست

لن ترانی نشود گر ادب آموز کلیم

ما چه دانیم که درمانی و دیداری هست

لن ترانی شنود مهتر ما، بی ارنی

این حدیث است که هر وقت جوابی دارد

********

رضی الدین آرتیمانی ، غزلیات

الهی همچو موسی رب ارنی را نمی‌گویم

که مهر خامشی از لن ترانی بر میان بندد

********

شاطر عباس صبوحی ، غزلیات

ارنی گفت دلم بهر تماشای رُخش

لن ترانی به جواب، از دو لبش گویا شد

********

ناصری از شعرای معاصر با تاثیر از مناظره شعرای فوق الذکر در وبلاگ خود این ابیات را دارد.

چو رسی به طور سینا (ارنی( مگو و بگذر

که نیرزد این تمنا به جواب (لن ترانی(

چو رسی به طور سینا ارنی بگو و مگذر

چه خوش است از او جوابی چه تری چه لن ترانی

سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی

 ارنی نگفته گفتی،صد هزار لن ترانی

نه تری نه لن ترانی نه ترانه ای که خوانی

 چو رسی به طور سینا، همه از توان برانی

ارنی بگوید آنکس که تو را ندیده باشد

تو که با منی همیشه دگر این چه لن ترانی؟

همه عمر در سجودم سّر انوار تو جویم

  که اگر بیابمش به وگرم که نه ، تو دانی

 ناصری تو راه حق رو ، تا رسی به آن مقامی

 شنوی ز او جوابی،  انظر یا عبدی و ارانی

نوشته ها و شعرهای مصطفی نقی پورفر

********

مصطفی نقی  پورفر

ای کاش که گوش، لَن تَرانی شنود

این خفته به هوش، لَن تَرانی شنود

قربان تری و لن ترانی تو باد

این جان و تنم که کاش آنی شنود

آن شاعر بیچاره که ترسد ارنی

گوید به زبان که لَن تَرانی شنود

گو آن اَرِنی گفت که لایق گردید

آن نیست که هر که گفت آنی شنود

دانی که چگونه لایقش ساخته اند

تا گوش و دلش “تَری”، زمانی شنود

آنجا که رسید آن زمان الکن شد

حق بود که خواست تا ارانی شنود

دل لایق لام لن ترانی نشدست

گر لایق آن شود تو دانی شنود

ای کاش دلم به لام لایق گردد

تا صوت شریف لن ترانی شنود

آن لحظه که نفخ صور آغاز شود

آن دم شنود هر آن جهانی شنود

(آن آدم بیچاره، ز فردوس برون)

(آنجا نشنیدست، بدینجا شنود)

********

محمدقمی فر

لن تران

 

گفتا نشان بده تو خودت را به چشم من

گفتی تو لن تران زچه رو ای خدای من

او توبه کرد ز انکه چنین ، گفته است سخن

ز ایمان و فهم خود به خدا گفت ، در محن

گاهی به ظن خود چو مناجات می کنیم

غافل ز کارِ خود ، چه مباهات می کنیم

با فهم ناقصم تو رحمت خود را نصیب کن

ما را ببخش و مُضطَرِ خود را مجیب کن

طرح سئوال از كانديداها

طرح سئوال از نمایندگان مجلس شورای اسلامی

نمي دانم متولد چه سالي هستي  و تا چه اندازه به تاريخ انقلاب آشنا هستي ، اما اينكه خود را كانديد انتخابات نموده و مي خواهي مسئوليت نمايندگي مردم  را بعهده بگيري ، لازم است تاريخ تحليلي انقلاب رامورد برسي قرار دهي و جايگاه انقلاب ، جمهوري اسلامي و رهبري ، مردم و آرمانهايمان  را خوب بشناسي .

حتما مي داني كه نظام جمهورى اسلامى بر مشارکت عمومى مردم در تعیین سرنوشت خویش اصرار دارد و رمز اقتدار ملى را در مشارکت عمومى ملت غيور و همبستگى ملى مى‌داند.

 در تمامی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و ... فراتر از یک گزینش معمول نمایندگان مجلس و یا رئیس قوه مجریه بوده است ، خدا ترسي ، اسلام دوستي ، استکبار ستیزی و عدالت خواهی  از سرمایه هاي گرانقدري است كه مورد توجه اربابان معرفت بوده و چنين تواني را از نمايندگان منتخب خويش انتظار داشته اند  .

در طول تمامی اين سالها حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري با درايت ، زكاوت و اشراف کاملی که بر تمام زوایا و ابعاد توطئه دشمن داشته اند تمامی سناریوهای احتمالی دشمن در جبهة داخلی و خارجی را پیش بینی نموده و نقش برآب نموده اند و حجت شرعي  را بر آنانی که هویت خود را بعنوان خانوادة نظام تعریف می نمایند تمام کرده اند.

 سئوال هاي زير برداشتي آزاد از كلام آگاهانه آنان است كه شايد با جوابگويي و در مسير راه قرار دادن اندیشه های آنان و تمسک به حبل المتین ولایت در تندباد فتنه ها به سفینة رستگاری برسيم.

 1-  مسلمان بودن خود را اعلام كرده اي و نماينده مردم مسلمان ايران اسلامي خواهي بود پس بايد بكوشي كه همواره  معتقد به احکام مبين اسلام و متعهد به اجراى احکام اسلام و مخالف با مکتبهاى انحرافى و معتقد به جمهورى اسلامى نيز باشي ، تا عملا ايمان تورا مشاهده كنيم .[1] ضمنا انتظار آن داريم  كه قانون اساسى و این ملت و كار‌ها و شعار‌ها و راه و اهداف انقلاب و امام  را قبول داشته مطيع ولايت فقيه زمانمان باشي[2]، نمایندة  متدین كسي است  كه براى مردم كار مى‌كند. نیتش را خدا مى‌كند؛ مردم فهمیدند، فهمیدند؛ نفهمیدند، نفهمیدند.

 آن كس كه بخواهد كار نكرده‌اى را به رخ مردم بكشد، متدین نیست. نماینده‌اى كه متدین است، براى مردم كار مى‌كند، جان مى‌كند، نفس مى‌زند، در تنظیم قوانین، در حفظ اكثریت مجلس و كمیسیون‌ها و براى حضور در كمیسیون‌ها تلاش مى‌كند. [3]

2-  آيا مي تواني انتظارات مكتب حيات بخش اسلام و رهبران الهي  ما را برآورده ساخته  ، خدمتگزار به ملت و کشور و حامى مستضعفان و داراى بصیرت در امر دین و دنیا و منزّه از گرایش به شرق و غرب و مکتب هاى انحرافى باشي[4] ، نماینده‌ى صالح آن كسى است كه پایبندى او به اسلام باشد، پایبندى او به عدالت باشد، پایبندى او به منافع ملى باشد، مرز او با دشمن مرز مشخصى باشد. كه اگر این چنين نباشد ، نمایندگي شما ، اثر خوبى نخواهد داشت  ، در واقع نماینده‌ى ملت نخواهي بود. [5]

3-   نماینده باید داراى فهم و درك سیاسى باشد و مسائل كشور را بفهمد؛ هم مسائل خارجى و توطئه‌هاى دشمنان را و هم مسائل داخلى و نیازهاى مردم و اولویتهاى كشور را،  این‌طور نباشد كه بدون رعایت اولویت‌ها، مسأله‌اى را مطرح كنند، شعارى بدهند و براى ملت و دولت مشكل درست كنند.[6] این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمت هاى طاقت فرساى این ملت مسلمان بوده است‏ ، پس بنا برآن نباشد كه در مقام يك نماينده ، جبهه ‏بندى بکنید زيرا در رأس همه امور ، قضیه وحدتى است که باید بین همه نیروها و همه ملت باشد .[7] 

 4-   نگاهمان به لمس محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه و سعي و تلاش شما درجهت رفاه آنان است  نشايد كه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات حمايت و تبعيت كني . [8]

5-   اگر مي خواهي بهترین انتخاب شدگان باشي بايد بكوشي که درد کشور را بفهمي درد مردم را بداني، با مردم یگانه و صمیمى باشي، از فساد دور بوده و دنبال اشرافیگرى خويش نباشي.[9] ،  بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دیندارى و آمادگى براى حضور در مي‌دانهاى انقلاب ،  دردشناس ترین و دردمند‌ترین نسبت به نیازهاى مردم .[10]

6-  نشايد كه در مقابل قدرت استكبار مقهور شوي ودر مقابل دشمنان دست تسلیم بالا ببري و آبروى ملت ایران را بريزي. نباشد كه  با تملق‏گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستکبر، به خیال واهي بخواهي موقعیتى در سطح بین‏المللى دست و پا کني ، كه  اینها براى ملت ایران ارزشى ندارد. تو بايد آنچنان باشي که دشمنان ملت ایران  به  تو طمع نورزند که صفوف ملت را از هم جدا کني، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابى‏شان دور کرده به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏المللى باشي ، كه اين ديدگاه  براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. [11]  ، آن كسى كه براى خاطر دل بیگانگان و خوشامد دیگران، به انقلاب و ارزشهاى انقلابى اهانت مى‌كند و یا به خاطر ترس از دیگران، به جاى این‌كه به ملت گرایش نشان دهد، به دشمن گرایش نشان مى‌دهد و آن كسى كه تقواى لازم را ندارد و اهل معنویّات نیست و اهل دنیاست و فقط براى نام و نشان و استفاده‌ى شخصى، این مسؤولیت را مى‌خواهد، او لایق و شایسته‌ى این كار نیست.

7-   يكي از شاخص هاي مهم نمايندگي ملت ، ساده ‏زیستي شماست ، آنچنان كه  درد مردم را احساس كني .[12]

8-  آن كسى كه به عنوان وكیل این ملتِ انقلابى و مؤمن و شجاع به مجلس مى‌رود، باید انقلابى و مؤمن و شجاع باشد. اگر نگوییم شجاع‌ترین و مؤمن‌ترین و انقلابى‌ترین،  لااقل در سطح این توده‌ى عظیم مردم كه این گونه از خود درخشش نشان مى‌دهند، باشد. [13]

در خاتمه  ماحصل و نتيجة  گفته ها و انتظارات را با  كلام مقام معظم رهبري متبرك مي كنم كه :

«  به نظر من مهم‌ترین شرایط نماینده عبارت است از این‌كه متدیّن، كارآمد، دلسوز و شجاع باشد. اگر این چهار شرط در نماینده‌اى جمع شد،‌‌ همان كارى را كه شما آرزو و توقّع دارید، انجام خواهد داد. نماینده باید متدیّن باشد. بى‌دینى و بى‌تقوایى چیز بدى است ، هرجا باشد، انسان را آسیب‌پذیر مى‌كند. اگر در جاى حسّاس باشد، آسیب‌پذیرى آن بسیار گران تمام خواهد شد.

 نماینده باید كارآمد هم باشد. بعضی‌ها متدیّن هستند، اما از آن‌ها كارى ساخته نیست. باید به‌گونه‌اى باشند كه بتوانند وظایفى را كه بر عهده‌شان قرار دارد، انجام دهند.

سوم این‌كه دلسوز مردم ، بخصوص طبقات محروم ، باشد و براى آن‌ها كار و فكر كند. نامزدهاى انتخابات مراقب باشند خود را وامدار ثروتمندان و قدرتمندان و امثال این‌ها نكنند. اگر كسى وامدار دستگاه‌ها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، دیگر نمى‌تواند براى مردم دلسوزى كند. پس دلسوزى هم یك شرط بزرگ است.

شرط چهارم این است كه نماینده‌ى مردم باید شجاع باشد. این ملت، ملت شجاع و آزاده‌اى است ،  ملتى است كه تهدید قدرتهاى متكبّر جهانى او را به عقب نمى‌نشاند، بنابراین نماینده‌ى او هم باید شجاع باشد و نترسد،  شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق.

 

اميد كه با عمل به اين انتظارات و خواسته ها كه كلام آسماني رهبران الهي ما هستند به درجه اي از پاكي و صداقت ارتقاء يابي كه رضايت حق تعالي ، پشتوانة عظيمي در صلابت ، درايت و كسب توشة آخرت شما باشد .    

                                                                                  آمين يا رب العالمين  



[1]  - صحیفه امام ج‏۱۲ ص : ۲۷۷

[2]  - بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اقشار مختلف مردم قم‌ در آستانه سالروز قیام ۱۹ دی ۱۳۸۲/۱۰/۱۸

[3]  - بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران‌ ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

[4]  - صحیفه امام ج‏۶ ص : ۵۰۸

[5]  -‌بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌ ۱۳۸۶/۱۲/۲۲

[6]  - بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه ‌هاى نماز جمعه تهران‌ ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

[7]  - صحیفه امام ج‏۱۴ ص : 331 و ۳۷۰

[8]  - صحیفه امام ج‏۲۱ ص : ۳۹۳

[9]  - بیانات مقام معظم رهبري در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۱۳۸۸/۰۲/۲۲

[10]  - بیانات مقام معظم رهبري در اجتماع عظیم مردم یزد ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

[11]  - بیانات مقام معظم رهبري در دیدار مردم بیجار ۱۳۸۸/۰۲/۲۸

[12]  - دیدار رئیس‏جمهوری و اعضاى هیئت دولت  02/06/ 1387

[13] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‌هاى نماز عید فطر ۱۳۷۴/۱۲/۰۱

نگاهي اجمالي به ادعيه ودرخواست هاي روزانة ماه مبارك رمضان

نگاهي اجمالي به ادعيه ودرخواست هاي روزانة ما 

از خداوند بخشاينده در ماه مبارك رمضان

((دانلود شرح دعاهاي روزانه ماه مبارك رمضان))

دعا درِ رحمت خداوند به سوي انسان است ، خاصه اينكه  ذات رحماني ايزد تعالي چون دري را بگشايد ، مسير اجابت را هم به روي بنده اشباز خواهد نمود (ادعوني استجب كم).

دعا سلاح مؤمن است و چون سپري مستحكم بلا را رفع نموده ، درد ها را شفا داده و نگراني هاي بندگان طالب را برطرف خواهد نمود .

آنچه در دعاهاي آدمي از رب الارباب  مهم است ، خواندن و درخواست نمودن از اوست ، خاصه اينكه در اين حالت كاملا متوجّه ذات پاك خداوند باشد و با حضور معنوي و ظاهري خويش او را بخواند ، چرا كه دعاي غافلان به اجابت نخواهد رسيد.

آموختن آداب دعا ،آموزش ادب و تواضعي است كه لازمة حضور، در بارگاه پروردگاري است كه  به رحمت واسعه خويش ، وجود انسان خاكي را به سوي خويش خوانده است ، لذا زيبندة هر بندة مخلص آن است كه چون به دعا بپا خيزد ، موانع استجابت شناسد و از آن پرهيز نمايد ، خود را در دام گناه نينداخته و در معرض خشم خداوند قرار ندهد، به درآمدي پاكيزه بسنده نمايد و شكم خود و اهلش را به لقمة حرام نپرورد و با تطهير جسم و روح خويش آماده خواندن خداي بزرگ گردد .

رعايت شرايط ذيل در هنگام دعا و درخواست ها مسير استجابت را سهل و آسان خواهد نمود .

1-    نام خدا را به دل و زبان جاري كردن و فقط بر او توكل داشتن و فهم اين مهم كه سود و زيان آدمي بدست خداوند است .

2-   حمد و تسبيح خداوند نمودن و درود فرستادن بر محمد و آل محمد (دعاي مقبول)و آنان را شفيع خود قرار دادن .

3-  اقرار به گناهان گذشته و تعهد به عدم پيمودن راه خطا و جستجوي مسير رضايت خداوند.

4-  دعا كردن از روي  اظطرار و خلوص نيت ، زيرا خواسته طالب و مظطر حقيقي پذيرفه و وي برنده و پيروز اين راه است .

5-  درخواست هاي بزرگ و متعالي داشتن و خواسته هاي خود را زياد تلقي نكردن زيرا خداوند بزرگترين است .

6-  ديگران را در دعاهايمان شريك كردن و حتي اولويت به خواسته هاي آنان دادن ، تا به بركت استجابت اين دعا ها،  خود مشمول فيض خداوند باشيم .

7-  در خواسته هايمان پافشاري كردن ولي استجابت آنرا مشروط به رضايت خداوند نمودن .

8-  عدم درخواستِ چيزهاي نشدني و ناروا  از خداوند حكيم و عليم .

9-  عدم تعجيل در اجابت و نااميد شدن از رحمت خداوند، زيرا خير خود را به خدا واگذار كرده و خود آگاه به عواقب هر خواسته نخواهيم بود .

10-صلاح كار خود را به خدا تلقين نكردن، چرا كه خود آگاه به همة مراحل حيات و ممات خويش نخواهيم بود.

 

حال كه شمه اي از جايگاه  و آداب دعا مرور شد لازم است نگاهي اجمالي به خواسته هاي روزانة خود از خداوند متعال داشته و بينديشيم كه در اين ماه رحمت و بركت از آفرينندة رحيم و بخشايندة خويش چه خواسته ايم و تا چه انازه به فيض دريافت اين فضيلت ها نائل شده ايم ، و در ادامة اين خواسته ها چه وظيفه اي به گردن خواهيم داشت.

 اصرار به دريافت وتكميل خواسته ها در بقية اوقات سال نمودي از تكامل فكر و انديشه، شناخت و شعور و عمل ماست كه رسيدن به مقصود تنها هدف سالك است و براي كسب فيوضات معنوي بايد جهد و تلاشي وسيع و قريب داشته  تا خود را لايق بندگي خداوند نمايد.

تأملي ويژه بر اين درخواست ها ، هدايت كننده و راهگشا خواهد بود ، بخصوص كه سمت و سوي رسيدن به خواسته ها در اين ادعيه همان مسير تقرب است كه در جستجوي آن بوده و هستيم.

طالب حقيقي بايد با توجهي كامل و اراده اي خلل ناپذير به اين مسير وارد شده و توفيق عبور و تكامل درون را از خداوند مهربان طلب نمايد .

فهم و انديشه در هر خواسته و دعاي روزانه اين ماه دريايي از معرفت را به ارمغان مي آورد كه با درك معاني ، اهميت و چرايي آن به منازلي از سير وسلوك خواهد رسيدو نتيجه حداقلي اين تلاش و كوشش كسب شناخت و معرفتي است كه خود در دعاهايمان از خداوند خواسته ايم.

چنانچه درخواست هاي عارفانة اين ماه را به حساب مشارطه در مسير تقرّب به خداوند تلقي نماييم اينك نوبت مراقبه و پيمودن مسيري است كه نتيجة آن كسب فضائل و نتيجة عمل به آن رضايت خداوند متعال است ، پس به هوش باشيم كه ديگر دچار غفلت نشده و از اين كاروان پر سود و منفعت معنوي جدا نشويم .

                                                                    ( آمين يارب العالمين)

 درخواست هاي روزانه ماه مبارك رمضان

1-    داشتن روزه خاص الخاص)غیر از خدا هیچ چیز دیگری در دلم نباشد .(

2-    برپا داشتن قیام قائمین (نماز عاشقانه و قيامي به جهت امور خيري که هدف و قصد و نیت، رضای خداوند باشد ).

3-  بیداري از خواب غفلت (خوابی که انسان را از معبود و پروردگار جدا می‌سازد و دل انسان واقعیت‌ها را نمی‌بیند، خوابي كه ما را به سوي هلاکت و نابودی مي كشاند)

4-    بخشيده شدن جرم و گناهان

5-    كسب رضایت پروردگار

6-    اجتناب از خشم و غضب خداوند

7-    توفيق قرائت قرآن

8-    بدست آوردن هوشیار ي و حافظه و بیداري از خواب غفلت

9-    دور شدن از کارهای  باطل  و سفیهانه (غیبت ، دروغ ، کار بی خردانه و بچگانه )

10- بدست آوردن نصیبی از کار هاي خيري كه خدا نازل فرموده

11- داشتن قوتي براي عبادت و اطاعت خداوند

12- چشيدن حلاوت و شیرینی یاد خداوند

13- توفیق اداء شکر پروردگار

14- حفظ شدن از گناه و توفیق ترک آن و پوشش دادن گناهان (تا کسی از گناهان من با خبر نشود)

15-قرار گرفتن در زمرة آمرزش جویان از درگاه خداوند (مستغفرین)

16-شایستگي در بندگي خداوند ( فرمانبرداري و اطاعت )

17- كسب تقرب (قرار گرفتن در زمره  دوستان و اولیاء و مقربان درگاه احديت)

18- پيشگيري از خواري و ذلت به جهت نافرماني و معصيت

19-قرار نگرفتن در مجموعة کسانی که قهر خداوند برآنان واجب گشته(دور شدن از تازيانه هاي عذاب)

20- دوري از موجبات خشم و غضب حق تعالي

21- یاری شدن به روزه گرفتن و عبـادت(شب زنده داری)

22-  حفظ شدن از لغزش و گناه

23-  دائماً به یاد خدا بودن

24-  مهرورزی نسبت به یتیمان

25-  اطعام نمودن و سفره میهمانی پهن کردن( برای فقیران و مستمندان در راه رضای خداوند)

26-  یعنی بلند و آشکار سلام کردن

27-  هم‌نشین شدن با افراد کریم و عالم و دانا و متدین( اهل کرم و بخشش)

28-  نصیب  بردن از رحمت واسعه خداوند

29-  هدايت شدن به صراط مستقيم با پیروی از قرآن و اهل بیت (ع)  ” ادله و براهین روشن”‌

30-  كشانده شده به سوی رضا و خشنودی خداوند

31-  توکل کننده واقعی به ذات اقدس خداوند

32-  سعادتمندي و به رحمت الهی وارد شدن

33-  قرار گرفتن جزء کسانی که مقرب درگاه اویند

34-  دوست داشتن احسان و نیکوکاری در راه رضای خداوند

35-  منفور  شدن ازهر عمل زشت و ناپسند

36-  حر ام شدن آتش دوزخ و  عذاب الهی

37-  زينت شدن به فضيلت ستر (مخفي كردن گناه مردم) و پاكدامني( گناه نكردن)

38-  مستور شدن به لباس قناعت و کفاف (ثروت به اندازه کفاف زندگی)

39-  داشتن عدل و انصاف

40-  ايمني و آسودگي از تعرض ها

41-  پاك شدن از پليدي گناه و معصيت

42-  راضی بودن به قضا و قدر حتمی الهی و صبر نمودن بر مشکلات و مصائب

43-   موفق شدن به تقوی و پرهيزگاري و هم‌نشیني با خوبان و ابرار

44-  مؤاخذه نشدن به لغزش‌ها( گناه و نافرماني)

45-  بخشيده شدن به جهت خطاها و بیهودگی‌ها

46-  قرار نگرفتن بعنوان نشانه تیر بلاها و آفات

47-  نصيب و بهره از اطاعتي همراه با خضوع و خشوع

48-  عطا کردن شرح صدری که مردان پرهیزکار و فروتن دارند

49-  راهنمایی به انجام  اعمال صالح

50-  برآورده شدن احتیاجات و آرزوهای شرعی

51-  توفيق به پیروی از راه ابرار و نیکان واقعی

52-  دور شدن از دوستی و رفاقت با شیطان و پیروان و یارانش (عاملان هر شر و فتنه)

53-  جای گرفتن در دارالقرار ( بهشت برین)

54-  آگاهي و استفاده از برکات سحرهای ماه رمضان

55-  نورانی شدن قلب به انوار  هدايت سحرهاي اين ماه

56-  پيروي تمامي اعضا و جوارح از آثار و بركات هدايت خداوند

57-  زياد كردن حظ و بهره از برکات ماه مبارک رمضان

58-  شهل وآسان شدن  مسير و راه اعمال خير

59-  مشغول شدن به  انجام حسناتي که مقبول درگاه خداوند است

60-  گشوده شدن درهاي بهشت به روي آدمي

61-  بسته شدن درهاي جهنم

62-  توفیق تلاوت قرآن و عمل به آيات نوراني آن

63-  راضی شدن خداوند از توفیقات و کارهای انجام شده در اين ماه

64-  بسته شدن راههاى تسلط شیطان بر من

65-  كسب بهشت به عنوان منزل و آسایشگاه

66-   گشوده شدن دربهای فضل و کرم خدا(در بهای رحمت و بخشش خداوند)

67-  فرود آمدن  برکات و رحمات الهی بر سر بندگان

68-  موفق شدن به انجام اموری که مورد رضای خداوند است

69-  ساكن شدن در وسط بهشت ( محل سکونت اولیاء الهی)

70-  پاک و پاکیزه شدن از گناهان تا بتوانیم به درجات عالی معنوی دست یابیم

71-  پاک گرداندن وجود ما از عیبهایی که در ما رخنه کرده است

72-  عطا كردن مقام و رتبة اهل تقوا (که در پیشگاه خدا از درجات والایی برخوردارند )

73-  توفیق انجام اعمالي که رضایت خدا در آن است .

74-  پناه بردن به خدا از انجام تمامی اعمالی که موجبات خشم وغضبش را فراهم می کند

75-  توفیق اطاعت و عدم نافرماني و عصيان

76-  قرار گرفتن در زمره دوست دوستان  و دشمن دشمنان خداوند

77-  پیروي از راه و روش خاتم پیغمبران {پيرو واقعي سنت پيامبراكرم (ص)}

78-  پذيرفتن سعی و تلاش ما در ماه رمضان

79-  آمرزش گناهان وقبولي اعمال (فصل درآمد معنوي)

80-  پوشيده و مستور بودن عيوبم از ديگران

81-  نصيب و بهره از فضیلتی که شب قدر دارد

82-  درخواست صبري در تحمل کار هاي سخت تا به راحتی و آسایش دست یابم

83-   پذيرش عذرها و آمرزش گناهان و اثرات زيانبار معاصيم را

84-  توفيق بهره برداري زياد از اقدام به مستحبات

85-  ياري شدن به آمادگي براي پاسخگویی به بازخواست‌هایی ذات اقدس خداوند

86-  تبعيت و فرمان برداري تمامي اعضا و جوارح از ذات اقدس خداوند متعال

87-  زير پوشش ا مهر ورحمت خداوند قرار گرفتن

88-   توفيق رهروي و فرمانبرداري و داشتن پاكي و عدم آلودگي

89-  پاكيزگي از تيرگي ها و گرفتگي هاي تهمت

90-  مورد قبول و قدرداني قرارگرفتن روزه ام در اين ماه و اينكه مورد رضايت خداوند رحمان و رسول مهربانش باشد

91-  استواربودن و استحكام فرع اعمال بر اصل آن

بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین

آمين يا رب العالمين

 

فصل آزمون

فصل آزمون

 

فرزند به دی که فصل برداشت شَوَد

می کوش که تابشت نمودار  شَوَد

این ماه بخوان سطور اوراق و کتاب

با فهم و درایتت به  عالَم  تو  بتاب

با کوشش خود نقاب جهلت  بردار

آگه چو شدی جهل درون شد  بردار

هرجا که شود مشکل هر مسئله حل

مانند چراغی است به هرکوی و محل

با علم و عمل نشان  نمایی ثَمَرَت

معراجِ  نگاهِ تو شود  ماه  صَفَت

ازجهدوعبادتت که سرمست شوی

چون نور بتابد به دلت هست شوی

 

24 دی 1389

سال 89  - سال همت مضاعف و کار مضاعف

 

سال هشتاد و نه از همّت ما مي گويند

زين سبب ، از ثمرِ  كار مضاعف  گويند

رهبري خواست كه امسال تقلّا بشود

راز اين راهِ تعالي ، به شما مي گويند

****

سال هشتاد و نه است همّتتان افزون باد

چو  مضاعف بشود كار ، غمت ويران باد

غفلت و رخوت و سستي زوجودت بردار

جست و چالاك، تو اسباب سعادت بردار

مهرِمام وطنت زنده به علم است وتلاش

تا از اين ره بشود گسترۀ عيش و معاش

چون ترا اهل پرستش يافتم               در سپاس و طاعتت بشتافتم

به نام خدا

چون ترا اهل پرستش يافتم               در سپاس و طاعتت بشتافتم

 

در خلقت آدمي ظرافتي وجود دارد كه هرگاه ياري و احسان ديگران شامل حال او شود تغييري در ساختار وجودش به ظهور مي رسد  و بگونه اي خاص تعادل اوليه اورا تحت تأثير قرار مي دهد ، چنين موقعيتي را نمي توان نقيصه ناميد كه گاه موتور محركه اي بر ديگر رفتار هاي آدمي است و اورا در جهت جبران نيكي و كمكِ ديگران ، تجهيز مي نمايد .

از نظر مذهبي ، برخوردار شدن از عواطف ايثارگرانه ديگران موجب [دِيْنْ] است وياري شونده خود را مديون احسان و ياري ديگران مي شناسد و تمام همّت خود را مصروف جوابگويي و جايگزيني و برطرف كردن اين دين خواهد نمود تا خود را رها و بي حساب از احسان و كمك  ديگران ببيند .

پر واضح است كه صفت متعالي انسانيت و اخلاق و شناخت او از رفتار هاي مطلوب اجتماعي ، زمينه ساز چنين رفتاري خواهد بود و هر گاه در برابر اين كنش رفتار ديگري مشاهده گردد ، در سلامت رفتاري فرد جاي حرف و حديث بسياري است .

جايگاه تغيير در رفتار آدمي هنگامي به اوج خود مي رسد كه به هدف متعالي احسان و ياري ديگران آشنا شده و مُحْ‍‍‍سِنْ را در جايگاه كريم و گرانقدر خود بشناسد ، حال فكر مي كنيد چه رفتار مناسبي از فرد احسان شونده مورد انتظار خواهد بود ؟

چنانچه فرد موقعيت شخصيتي خود را بعنوان ذرّه اي ناچيز از يك كُلِّ عظيم و توانمند بشناسد ، كه حتّي  توجّه و تمايل حق تعالي را بعنوان فيض عظمي تلقي نمايد چه رفتاري را بايد از او مشاهده نماييم؟

اگر خوب بينديشد و به آفرينش و فلسفه خلقت خود توجه داشته باشد ، چه خواهد شد ؟

اگر شناخت و عرفان ما به مرحله اي از تكامل رسيده باشد كه بدانيم براي رضايت خالق چه رفتاري نشان بندگي است و بفهميم كه ربّ الارباب رحيم ما خواستار چه واكنشي از بندۀ عاجز خود مي باشد آيا جز خضوع و خشوع را ،  در كار ما مشاهده خواهد شد .

حال اگر خاضعانه و خاشعانه به درگاه خداوند متمسّك و متوسّل شده و درجهت تعالي روح و انديشه خود ، مسير راستين بندگي اورا بپيمائيم مي توانيم در جايگاه شاكرين و سپاسگزاراني قرار گيريم كه الفباي رفتار خودرا رضايت كردگار قرار داده و به گفتار حكيمانه خداوند آن چنان معتقدند كه مسيري جز خواستۀ دوست ، در مسير رفتاري خويش نخواهند شناخت  .

لذا آنچه كه اين تعامل وتبادل را در برخورد با نيروي لايزالي خداوند شكل و معني ميدهد «پرستش» نام دارد و حضور آگاهانه و خاشعانه در برابر چنين كردگار و متخلق شدن به صفات متعالي توصيه شده از طرف او و فرستادگانش ، به شناخت ، درايت و عرفان بنده بستگي خواهد داشت .

بار خدايا

بيان آن همه لطف و احسانت قابل وصف ، شمار و معرفي نيست كه بتوانيم سپاسگذاري آن باشيم ، لذابرابر انديشۀ خرد و مادي خود ، با استعانت از آيات درخشان كلام گهربارت «قرآن» و سخنان معصومين (ع) از قدرت لايزالت كمك مي گيريم و به درگاه كبريائيت متوسّل و متمسّك مي شويم كه ما را آن لياقت عطا نمائي كه بندۀ محبوب تو باشيم و متاثر از كلام پيامبر رحمت  محمد مصطفي(ص) از خوان نعمت گسترده ات نعمتِ محبت ، خوشه چيني نمائيم  تا در مسير اين تعبّد به وارستگي رسيده و به كرامت افاضه شده از شوي شما نائل شويم .

بدرستي كه در اين فضاست كه با بريدن از اغيار و اسباب و وسائل مادي دنيا ، آرامش و جذبۀ حضور ترا دريافت نموده و با چشم دل ،  انوار مقدس خدائيت را مشاهده مي كنيم  و در زمزمه هاي غريبانۀ [1]خود با بيان صفات خاصّت به وجد مي آييم و از لذت استشمام عطر روح نواز صفا و كرم تو شوق زده مي شويم ،چرا كه به معدن عظيم فيضت نائل شده ايم ، چنان كه روح الهي ما گرد شمع منور دوست به پرواز در آمده و خودنمائي مي كند تا صفت طاعت و عبادت را از آميزۀ خود كند .

مقتدرا

مي فهمم كه ارباب كريم و خالق نعيم ، طاعت خود را در تنعّم بندۀ فقيرش معرفي مي كند و مي خواهد كه اورا چون خود كريم ببيند ،  تا بندۀ حقيرش از فلسفه كرامت افاضه شده برخود از جانب خداوندگارش آگاهي يافته و تن خاكي خود را به ذلّت و زبوني اغيار  و ماديات آلوده نسازد  و به جهت سعادت و بزرگي خويش بندگي خدايش را رها نسازد .

معبودا

پرستش خود فيض عظيمي است كه خود به ما عنايت نموده اي تا بنده ،  پروردگار كريم  خود را به اين صفت و بهانه بشناسد و رفتاري مناسب اهداف كردگارش از خود به ظهور رساند و خود را در وادي عمل به طيب و صفاي وجودي حق زينت دهد و درجايگاه كرامت خود امكان طاعت و سپاسگذاري خداوند را از آن خود سازد و بداند كه كسي جز او لايق بزرگي و بزرگواري نيست .

ياد تو هر لحظه ما را همّت است                  در بساط بندگي اين الفت است

چون تويي ارباب هر جود و كرم                  خلق را از هر سپاست لذّت است

  


[1] - غريب از آن جهت كه نتوانسته ايم ، منجي و مولاي خويش را خوب شناخته و در تعجيل ظهور آن حضرت بكوشيم.

شمه ای از تلاش و خدمات  استاد فقیدحضرت آیت الله  محمد علی  صالح غفاری

بنام خدا

شمه ای از تلاش و خدمات  استاد فقید

حضرت آیت الله  محمد علی  صالح غفاری

--------------------------------------------------------------------

   آنچه از خود سراغ دارم این است که از ابتدای طفولیت خود به ضعفا و  کارهای خیر گرایش داشته ام و کمتر سراغ دارم که در دوران کودکی و جوانی به گناهی کبیره یا صغیره آلودگی پیدا کنم و چقدر یتیمانی را سراغ دارم که در دوران کودکی آنها را بغل گرفته و بازی داده ام.

گرایش روانی و اصلی من گرایش به خیر و احترام به پدر و مادر بوده است و آنچه از خود می دانم تا کنون ذره ای از خدمت به مستضعفین و گرایش به کار خیر کوتاهی نداشته ام ، عبادتم و ذکر و دعایم متعارف بوده ولی خدماتم  فوق العاده بوده است .

جملات فوق برگرفته از زندگینامه مکتوب آن عزیز سفر کرده و یار دیرین مردم شهید پرور روستای صدخرو سبزوار می باشد ، که با عمری تلاش علمی و عملی ، فارغ از هر گونه نام و نشانی به مردم جامعه خویش کمر خدمت بست و با مأنوس نمودن جمعی معتقد و دین باور زیرساخت های مهم زندگی اجتماعی مردم روستا را پایه ریزی نمود و با تبلیغ و بیان مستمر اصول اخلاق اسلامی و تدین در بطن زندگی ، چنان فرهنگی را ماندگار و به یادگار گذاشت که تعالی این فرهنگ و روش زندگی این مردم مهربان و خونگرم زبان زد خاص و عام گشت .

 استاد فقید در ادامه این نامه چنین می نگارد:

 خدمات اجتماعی من در روستایی که زادگاه من بوده خیلی خوب و جالب توجه بوده است ، خدمات اجتماعی و بنای امور خیریه این روستا که به خودجوشی و خودکاری اهالی انجام گرفته از بنای حمام مردانه و زنانه گرفته و بنای مسجد جامع و حسینیه و مدرسه و دبیرستان و آب لوله کشی و بنای مرکزی برای جهاد سازندگی و ناحیه مقاومت سپاه پاسداران و کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مرکز اورژانس و غیره که تمام انها به کمک مالی و بدنی اهالی انجام گرفته ، بدون اینکه کوچکترین کمکی از دولت های سابقو لاحق شده باشد ، اگر این عمران و آبادیها به دست دولت می بود به حدود ده میلیارد تومان بالغ می شد و به این کیفیت قابل وقوع نبود.

با نگاهی مختصر به کارنامه سراسر افتخار این حکیم فرزانه ، فرازهای درخشانی از خدمات و مساعدت های وی در جهت ایجاد رفاه عمومی ، بالا بردن فرهنگ سلامت ، گسترش بهداشت و زمینه سازی امور معنوی وساخت بناهای مذهبی همشهریانش به چشم می خورد .

هدایت ، مساعدت، همیاری و تعاون در پارعه ای از این اقدامات چنان سخت و طاقت فرسا بود که زمان زیادی از عمر گرانبهای استاد را به خود اختصاص می داد و تلاش و کوشش وی صرف زمینه سازی ، جلب همیاری و خدمت رسانی به مردم محروم روستا می شد .

 بسیار مشاهده می شد که در مسیر انجام امور عام المنفعه آماج حملات و برخورد های لفظی و کلامی تعدادی از اهالی قرار می گرفت و با رأفت حکیمانة خود که برگرفته از سیرت رسول مکرم اسلام (ص) بود ، صبر و طاقت را روش دائمی رفتاری خویش می نمود.

در ساخت حمام و لوله کشی آب شرب روستا  حماسه های جاودانی از خدمت و ایثارگری خویش را به یادگار گذاشت.

هرچند به صورت رسمی در لباس مقدس روحانیت ، هدایت قلب ها را به عهده داشت ، گاه به کسوت کارگری توانمند و متبحّر ، بی آلایش و صمیمی ، بیل و کلنگ به دست می گرفت و با تلاش و کوشش خود در صحنه کار ، دیگران مبهوت توانائی خویش می نمود .

در هنگام ضرورت از تهران به روستا عزیمت می نمود و به کرات کنتور خوانی آب روستا و جمع آوری وجوه مصرفی آب همشهریان را متقبل می شد .

لطافت روح و ایمان بلند این چهرۀ آسمانی باعث می شد که تک تک درب منازل روستا را بکوبد و پس از احوال پرسی مؤدبانه و صمیمی خویش در جستجوی کنتور آب منازل به خاک برداری و کنارزدن اشیا و وسایل پیرامون کنتور آب مشغول می شد و چه بسا علیرغم این زحمات نیش زبانی هم هدیه این استاد متواضع و  وارسته می شد.

تفکّر و نظر اواحیای فرهنگ غنی اسلام و بالا بردن بینش مردم ، گسترش فرهنگ سلامت وتوسعه بهداشت فردی و اجتماعی و جایگزین کردن رفاه و سعادت به جای هر گونه جهل و خرافات برای مردمی بود که چنان فرهنگی را باور نداشته و در نتیجه کمتر اورا یاری و همراهی می نمودند.

گاه که برای احداث و ایجاد نهاد و مؤسسه ای احتیاج به زمین بود و یا علاوه برآن ساخت بنا ی آن موسسه به مردم واگذار می شد ، شروعی بر خدمات و تلاش های او بود.

وساطت ، پی گیری ، توجیه و تبلیغ

آن عالم فرهیخته ومتقی با خیّرین به شور و مشورت می نشست ، در منابر خود اهم امور را توجیه می نمود و با تبلیغ و آگاه سازی مردم آنان را به همراهی خود در کار خیر ترغیب می نمود.

 گاه که زمین از سوی فرد خیّر واگذار می شد ، همت او درجهت ساخت بنا جلوه گری می نمود و گاه بجهت در یافت زمین در مکانی خاص از فردی کم توان جهت سعی و تلاشش به رضایت خیّری می انجامید که باید زمینش را به عنوان معوض در اختیار فرد کم توان بگذارد تا آن فرد راضی به واگذاری زمین خود ، به آن کار خیر شود .

برای هماهنگ نمودن و واگذاری پاره ای از زمین ها ی اوقافی در جهت ساخت بناهای دینی و حمایتی مسافرت های زیادی انجام می داد ، با افراد زیادی کفتگو می کرد ، به ادارات ذیربط مراجعه و به دفاع از حق و حقوق روستائیان می پرداخت و آن گاه که رونقی در کار و تلاش خود و جمع همراهش مشاهده می کرد ، با رضایت غیر قابل وصفی گزارش مبسوط آن اقدام را به مردم محروم روستا گزارش می کرد و بازهم از آنان می خواست در جهت همراهی و مساعدت از هیج گونه همراهی دریغ ننمایند .

 مسیر خدمات و فعالیت های استاد فقید : حاج آقا غفاری

الف : آموزش معارف دینی ، تفسیر قرآن و نقل احادیث در جهت بالا بردن معرفت دینی اهالی روستا

ب:  زمینه سازی ، تبلیغ ، مساعدت در امر جمع آوری وجوه و هدایت مردم به انجام خدمات عمومی جهت ایجاد و احداث اماکن

ج : وساطت و توجیه خیرین به واگذاری زمین جهت احداث و ایجاد موسسات و بناهای عمومی روستا

پاسخ به دوسئوال اردوئی سازمان دانش آموزی خراسان رضوی

پاسخ به دوسئوال

 

در یکی از سالهای حیات شغلی بعنوان مسئول سازمان دانش آموزی شهرستان سبزوار ، نامه ای بدستمان رسید تا بصورت متقن و تحلیلی بهترین جواب ها را برای سئوال های زیر داشته باشیم .

این جواب ها ممکن است از نظر اساتید فن ناقص ، اما ازنظر حقیر بعنوان  جواب مناسب سئوال به سازمان دانش آموزی استان ارسال گردید.

شما بزرگواران می توانید بر این دوجواب نقد داشته باشید و ما را از راهنمائیهای خود بهره مند سازید.

                                                                                  با عرض تشکر و امتنان

سئوال 1

اگر فردی دارای چند مسئولیت باشد چه مشکلی در تشکیلات اردوئی ایجاد می شود؟

جواب:

1- ممکن  است حجم مسئولیت های واگذار شده بیش از توان فرد باشد و فرد عملا نتواند به همه مسئولیت های خود عمل کند .

2- مسئولیت های زیاد قدرت برنامه ریزی ، نظارت و ارزشیابی صحیح فعالیت هارا تحت الشعاع قرار می دهد و از دقت اجرای هر فعالیت می کاهد.

3- در پذیرش چند مسئولیت بصورت همزمان ، توجه اصلی به اهداف برگزاری هر فعالیت ، کوشش در جهت رسیدن به مقاصد و وصول به اهداف کم رنگ تر خواهد شد.

4- پذیرش مسئولیت های متعدد راه را بر بروز خلاقیت و نوآوری می بندد .

(افراد در تعدادی از فعالیت ها تخصص و دانائی ویژه دارند و بروز خلاقیت و نوآوری مستلزم تفکر و تنظیم رفتارهای جدید و نو خواهد بود ، شخص در انجام جند فعالیت فقط روش های متداول و انجام شده را مد نظر قرار می دهد و قدرت ریسک در روش های نو و غیر متداول کاهش می یابد .

منبع استفاده شده:

آشنائی با فعالیت های تربیتی و اجتماعی ، تهران: انتشارات عابد ، 1379 ، صفحه 156 تا 176

سئوال 2

منظور از تربیت اسلامی در آموزش و پرورش چیست؟

جواب:

مجموعه اي از اقدامات ، تلاش ها و زمينه سازيها براي ايجاد دگرگوني در فكر و عمل ، بگونه اي كه در موضع گيريهاي فرد نيز مؤثر افتد.

 

زمینه های زیر ،  ایجاد کننده چنین تربیتی است.

1- گسترش افق ذهني ، سعه صدر ، رواني طبع و لطافت قلب براي بدست آوردن شناخت صحيح و اصيل از امور كه مي تواند آمادگي كودكان را در جهت تربيت اسلامی ارتقاء بخشد .

2- از آنجا كه شناخت زيربناي ايمان است و مي تواند پشتوانه اي براي حركت خالصانة انسان باشد و باعث يافتن  مقصد  و مقصود گردد ،  مساعدت درجهت دهي به اين مسير براي هدايت آدمي توصيه مي شود تا در تعالي روح و روان انسان مؤثر قرار گيرد .

3-  انتخاب و عمل مجدّانه پس از دريافت و كسب شناخت اصيل و كوشش بليغ در جهت التزام به معيارها و ضوابط  و مجهز شدن به اراده و عزمي خاص براي رسيدن به تكامل از ويژگيهاي بارز تربيت اسلامي است تا بتوان مسير سنگين رشد ، طهارت ، حيات طيبه و را پيمود .

4-  رشد و گسترس عواطف ديني به موازات پرورش فكري و اعتقادي براي گرايش ديني از نكات بسيار مهم در چنين تربيتي بشمار خواهد آمد.

5- بارور سازي فطرت الهي و توليد لحظات جذبه به وسيله شناخت حقيقي از آفرينندة جهان هستي و برگزيدن او بعنوان رب خويش تا دلسپاري به سوي او رمز موفقيت اين نوع تربيت است و جايگاه غير را در ضمير انسان ازبين خواهد برد .

6- تعبد و بندگي در جهت تسهيل و قبول آنچه به  آزمايش نمي آيد ، لذا بايد عبوديت و بندگي چنان شكل گيرد كه خشنودي خداوند بدست آيد كه خود نوعي مصونيت  براي پرهيز از انحراف و گمراهي باشد .

7- حركت به سوي كمال براي بدست آوردن سعادت دين و دنيا از طريق ايجاد علاقه و رغبت براي دوست داشتن فضائل و بيزاري از رزائل ، در همة ابعاد وجودي انسان ميسّر خواهد شد .

8- جهان شناسي ، شناخت نظام اجتماعي اسلام و به عهده گرفتن مسئوليت اجتماعي در جهت پايبندي به اصول حقة اسلام و عامليت فروع دين از مسير درك و فهم مسائل و تلاش براي تبيين و قبول مسائل مبتلابه آدمي كه  از راه وصول به بلوغ عقلي  و بدست آوردن حد تشخيص و تميز حق از باطل  ميسر خواهد شد .

9-  زمينه سازي و ايجاد فرصت براي بهره برداري از امكانات و نعمت هاي خداوندي ، اقامه قسط ، عزّت ، استقلال ، تعاون و يگانگي ، تاثمره و ميوة گرانبهاي بندگي خداوند شكوفا شده و عمل خالصانة انسان در جهت بدست آوردن خشنودي خداوند با عنايت به مصالح خلق در خدمت به مخلوق متجلّي شود .

10- تغييرات اساسي در احساس ، باور ، نگرش و گرايش آنگاه به ثمر خواهد نشست كه بگونه اي در موضع گيريهاي فرد اثرات ويژه اي بجاي گذارد و نمود آشكاري از تربيت ديني باشد .

11-  دلسپاري ، تمسك و توسل به ائمه و انبياء بعنوان منجي و هادي نوع بشر و پذيرش آنها به عنوان انسانهاي الگو و كامل ، جايگاه مهمي در شناسائي راه و تربيت عملي انسانها دارد .

12- پديدار شدن شخصيت مذهبي انسانها ، متأثر از رشد و گسترش تمامي ابعاد و جودي انسان ( جسمي ، عاطفي، اجتماعي ، عقلاني و مذهبي و) است و پرواز درجهت تكامل و سازندگي با دو بال آگاهي و ايمان ميسر خواهد بود تا زمينة عروج نهائي آدمي فراهم شود .

منبع استفاده شده:

تربیت حس دینی در کودکان  ، جزوه تدریس شده در دوره مربیان پیش دبستانی معاونت سما شهرستان سبزوار ، 1376 تا 1386

نيازهاي جوانان و نوجوانان

روانشناسی نوجوانان
نيازهاي جوانان و نوجوانان

روان شناسان از نيازهاي انسان فهرست‌هاي متنوّع و متعددي ارائه داده‌اند. مربيان و معلمان گرامي در مسير شناخت و هدايت نسل نوجوان و جوان نيازهاي آنان و کيفيت برآورده شدن آن نيازها را نبايد فراموش کنند بلکه بايد خواسته‌هاي آنها را بشناسند و در جهت سازندگي آنان بکوشند. از طرفي بايد راهي را برگزينيم که آنها براي برآورده شدن نيازهايشان اقدام نمايند و هم براي توقعاتشان حدّ و مرزي قائل گردند.

نيازهاي نوجوانان، گوناگون و متعدد است و ما در اينجا به برخي از تقسيم‌بندي‌هاي نيازها که توسط روان شناسان ارائه شده است اشاره مي‌کنيم.

((موري)) کليه نيازها را به دو دسته تقسيم مي‌کند:

 1- نيازهائي که منشاء دروني دارند مانند نياز به آب و هوا، نيازهاي جنسي، نياز به دفع و تخليه و اجتناب از آسيب و درد.

2- نيازهايي که منشاء ذهني و فکري دارند مانند نياز به موفقيّت، هويت، استقلال، وابستگي، کمال‌طلبي و ...

 ((فرويد)) معتقد بود که بشر داراي دو نوع غريزه اساسي است:

1- غريزه زندگي: شامل نيازهاي جنسي و حفظ نفس.

2- غريزه مرگ: شامل گرايش‌هاي خود آزاري و خودکشي، احساسات پرخاشگرانه و خصمانه نسبت به ديگران.

 ((آلفرد آدلر)) گرايش به داشتن پايگاه اجتماعي را برجسته‌ترين نياز انسان مي‌‌داند به نظر او مردم مي‌خواهند مهمّ و انديشمند باشند و بيشتر فعاليّت‌هاي آنها اختصاص به رفع اين نياز دارد.

 ((هربرت کارل)) معتقد است که حفظ و نگهداري و نيز ارتقاء و اعتدال انسان از طريق ارضاء چهار نياز اصلي تأمين مي‌گردد.

1- نياز به امنيت فيزيکي.

 2- نياز به امنيت عاطفي.

 3- نياز به پيشرفت و موفقيت.

4- نياز به پايگاه اجتماعي.

 ((مزلو)) در يک طبقه‌بندي منطقي‌تر و پيشرفته‌تر، کمال طلبي را عالي‌ترين مرحله از نيازهاي انساني مي‌‌داند. او طبقه‌بندي نيازها را در پنج سطح از پايين‌ترين تا بالاترين سطح به اين شرح ارائه مي‌دهد.

1- نيازهاي فيزيولوژيک مانند گرسنگي، تشنگي، جنس و ...

 2- نياز به امنيت مانند نياز به ثبات، نظم و ايمني.

 3- نياز به دوست داشتن و تعلّق داشتن مانند نياز به محبت، ابراز وجود و هميشگي با ديگران.

4- نياز به عزّت نفس مانند نياز به احترام و موفقيّت و اعتبار و حيثيّت و ...

 5- نياز به کمال‌طلبي که بالاترين مرحله از نيازهاي انساني است.

نوع فهرست‌بندي اين نيازها از اهميّت خاصي برخوردار است زيرا به نظر مي‌رسد که با رشد و تکامل هنجار فرد و هماهنگ است. از طرفي نيل تدريجي به عالي‌ترين مرحله از نيازها بستگي به خود فرد و نيز ويژگي‌هاي جامعه‌اي که در آن زيست مي‌کند دارد.

مربيان و معلمان هنگام تجزيه و تحليل رفتار دانش‌آموزان بايد فهرستي از اين نيازها را در ذهن داشته باشند تا بتوانند تحليلي درست از رفتارها، انگيزه‌ها و علّت‌ها ارائه نمايند. نيازهاي جوانان و نوجوانان گسترده و متنوع است و داراي زيرمجموعه‌هاي فراواني است که در اين بحث نمي‌گنجد.

1- نيازهاي زيستي

 2- نيازهاي رواني

3- نيازهاي اقتصادي

 4- نيازهاي فرهنگي

 5- نيازهاي عقيدتي

 6- نيازهاي اجتماعي، سياسي

 7- نياز به شناخت ارزش‌ها و موقعيّت‌ها

 علاوه بر نيازهاي کلِّي، فيزيکي، اجتماعي، رواني و ... هر فرد عاداتي را هم فرا مي‌گيرد. اين عادات داراي نيروي خاصي است و هماهنگ با يک نياز اساسي نيز عمل مي‌کند مثلاً شخصي که ياد بگيرد فوتبال بازي کند و با مطالعه کند داراي نيازهائي است که با شخص ديگري که اين عادات خاص را فرا نگرفته متفاوت است. چنين است که هنگام تحليل و درک شناخت اينکه چرا دانش‌آموزان برانگيخته مي‌شوند تا کاري انجام دهند مربّي بايد نيازهاي اساسي و عادات و رغبت‌هاي فرد را مورد توجّه قرار دهد. چگونگي عملکرد نيازها اگر نيازي طرح گردد و ارضاء نشود فرد احساس ناآرامي و بي‌قراري مي‌کند و اين تنش باعث عدم تعادل در فرد مي‌گردد تا اينکه براي بر طرف کردن اين حالت به فعاليّت با هدف مشخصي بپردازد و با اين فعاليّت تعادل را در خود بوجود آورد مثلاً: فرد گرسنه در جستجوي غذا برمي‌آيد. فرد خسته آرزوي استراحت مي‌کند. فردي که به او بي‌توجه شده است در تلاش جلب توجّه و رسيدن به پايگاه اجتماعي برمي‌آيد. زماني که نيازي برآورده شد يک حالت موقت از آرامش و تعادل در فرد بوجود مي‌آيد و فعاليّت در جهت مورد نظر متوقف مي‌شود.

منبع:روشهاي هدايت رفتاري درنوجوانان وجوانان

محمد قمي فر --    از سایت تبیان

ب) مقاله های چاپ شده در ماهنامه ها و مجلات

ب) مقاله های چاپ شده در ماهنامه ها و مجلات

 

 

رديف

عنوان مقاله

نام نشريه

1

طرز تشكيل و تنظيم آزمايشگاه

 براي فعاليت هاي علمي (1)

رشد تكنولوژي آموزشي

شماره 5

سال 80-79

2

طرز تشكيل و تنظيم آزمايشگاه

 براي فعاليت هاي علمي (2)

رشد تكنولوژي آموزشي

شماره 6

سال 80-79

3

لباس نامناسب جلوه اي از تهاجم فرهنگي

ماهنامه تربيت        شماره 7

سال 75-74

4

غربت يا قربت ارزشها كدام را باور داريم

ماهنامه تربيت        شماره 9

سال 76-75

5

طرز تشكيل انواع نمايشگاهها از كارهاي كودكان

ماهنامه تربيت        شماره 4

سال 77-76

6

اهميت ، ضرورت و جايگاه پرونده تحصيلي و تربيتي

ماهنامه تربيت         شماره 2

سال 78-77

7

اهميت جواني و نوجواني از ديدگاه اسلام

ماهنامه تربيت         شماره 1

سال 78-77

8

چرا ديده ها دام ها و تورهاي شيطان است

ماهنامه تربيت        شماره 7

سال 78-77

9

زيرساخت هدايت و پيشرفت تحصيلي

ماهنامه تربيت        شماره 5

سال 79-78

10

جايگاه پرورش حس ديني در تربيت ديني كودكان

ماهنامه تربيت        شماره 2

سال 80-79

11

فضاهاي مساعد براي پرورش حس ديني

ماهنامه تربيت       شماره 10

سال 80-79

12

نماز، محبوب ترين عمل نزد خداوند

ماهنامه تربيت       شماره 7

سال 81-80

13

تربيت اخلاقي كودكان  (1)

ماهنامه تربيت       شماره 5

سال 82-81

14

تربيت اخلاقي كودكان (2)

ماهنامه تربيت       شماره 6

سال 82-81

15

آموزش مهارتهاي زندگي و نقش مشاوره

ماهنامه تربيت       شماره 2

سال 83-82

16

نماز و پاكي

ماهنامه تربيت      شماره 6

سال 82-81

نيازهاي جوانان و نوجوانان

 

 

 

نيازهاي جوانان و نوجوانان

 

روان شناسان از نيازهاي انسان فهرست‌هاي متنوّع و متعددي ارائه داده‌اند. مربيان و معلمان گرامي در مسير شناخت و هدايت نسل نوجوان و جوان نيازهاي آنان و کيفيت برآورده شدن آن نيازها را نبايد فراموش کنند بلکه بايد خواسته‌هاي آنها را بشناسند و در جهت سازندگي آنان بکوشند.

از طرفي بايد راهي را برگزينيم که آنها براي برآورده شدن نيازهايشان اقدام نمايند و هم براي توقعاتشان حدّ و مرزي قائل گردند.

نيازهاي نوجوانان، گوناگون و متعدد است و ما در اينجا به برخي از تقسيم‌بندي‌هاي نيازها که توسط

روان شناسان ارائه شده است اشاره مي‌کنيم.

((موري)) کليه نيازها را به دو دسته تقسيم مي‌کند:

1- نيازهائي که منشاء دروني دارند مانند نياز به آب و هوا، نيازهاي جنسي، نياز به دفع و تخليه و اجتناب از آسيب و درد.

2- نيازهايي که منشاء ذهني و فکري دارند مانند نياز به موفقيّت، هويت، استقلال، وابستگي، کمال‌طلبي و ...

((فرويد)) معتقد بود که بشر داراي دو نوع غريزه اساسي است:

1- غريزه زندگي: شامل نيازهاي جنسي و حفظ نفس.

2-غريزه مرگ: شامل گرايش‌هاي خود آزاري و خودکشي، احساسات پرخاشگرانه و خصمانه نسبت به ديگران.

((آلفرد آدلر)) گرايش به داشتن پايگاه اجتماعي را برجسته‌ترين نياز انسان مي‌‌داند به نظر او مردم مي‌خواهند مهمّ و انديشمند باشند و بيشتر فعاليّت‌هاي آنها اختصاص به رفع اين نياز دارد.

((هربرت کارل)) معتقد است که حفظ و نگهداري و نيز ارتقاء و اعتدال انسان از طريق ارضاء چهار نياز اصلي تأمين مي‌گردد.

1-نياز به امنيت فيزيکي.

2- نياز به امنيت عاطفي.

3- نياز به پيشرفت و موفقيت.

4- نياز به پايگاه اجتماعي.

((مزلو)) در يک طبقه‌بندي منطقي‌تر و پيشرفته‌تر، کمال طلبي را عالي‌ترين مرحله از نيازهاي انساني مي‌‌داند. او طبقه‌بندي نيازها را در پنج سطح از پايين‌ترين تا بالاترين سطح به اين شرح ارائه مي‌دهد.

1- نيازهاي فيزيولوژيک مانند گرسنگي، تشنگي، جنس و ...

2- نياز به امنيت مانند نياز به ثبات، نظم و ايمني.

3-نياز به دوست داشتن و تعلّق داشتن مانند نياز به محبت، ابراز وجود و هميشگي با ديگران.

4-نياز به عزّت نفس مانند نياز به احترام و موفقيّت و اعتبار و حيثيّت و ...

5- نياز به کمال‌طلبي که بالاترين مرحله از نيازهاي انساني است.

نوع فهرست‌بندي اين نيازها از اهميّت خاصي برخوردار است زيرا به نظر مي‌رسد که با رشد و تکامل هنجار فرد و هماهنگ است. از طرفي نيل تدريجي به عالي‌ترين مرحله از نيازها بستگي به خود فرد و نيز ويژگي‌هاي جامعه‌اي که در آن زيست مي‌کند دارد.

مربيان و معلمان هنگام تجزيه و تحليل رفتار دانش‌آموزان بايد فهرستي از اين نيازها را در ذهن داشته باشند تا بتوانند تحليلي درست از رفتارها، انگيزه‌ها و علّت‌ها ارائه نمايند.

نيازهاي جوانان و نوجوانان گسترده و متنوع است و داراي زيرمجموعه‌هاي فراواني است که در اين بحث نمي‌گنجد.

1- نيازهاي زيستي

2- نيازهاي رواني

3-نيازهاي اقتصادي

4-نيازهاي فرهنگي

5- نيازهاي عقيدتي

6- نيازهاي اجتماعي، سياسي

7-نياز به شناخت ارزش‌ها و موقعيّت‌ها

علاوه بر نيازهاي کلِّي، فيزيکي، اجتماعي، رواني و ... هر فرد عاداتي را هم فرا مي‌گيرد.

اين عادات داراي نيروي خاصي است و هماهنگ با يک نياز اساسي نيز عمل مي‌کند مثلاً شخصي که ياد بگيرد فوتبال بازي کند و با مطالعه کند داراي نيازهائي است که با شخص ديگري که اين عادات خاص را فرا نگرفته متفاوت است. چنين است که هنگام تحليل و درک شناخت اينکه چرا دانش‌آموزان برانگيخته مي‌شوند تا کاري انجام دهند مربّي بايد نيازهاي اساسي و عادات و رغبت‌هاي فرد را مورد توجّه قرار دهد.

چگونگي عملکرد نيازها

اگر نيازي طرح گردد و ارضاء نشود فرد احساس ناآرامي و بي‌قراري مي‌کند و اين تنش باعث عدم تعادل در فرد مي‌گردد تا اينکه براي بر طرف کردن اين حالت به فعاليّت با هدف مشخصي بپردازد و با اين فعاليّت تعادل را در خود بوجود آورد

مثلاً:

فرد گرسنه در جستجوي غذا برمي‌آيد.

فرد خسته آرزوي استراحت مي‌کند.

فردي که به او بي‌توجه شده است در تلاش جلب توجّه و رسيدن به پايگاه اجتماعي برمي‌آيد.

زماني که نيازي برآورده شد يک حالت موقت از آرامش و تعادل در فرد بوجود مي‌آيد و فعاليّت در جهت مورد نظر متوقف مي‌شود.

منبع:روشهاي هدايت رفتاري درنوجوانان وجوانان - محمد قمي فر

برگرفته از سایت

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=24158

ماهيّت مشکلات نوجوانان

ماهيّت مشکلات نوجوانان

 

برگرفته از سایت تبیان         http://beta.tebyan.net/index.aspx?pid=28079

                                                             

 

هر جامعه‌اي براي دستيابي به هدف‌هاي خويش مرزهائي براي عقايد و رفتارهاي پسنديده و ناپسند انتخاب يا تعيين مي‌کند و به وسيله قوانين جاري، آئين‌هاي ديني و اخلاقي و قواعد ‌گروهي و سازماني بر آنها نظارت مي‌کند اين مرزها که از ارزش‌ها برمي‌خيزد هنجارها را نشان مي‌دهند و در نهايت به تفکّر و رفتار آدمي نظم مي‌دهند و آن را هدايت مي‌کنند.

افراد نيز براساس هدف‌ها و نيازها (فردي و اجتماعي) آگاهانه يا نا آگاهانه و در ارتباط با شرايط محيطي، عقايد رفتارها، نقش‌ها، وظائفي بر عهده مي‌گيرند و با دنياي اطراف خود پيوندي نسبي دارند که خود يک حالت تعادلي را نشان مي‌‌دهد.

اگر عاملي اين نقش‌ها و رفتارها را طوري تغيير دهد که تعادل فردي و اجتماعي او رامتغيرسازد مي‌گوئيم مشکلي بوجود آمده است.

مشکل:

پديده‌اي را گويند که بر کارکرد فردي- اجتماعي شخصي و بر کارکرد گروه و يا جامعه معيّن اثر مي‌گذارد و يا از آن متأثر مي‌شود.

با توجه به تعاريف فوق نوجوانان معمولاً داراي مشکلات ويژه‌اي هستند که اين نوع مشکلات با مشکلات دوران کودکي و بزرگسالي تفاوت زيادي دارند بهمين جهت از دوران نوجواني غالباً به عنوان دوره مشکل و نامتعادل و غيرقابل پيش‌بيني تعريف شده است. اين تعريف مي‌تواند داراي دو معني باشد.

1-مطالعات علمي نشان مي‌‌دهد که دوره نوجواني داراي مشکلات بسياري است که بايد هم براي -نوجوانان و هم براي گروه اجتماعي او حل و فصل شود تا نوجوان شاد و مطمئن به توانايي خود شود.

2- نوجوان براي معلمان، والدين و جامعه (بطور کلّي) مشکل آفرين است زيرا مشکلات نوجوان گسترده‌تر از مشکلات کودکان است و افراد بيشتري را متأثر مي‌سازد.

از طرفي نوجوان براي خود نيز مشکل‌زا است زيرا در نقش جديد خود در زندگي کاملاً سازگاري نيافته و در نتيجه غالباً سردرگم ،نامطمئن ومضطرب است و اگر اين مشکل با پشتوانه عاطفي و راهنمايي والدين و مربيان حل نشود چه بسا که فرد را در حالت انتقال از کودکي به نوجواني متوقف کند و رشد شخصيّت فرد را مختل نمايد.

به‌طور کلّي مي‌توان مشکلات نوجواني را به دو دسته تقسيم کرد:

الف: مشکلات کلّي که نوجوان از دوران کودکي خويش در رفع و حلّ آنها کوشش داشته ولي در حل آن کاملاً موفق نبوده است.

ب: مشکلات ويژه که قسمت عمده آنها در رابطه با مرحله رشد او کاملاً طبيعي به نظر مي‌رسد.

طرح مشکل‌شناسي

دوره نوجواني و جواني از آن جهت يکي از بحراني‌ترين دوران زندگي فرد بشمار مي‌رود که فرد در مرحله عبور از مرز کودکي به مرحله نويني است که عميق‌ترين تغييرات شخصيّتي و فيزيولوژيک را به همراه دارد و همواره براي سازگاري با موقعيت‌هاي جديد تلاش مي‌کند.

بحران زماني است که با اتخاذ تصميمات نامناسب در اين موقعيت درباره نوجوانان احتمال آن را دارد که کارشان به بزهکاري بيانجامد و بر عکس با چند حادثه و حتي لحظات آموزنده و خوشبختي آفرين ممکن است او را در مسير يک برنامه‌ريزي صحيح و موفق براي آينده سوق دهد.

 

مشکلات اين دوره مورد توجّه بسياري از متخصصين قرار گرفته و دانشمندان زيادي اين مشکلات را از ديدگاه‌هاي مختلف طرح و طبقه‌بندي نموده‌اند.

از ديدگاه رواشناسي بلوغ و نوجواني و مسائل نوجوانان بيشتر از نظر فردي تحت عنوان‌هاي زير بررسي مي‌شوند:

1- رشدي

2- سازشي

3- شخصيتي

روانشناسي اجتماعي مسائل نوجوانان را در زمره پديده‌هاي اجتماعي مي‌‌داند

از سوئي ديگر مسائل نوجوانان که به شکل اختلالات در فرد ظاهر مي‌شوند بايد در روانشناسي مرضي طرح و طبقه‌بندي شوند.

از مجموع نظرات محققين چنين استنباط مي‌شود که مهمترين اقدام در جهت حلّ مشکل، تشخيص آن است. در تشخيص يک مشکل هم توجّه به نکات ذيل از اهميّت بسيار بالايي برخوردار مي‌باشد.

1-مشکلات نوجوانان و مسائل او غالباً آميخته‌اي از چند اختلال است.

(بعضي از روانشناسان معتقدند آميختگي بحدي است که دو شکل يکسان را بندرت مي‌توان در رفتار افراد مشاهده کرد)

2- بين نوجواناني که در آستانه بيماري رواني قرار دارند و نوجوان مسئله ساز از نظر باليني علائم مشترکي ديده مي‌شود.

3- نامگذاري و طبقه‌بندي مسائل نوجوانان مبنائي براي کمک گرفتن از مطالعات در ابتداي کار است ولي در عمل اختلالات از يکديگر مجزا نيستند.

4- اختلالات بدني، مشکلات عاطفي و رفتاري را بدنبال دارند و هم‌چنين مشکلات عاطفي و رفتاري گاه موجب اختلالاتي در نظم بدن مي‌شوند بنابراين وجود اختلالات بدني در مسئله داران را بايد جدّي گرفت و آنرا با تعارض معادل نساخت.

5- اختلالات رواني داراي نشانه‌هاي فراواني است که در اين مجموعه به تعدادي از نشانه‌ها اشاره مي‌شود.

6- در شناسائي عوامل ايجاد کننده اختلال در فرد توجّه به ميزان تفاوت‌هاي فردي، ميزان رشد شخصيّت، بلوغ عاطفي و ... از اهميّت بالائي برخوردار است.

توصيه‌هاي لازم و نکاتي که در قضاوت والدين و مربيان درباره مشکلات نوجوانان بايد مورد توجّه قرار گيرد:

o                والدين و مربيان اغلب رفتاري از نوجوانان را که مخّل نظم و کار‌آئي در خانه و مدرسه است رفتار دشوار يا مشکل رفتاري توصيف مي‌کنند. هر اندازه اين رفتارها براي بزرگسالان ناراحت‌کننده باشد کاملاً غيرمنصفانه است که آنها را مشکلات رفتاري بدانند و دانش‌آموز را به خاطر آن يا رفتاري مشابه آن تنبيه نمايند.

o                غالب اشکال رفتار به واقع دشوار براي سنين پايين‌تر کاملاً هنجار است و بيشتر اوقات نوجوانان به رفتارهاي ناپخته و نادرست تنها به اين دليل دست مي‌زنند که ياد نگرفته‌اند نيازهاي خويش را با شيوه‌هاي درست برآورده کنند.

o                               هيچ نوع رفتار دشوار نوجوان را نبايد به صرف آن از نوع مشکلات سنّي اوست و از بين خواهد رفت کم اهميّت و ناديده گرفت

o                بايد توجّه داشت که اشکال مختلفي از رفتار که براي سن خاص که در آن رخ مي‌دهد هنجار است و نبايد براي سن‌هاي بالاتر تحمّل گردد چه بسا اين رفتارها بايد اصلاح و بهبودي يابند زيرا رفتارهاي فرد کم کم بايد منبا اجتماعي و جامعه‌پسند خود را پيدا کنند.

o                چرا که احتمال بقاي هر نوع رفتاري وجود دارد، از طرفي اگر اين گونه رفتارها ناديده گرفته شود نوجوان فکر مي‌کند رفتارش پسنديده است و آن را ادامه خواهد داد.

o                در قضاوت رفتاري کودکان و نوجوانان به انگيزه‌ها بايد توجّه داشته باشيم زيرا ممکن است فرد کار ضعيف را به انگيزه جلب توجّه، جلب محبّت و تأييد اجتماعي گروه هم‌سن خود انجام دهد.

منبع: روشهاي هدايت رفتاري نوجوانان وجوانان - محمد قمي فر

 

افسردگي نوجوانان

افسردگي نوجوانان

 

برگرفته از سایت اموزش نیوز    به آدرس 

   http://edunews.ir/index.php?view&sid=3342

 

 

افسردگي به مجموعه علائمي گفته مي‌شود که در رفتارهاي کلامي و غيرکلامي انسان، براساس شرايط محيطي و يا برخي تغييرات فيزيولوژيک منعکس مي‌گردد، بنابراين بايد گفت:افسردگي خفيف زودگذر با علائم اندک رو به زوال از حالات عاطفي انسان است و افسردگي طولاني با علائمي افزاينده، اختلال عاطفي شمرده مي‌شود.


افسردگي عادي در تمام سنين ديده مي‌شود و ظهور آن بيشتر از شرايط بيروني سرچشمه مي‌گيرد تا شرايط دروني بدن انسان، احساس شکست، از دست دادن افراد محبوب، تنزل مقام و وجهه و دوري از موقعيّت مطلوب، احساس عدم کفايت حقارت و نااميدي ممکن است افسردگي عادي را سبب شوند.


افسردگي به عنوان يک اختلال عاطفي از تراکم نشانه‌هاي افسردگي و طولاني شدن زمان عرضه اين مجموعه نشانه‌ها، شناخته مي‌شود و طبقه‌بندي مي‌گردد.


براي کساني که با نوجوان سر و کار دارند فهم و تشخيص فرق بين افسردگي عادي از افسردگي مرضي اهميّت فراوان دارد و آشنائي با علل افسردگي، آنان را در پيشگيري شرايطي ياري خواهد داد که افسردگي عادي را بدنبال دارد و در صورت تراکم به افسردگي مرضي ختم مي‌شود.


دوران نوجواني ، دوراني است که انسان در معرض تغييرات و تحولات عميق جسمي و رواني واقع مي‌شود، تغييرات هورموني و رشد جسمي از يک طرف، عوامل رواني و بلوغ رواني و بلوغ فکري و علاقه به استقلال از طرف ديگر نوعي عدم تعادل ايجاد مي‌نمايند که هيچ فردي از گزند آنها مصون نيست.امروزه ثابت شده است که در دوران نوجواني انسان استعداد زيادي براي ابتلاء به افسردگي دارد .



حالات افسردگي در جوانان و نوجوانان


1- نوجوانان در مواردي خود را به بيماري مي‌زنند.

2- در برابر حرف‌ها و سخنان ديگران ساکت مي‌مانند و اگر هم بخواهند پاسخ گويند پاسخشان شکننده و ناراحت کننده است.

3- اغلب زانوي غم در بغل مي‌گيرند وافکار متعددي بر ذهنشان هجوم مي‌آورد آنها را دل مرده مي‌سازد در مجلس در ميان جمع مي‌نشينند ولي تنها هستند.

4- نگاهشان به ديگران نگاه شک و ترديد است

5- از زندگي احساس پوچي و بي‌هدفي دارند به همين جهت تحرک خود را از دست مي‌دهند

6- صورتيکه نتوانند از حمايت‌هاي محيطي بهره گيرند در جهت تخفيف فشارهاي

 

منبع: روشهاي هدايت رفتاري نوجوانان وجوانان - محمد قمي فر

 

حضرت امام راحل(ره)  و خدمتگزاري

 

حضرت امام راحل(ره)  و خدمتگزاري

 

" با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و بسوي جايگاه ابدي سفر مي كنم...  

و بدانند كه با رفتن يك خدمتگزار در سد آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شدكه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند. " [1]

حضرت امام خميني (ره) در دوران حيات ارزشمند خود ، طلايه دار عزت و بزرگواري ايران سرفراز  بود ، وي سخناني متأثر از كلام وحي، رسالت انبياء و هدايت اوصيا داشت ، به گفتار خود عمل مي كرد  و مروج آئين پاك رسول خدا   محمد مصطفي (ص) بود .

 نفوذ عرفاني و معنوي اين راد مرد صحنه هاي علم و تقوي همة جهانيان را به حيرت انداخت و مردم شريف  ايران را به عزت و افتخار گرانقدري رساند .

او كه الگوي جاودانِ حكومت بر قلب ها قلمداد مي شد ، راز  و رمز اين توفيق و موفقيت حكومت ها را در خدمتگزاري و جذب قلوب مردم مي داند و در سراسر حيات ارزشمندشان به خدمتگزاري اين ملت شريف افتخار مي كند و از ديگران      مي خواهد كه نصيحت پدرانة اورا بپذيرند و از خدمت و خدمت رساني به مردم دريغ ننمايند .

امام بزرگوارمان در بسياري از موقعيت ها به مسئولين تذكر مي دهند كه كارهاي خود را خوب انجام دهند و در خدمت مردم باشند و به مردم حالي كنند كه حكومت اسلامي ، حكومتِ خدمت است حتي تا آنجا كه اهميت خدمتگزاري را درسيرة پاك رسول الـ.. (ص) متذكر مي شوند :

 

" پيغمبر اكرم (ص) خدمتگزار مردم بود ، با آنكه مقامش آن بود  ولي خدمتگزار بود ، خدمت مي كرد  ."[2]

 

همچنين امام راحل فتح قلوب را بالاتر از فتح كشورها معرفي مي نمايد ، سخنان حكمت آميز اين مراد و مرشد بزرگ قرن در اين باب چنين است :

 

" اگر بخواهيد مملكت تان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد ، بايد اين ملت را به همان گرمي كه هست  نگه داريم ... ارزش اين ها زياد است ، اما بايد حفظ كنيم اين ارزش ها را ، پيروزي مملكت ما براي همين ارزش ها ست ، اين پيروزي قلوب بالاتر از پيروزي كشور است ...  دائماً در نظرتان باشد كه ما يك بندة خدائي هستيم ، كه اين مردم ما را به اين محل رساندند و ما براي آنها بايد خدمت بكنيم ." [3]

جايگاه  خدمت و خدمتگزاري در نظام جمهوري اسلامي

از زبان امام راحل (ره)

 

با نگاهي گذرا به سيرة انبياء وامامان و خلف صالح آنان حضرت امام خميني (ره) و دقت در رفتار اين اسوه هاي حسنه ، به راحتي جايگاه رفيع خدمت و خدمتگزاري روشن خواهد شد.

پيامبر عظيم الشأن كه رحمت و محبت نبوي، بنياد و اساس رسالت او بود ، توجهي خاص براي خدمت به مردم داشت و خداوند بزرگ در معرفي چنين پيامبري پس از آنكه وي را " عزيزٌ عليه ما عنتم" معرفي مي كند واژه "حريصٌ عليكم "  [4]    را نيز مي آورد.

در كلام آسماني فوق شدت علاقة پيامبر به هر گونه خير، سعادت، پيشرفت و ترقي ، به جهت خوشبختي انسان است   و رسيدن به زمينه هاي فوق از طريق خدمت به مردم و رعايت افراد جامعه امكان پذيرخواهد بود.

امام راحل با عنايت به هدايت هاي بزرگ ترين راهنماي عالم وجود به چنين راه مقدسي تأسي مي كند و در فرازي ازگفتار هاي عالمانه اش مي فرمايد :

" من دعاگوي شما هستم و شما اين احتمال را بدهيد كه اگر به من بگويند خدمتگزار  بهتر از اين است كه بگويند رهبر ، رهبري مطرح نيست ، خدمتگزاري مطرح است ، اسلام مارا موظف كرده است كه خدمت بكنيم ، خدمتگزاري مطرح است ." [5]

امام بزرگوار درجائي ديگر به رهبر و شوراي رهبري آينده توصيه هائي ارائه كرده اند :

" خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوري اسلامي و محرومان و مستضعفان بنمايند ." [6]

 

در فراز ديگري از سخنان امام راحل (ره) آمده است :

" اگر چنين برنامه اي تحقق پيدا كند (حكومت ها به مردم خدمت كنند) محيط رعب از بين مي رود و محيط دوستي پيش مي آيد و مبدل به محيط برادري مي شود ، يك چنين محيطي كه محيط برادري باشد ، ملت پشتيبان دولت است و اگر ملت پشتيبان يك دولتي شد ، دولت سقوط نمي كند ." [7] 

 

سخن گهر بار ديگري از رهبر بزرگ انقلاب چنين است :

" امروز شما با تعهد به اسلام و با تعهد به احكام اسلام و با تعهد به جمهوري اسلامي ، در خدمت بندگان خدا و مستضعفين باشيد و بيشتر از همه ، طبقات ضعيف را ملاحظه كنيد و اين يك عبادت بزرگ است براي شما ، و من  اميد وارم كه شما به اين عبادت موفق باشيد ." [8] 

 

ومهم تر از سخن فوق:

"گمان نمي كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد " [9]  

سخن معظمٌ له در ارزش خدمتگزاري چنين است :

 

" من نمي توانم براي خدمتگزاري ، جواني كه براي خدمتگزاري به اسلام  شب تا صبح شب زنده داري مي كند و در حال خطر واقع مي شود ، مجاهده مي كند ، ارزش براي اين ما نمي توانيم حساب كنيم ...  مگر غير از خدا  مي تواند كسي به اين اعمال پاداش دهد ."  [10]  

" آنهائي كه براي يك مستمند و يك مؤمن خدمت بكنند ، آن همه پيش خدا اجر دارند و شما كه براي  ميليون ها مستمند و ميليون ها مستضعف خدمت مي كنيد ،  جز خداي تبارك و تعالي ،  كسي نمي تواند  احصا  كند  اجر شما را ." [11]

 

و نيز در جهت وظيفه حكومت ها فرموده است :

 

" اسلام حكومت ها را موظف به خدمت كرده است ،  ارتش در خدمت ملت باشد ،  حكومت ها در خدمت مردم باشند . " [12]

با يك جمع بندي مختصر در سخنان امام راحل (ره) به نكات عمدة ذيل واقف خواهيم شد :

 

1- اولي بودن خدمت گزاري در مقايسه با رهبري

در جملات امام راحل(ره)  برتري خدمت به مردم ، بر بالاترين موقعيت يك حكومت (رهبري) استنباط مي شود و زمينة تفكر و تدبر را فراهم مي آورد كه چگونه مراد و مرشدي در منتهاي آگاهي و دانائي به اين فيض بزرگ تمسك داشته است ،  و اگر رهبري مردم را پذيرفته است ، به آن دليل است كه آن را در مسير خدمت و خدمتگزاري به خدا و مردم يافته است ، و حتماً پذيرش رهبري بدون خدمت به مردم ، مورد نفرت آن بزرگوار بوده است  .

 

2- خدمتگزاري زمينه ساز سعادت و موفقيت جوامع بشري است .

دليل مهمي كه آن سفر كردة عاشق ، به خدمت مردم و مستضعفين داشت ، سعادت و موفقيتي است كه نصيب    حكومت ها و جوامع خواهد شد ، چنانچه بارها در دعاي خالصانة خود سعادت ملت را از خداوند بزرگ درخواست نموده         و دولت ها را به خدمت مردم ترغيب نموده است .

 

3- خدمت به بندگان خدا بمنزلة يك عبادت بزرگ

امام راحل (ره) خدمت را همواره يك توفيق تلقي نموده است و از مسئولين خواسته است عنايت خاصي به اين توفيق داشته باشند ، تا جائي كه اتاق كار مسئولين خدمتگزار را عبادتگاه معرفي نموده است و در جهت حفظ اين عبادتگاه و ره توشه هاي خدمت مسئولين به امت ، تذكرات ظريفي داشته است .

 

4- قابل محاسبه نبودن ارزش خدمتگزاري

امام راحل (ره) ارزش خدمتگزاري را آن چنان والا و گرانقدر مي دانند كه محاسبة ارزش آن را فقط و فقط مختص ذات احدي دانسته بگونه اي كه در صورت فهم اين مسئله تمام اعمال و رفتار آدمي بايد رنگ و رونق خدمت و خدمتگزاري      يافته باشد  تا مورد توجه خداوند قرار گيرد و  وعده هاي راستين خداوندي را محقق سازد .

 

5- موظف شدن حكومت ها به خدمت كردن براي مردم

تذكرات امام راحل(ره) به مسئولين وقف كردن فرصت ها براي خدمت كردن به اسلام ، جمهوري اسلامي و مردم است كه در اين راستا خدمت به محرومان و مستضعفان ، خاص شده است ، تا شايد رحمت و مساعدتي كه به نام اسلام و توسط مسئولين مسلمان اين كشور صورت مي گيرد ، نقطة اميدي براي محرومان و مستضعفان جامعه به حساب آيد و بصورتي بتوانند تاليف قلوب مردم را روش خود قرار داده ،  در جهت توسعة اسلام گام مؤثري داشته باشند.

 

وظايف خدمتگزاران در نظام جمهوري اسلامي ايران

"از زبان رهبر فقيد انقلاب"

امام عظيم الشأن در مجموعه گفتار هاي خود براي مسئولين ، دولتمردان و نهادهاي مسئول در جامعه ، در باب خدمت و خدمتگزاري به نكات ظريفي اشاره داشته اند .

دريك جمع بندي ساده نكات برجسته اي از اين سخنان ارئه خواهد شد تا خدمتگزاران به نظام الهي اسلام در خدمت به مردم شريف ايران ، معيارهائي براي تلاش مقدس خود داشته باشند  .

الف - تواضع و جلب محبت مردم براي ايجاد پايگاه مردمي

 

"كوشش كنيد كه پايگاه ملي براي خودتان درست كنيد ، ... هرچه صاحب منصب ارشد باشد ، بايد بيشتر خدمتگزار باشد ، مردم بفهمند كه هر درجه اي كه اين بالا مي رود ، با مردم متواضع تر مي شود ... كاري بكنيد كه دل مردم را بدست آوريد  ." [13]

"... آقا كاري بكنيد كه محبت مردم را جلب كنيد ، اين هم رضاي خدا در آن هست ، هم راحتي خودتان در آن هست و هم براي كشورتان مفيد است . "[14]

ب -  مردم داري و رفتار خوب با مردم

امام راحل (ره) در جهت مردم داري و رفتار خوبي كه بايد در سكنات هر مسئول و دولتمردي وجود داشته باشد ،    سخن هاي بسياري داشته اند ، فرازهاي ذيل برداشتي از سخنان آن عزيز مي باشد .

 

ب 1 -  رفتار اسلامي

"همه بدانيم كه عقل هم اقتضا مي كند به همان طوري كه اسلام دستور داده با مردم رفتار شود ، حكومت ها هم همانطور رفتار بكنند ، وقتي درصدر اسلام مأمورين را مي فرستادند ، همان سردار بود ، همان كه استاندار بود ، امام جماعت هم بود ، يعني اينقدر مورد اعتماد مردم بود و مردم اورا به عدالت مي شناختند كه به او اقتدا مي كردند و با او نماز   مي خواندند ."[15]

ب 2 -  عدم ايجاد نارضايتي

" اين ها بايد حالا فكر اين معنا باشند كه مردم را داشته باشند و يكي از راهها يش اين است كه وزارتخانه ها و ادارات يك جوري باشند كه نارضايتي ايجاد نكنند و بالاخره ما مردم را لازم داريم ، يعني جمهوري اسلامي تا آخر مردم را مي خواهد . " [16]

 

ب 3 -  عدم سخت گيري

" بايد حركت ما به صورتي باشد كه مردم بفهمند كه اسلام براي درست كردن زندگاني دنيا و آخرت آمده است ، تا ملت احساس آرامش كنند ، مردم ما خيلي زحمت كشيده اند ... مردم عادي ما تمام زحمات حكومت را متحمل می شوند ، پس ما بايد به فكر مردم باشيم و بر آنان سخت نگيريم كه از صحنه خارج شوند ."[17]

 

ب 4 -  جبران تلخي ها

" ... و شما بايد كاري بكنيد كه آن ذائقه تلخي كه مردم در گذشته از ديگران داشته اند به ذائقه شيريني مبدل سازيد كه اگر چنانچه خداي نخواسته مشكلي برايتان پيدا شد ، همين مردم كوچه و بازار بيايند و مشكل شما را رفع كنند ."[18]

ج  -  شركت دادن مردم در كارها

"وقتي مردم ديدندكه شما در صدد خدمت به آنها هستيد ، طبيعي است كه آنها هم كمك به شما مي كنند ...

... عمده اين است كه ما هم بتوانيم خدمت متقابل بكنيم و بايد از مرحله لفظ و شعار بيرون برويم و به مرحلة عمل برسيم ، يعني هر وزيري در وزارتخانة خودش واقعاٌ بين خودش و خدا ، خودش را موظف بداند به اينكه آن پرسنل ، آن جا هر كس در تحت نظر اوست ، آنها را بسيج كند به اينكه با مردم رفتار خوب بكنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند و همين طور شركت دادن مردم را در امور...

... آنها را كنار نگذاريد ، رد نكنيد ، آنها را وارد كنيد در كار، وقتي وارد كرديد در كار و آنها ديدند كه شما مي خواهيد همكاري كنيد با آنها ، آنها هم همكاري مي كنند با شما ."[19]

 د توجه به خواسته هاي مردم

 

" ... شما نمي توانيد كارهائي كه الآن در ايران هست انجام بدهيد ، الّا با هماهنگي با ملت ، هماهنگي با ملت هم اين است كه شما توجّه كنيد به خواست اينها...

... مأموريني كه مي خواهيد بفرستيد به اطراف ، اين مأمورين را درست توجيه كنيد كه با ساخت مردم موافق باشند ، همانطوري كه خود شما مي خواهيد با مردم هم فكر باشيد ، اين ها هم با مردم هم فكر باشند ، با روحانيان  هم فكر باشند ، طوري باشد كه هماهنگي داشته باشد . "[20]

 

ه ارزش دادن به مردم

" ما بايد به مردم ارزش بدهيم ، استقلال دهيم و خودمان كنار بايستيم و روي خير و شر كارها نظارت كنيم ."[21]

" ...به مجلس و دولت و دست اندركاران  توصيه مي نمايم كه قدر اين ملت را بدانيد و در خدمتگزاري به آنان خصوصاٌ مستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشم ما و اولياء نعم همه هستند و جمهوري ره آورد آنان و   با فداكاري آنان تحقق پيدا كرد و بقاء آن نيز مرهون خدمات آنان است فرو گذار نكنيد و خود  را  از  مردم و آنان را  از خود بدانيد  ."[22]

و عمل كردن به تعهدات اسلامي و خضوع در برابر قانون

 

" مقصود اين است كه درحكومت اسلام ، اسلام و قانون اسلام حكومت كند ، اشخاص براي خودشان و به فكر خودشان حكومت نكنند ، مامي خواهيم احكام اسلام در همه جا جريان پيدا كند و احكام خداي تبارك و تعالي حكومت كند ، در اسلام حكومت ، حكومت قانون ، حتي حكومت رسول الـ... وحكومت امير المؤمنين ، حكومت قانون است ، يعني قانون خدا آنها را تعيين كرده است ،آن ها به حكم قانون واجب الاطاعه هستند  ."[23]

" اسلام براي برقراري قانون آمده است و پيغمبر اسلام و ائمة اسلام و خلفاي اسلام ، تمام براي قانون خاضع بوده اند و تسليم قانون بوده اند ، ما هم بايد تبعيّت از پيغمبر اسلام بكنيم و از ائمة خدا بكنيم و به قانون هم عمل كنيم و هم خاضع باشيم در مقابل قانون ، قانون براي همه است  ."[24]

 

 

ز- اهميت دادن به بيت المال و پرهيز از كم كاري

 

" بيت المال مسلمين را بزرگ بشماريد ، حكومت هاي اسلامي بايد بيت المال مسلمين را براي جلال و جبروت خودشان صرف نكنند ، بيت المال مسلمين صرف آن چيزي بشود كه براي مسلمين است  ."[25]

" برادر ها ، امروز روز كار است ، هر كس در هر جا هست بايد كار بكند ، ما مي خواهيم خودكفا باشيم ، خودكفائي را با تبليغات نمي شود كرد ، با كار مي شود كرد  ."[26]

" من نمي فهمم كسي علاقه داشته باشد به مملكتش و آن وقت از مملكتش اجر ببرد و عمل نكند ، خوب يك اجرتي كه اين ها  مي گيرند در مقابل عمل است ، اگر عمل كم بكنند حرام است ، اين اجرت جايز نيست استفاده بكنند از اين   ."[27]

مباني علمي خدمت به مردم

و روش خاص امام راحل(ره) در اصل خدمتگزاري[28]

 

پس از روشن شدن جايگاه و نقش مردم در حكومت جمهوري اسلامي ايران ، از ديد رهبر فقيد انقلاب ،        مباني علمي و فلسفي خدمت و توجه به مردم مد نظر قرار خواهد گرفت و ساخت تربيتي اين نوع نگرش و رفتار بررسي خواهد شد .

اولين مبنا در خدمت به مردم آن است كه فرد به اين تفكّر وارد شود كه در مسير خدمت رساني به مردم چگونه         مي تواند به خود خدمت كند ، در اينجا يك بحث انسان شناسي و روان شناسي پيش مي آيد كه اگر فردي بتواند  در راستاي نفس مطمئنة حركت كند به خود خدمت كرده است و اگر بخواهد در خدمت نفس امّاره باشد به خود خيانت كرده است .

در مورد اول به خود خدمت كردن در خدمت به مردم متجلّي مي شود و در مورد دوم به خود خيانت كردن ، همان  بي توجهي به مردم و رعايت نفسانيات آدمي است .

دومين مبنا در خدمت به مردم از مقولة جامعه شناسي ، بررسي مناسبات اجتماعي انسانها است . در اين ديدگاه رابطة فرد با گروه همسالان ، خانواده و ديگران باعث ايجاد توانمنديها و صلاحيت هائي مي شود و نوعي شايستگي     در انسان به وجود مي آورد ، فردي كه در مناسبات اجتماعي صبوري را پيش مي گيرد ، دچار تزلزل و رفتار عجولانه  نمي شود ، در مناسبات اجتماعي به جهت آنكه فرد به تنهائي تصميم نمي گيرد و متوجه ديگران مي شود از آلودگيها بركنار مي ماند ، حتي آنكه در مناسبات اجتماعي مي تواند روي ديگران تاثير بگذارد و تأثير بپذيرد .

هرگاه در تعامل هاي اجتماعي نوعي ساده زيستي همراه با تدبير و فداكاري جريان داشته باشد ، افراد بطور طبيعي شايستگي هاي بيشتري كسب مي كنند .

 توجه به جامعه و افراد آن ، داشتن برنامه و آينده نگري براي رشد جامعه و استفاده از امكانات حقيقي در جهت كمك به افراد ، باعث بارور شدن جامعه مي شود كه از نظر امام راحل (ره) دورنمائي براي سعادتمند زيستن و بهروزي انسان ها است.

روش هاي خاص امام در خدمت به مردم

 

شيوة زندگي امام راحل (ره) عيني ترين روش ها براي مشاهده  و معياري براي الگو برداري نسل حاضر است ، زندگي ساده و متوسط ، نداشتن حرص و ولع نسبت به دنيا بصورتي كه تحت تاثير عناوين مادي وقايع ، قرار   نمي گرفت و در عين حال ، شجاعت ، صراحت و رك گوئي امام در جهت خدمت به سعادت مردم از نكات برجستة رفتار هاي امام بود ، صادقانه ، مردم را با واقعيت ها آشنا مي كرد ، آنها را به نيروهاي و امكانات خودشان واقف   مي نمود و به داشتن يك زندگي ساده اما پر نشاط دعوت مي كرد .

اعتقاد امام راحل (ره) در مقولة حكومت اين بود كه انسان رشد يافته در سيستم مديريتي جامعه مي تواند حركت كند ، تدبير و انديشه داشته باشد و مناسبات پيراموني خود را را بارور  و  زايا كند بطور طبيعي هم مي تواند تأثير بسيار مثبتي روي روابط اجتماعي و سيستم حكومتي جامعه داشته باشد ، لذا در همة زواياي حكومت به مردم و ملت اميدوار بود و به امكانات و توانمنديهاي جمعي آنان توجه داشت و بر همين اساس به بحث استقلال كشور در سطح منطقه اهميت مي داد و هيچگاه حاضر نبود امتيازي به مستكبران بدهد .

دريك كلام ماندگاري شخصيّت امام و ويژگي هاي خاص او درجهت خدمتگزاري به مردم، بايد مورد توجه مسئولين باشد.

امام راحل (ره)  عبد صالح خدا بود ، گفتاري صادقانه و صميمي داشت  و اين ويژگي را ازمردم درخواست مي نمود ، از نظر قواي دروني به عدالتي رسيده بود كه از او شخصيتي تأثيرگذار ساخته بود .

 وي همواره از مسئولين درخواست مي نمود كه برنامه هاي اجرائي خود را غني تر نمايند ، خودشان را به مردم شبيه كنند و زندگي ساده اي داشته باشند و اگر هم در امور كشوري دچار خطائي شوند ، بايد راحت به مردم بگويند .

به اعتقاد امام راحل (ره ) اين صداقت باعث  مي شود كه توجه مردم نسبت به مسئولين جلب شود و درجهت همكاري با مسئولين پيشگام شوند و بدين صورت در اثر خدمتگزاري مسئولين به مردم            سعادت و موفقيت جامعه   تضمين خواهد شد .

                                                                                                         بدان اميد

 

پي نوشت ها



[1] - آخرين فراز از وصيت نامة سياسي الهي حضرت امام خميني (ره)

[2]  - صحيفة نور، مجموعه رهنمود هاي امام خميني (ره) ج 13  ، صفحة 90 ، تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1371

[3]  -  همان منبع : ج 13 ، صفحة 191

[4]  - قرآن كريم ، سورة توبه ، آيه 128

[5]  -  صحيفة نور، مجموعه رهنمود هاي امام خميني (ره) ج 10  ، صفحة 126 ، تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1371

[6] -  وصيت نامة سياسي الهي امام ، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار  امام خميني (ره) . تهران چاپ 1378،   ، صفحة 53

[7]  -  همان منبع : ج 7   ، صفحة 72

[8]  -  همان منبع : ج  16  ، صفحة 202

[9]  -  همان منبع : ج 20   ، صفحة 36

[10]  -  همان منبع : ج 9   ، صفحة 36149

[11]  -  همان منبع : ج  17  ، صفحة 257

[12]  -   همان منبع : ج 7   ، صفحة 72

[13]  -  همان منبع : ج 7   ، صفحة 6

[14] -  همان منبع : ج 7   ، صفحة 96

[15] -  همان منبع : ج 7   ، صفحة 72

[16] -  همان منبع : ج 7   ، صفحة36

[17] -  همان منبع : ج 19   ، صفحة51

[18] -  همان منبع : ج 19   ، صفحة51

[19]  - همان منبع : ج 19   ، صفحة 229

[20] -  همان منبع : ج 159   ، صفحة215

[21] -  همان منبع : ج 19   ، صفحة 206 

[22] -  وصيت نامة سياسي الهي امام ، انتشارات مؤسسة تنظيم و نشر آثار  امام خميني (ره) . تهران چاپ 1378،   ، صفحة 35

[23] -  صحيفة نور، مجموعه رهنمود هاي امام خميني (ره) ج 7  ، صفحة 201 ، تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1371

[24] -  همان منبع : ج 10   ، صفحة 29

[25] -  همان منبع : ج 19   ، صفحة 223

[26] -  همان منبع : ج 17   ، صفحة 155

[27] -  همان منبع : ج 9   ، صفحة 243

[28] -  برداشتي از مقالة امام و راهكار خدمت رساني به مردم ، دانش پور، روزنامة خراسان  ، شماره 15570 مورخة 13/3/82

 

منابع و مآخذ :

1-    بي آزار شيرازي، عبدالكريم  ، رسالة نوين امام خميني (ره) « مسائل سياسي و حقوقي»  . تهران : موسسة انجام كتاب ، 1360

2-   دلشاد تهراني ، مصطفي  ، سيرة نبوي (منطق عملي)  . تهران : سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1371

3-  گردآوري سخنان امام توسط  بنياد مستضعفان و جانبازان استان قم  ، اخلاق كارگزاران در كلام و پيام امام خميني (ره) . تهران : دفتر انتشارات اسلامي ، چاپ ششم ،   1377

4-  وصيت نامة سياسي الهي امام ، تهران:  انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار  امام خميني (ره) . ، 1378

5-  دانش پور ،  مقالة امام و راهكار خدمت رساني به مردم ،  روزنامة خراسان  ، شماره 15570  ، مورخة 13/3/82

به نام خدا               دل نوشته براي شركت در مسابقه رسول مهرباني و پيامبر جاوداني

چه فيض عظيمي است

 قرار گرفتن در شعاع محبت  رسول مهرباني

              واستفاده از پيام هاي روح بخش پيامبر جاوداني

                           تا نسيم حيات بخش لطف و احسانش را تجربه كني

             ودر مسير جلوه هاي محبت بي پايانش  عطوفت دين را بشناسي

تفسیر عارفانه و پرجاذبه زیارت عاشورا

این مقاله جهت شرکت در مسابقه محلی با استفاده از منابع کتابخانه آستان قدس رضوی  تدوین پس از داوری دانشمند گرانمایه مرحوم   آیت الله غفاری برنده یک دستگاه تلویزیون رنگی شد .

 

تفسير پرجاذبه دعاي عاشورا

     

 

 

مقدمه

 

در فضيلت زيارت امام حسين (ع) در روز عاشورا ، روايات و احاديث زيادي نقل شده است ، ازجمله روايتي كه از امام باقر (ع) در ابتدا و مقدمه زيارت عاشورا آمده است و ثواب ملاقات خداوند در روز قيامت را همراه با دو هزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد به زوار مخلص آن حضرت بشارت داده است .

خاصه آنكه اين حج و عمره و جهاد از ثواب اعمالي برخوردار است كه در خدمت رسول خدا (ص) و ائمه طاهرين باشد . يعني هيج انحراف و توسل به غير خدا در انجام اين اعمال وجود نداشته و از ثواب كامل برخوردار گرديده است .

از امام صادق (ع) هم روايتي در كامل الزيارات آمده است كه مضمون آن چنين است:

“ همانا زيارت حسين (ع) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است ، زيرا اين زيارت در حقيقت ، مدرسه اي بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گوئي روح را بسوي ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد.

هرچند عزاداري و گريه بر مصائب امام حسين (ع) ارزش و معياري والا دارد لكن بايد دانست كه همه اين زيارات ، گريه ها و غم گساري ها ، فلسفه دين داري ، فداكاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي كند.

هدف اين برنامه هاي انسان ساز جز اين نيست و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي کردن دل ، از هر چه غير خداست .

بحول و قوه الهي هدفمان  آن است که  برداشتي عارفانه از زيارت معروفه عاشورا را ارائه کنیم و بر اين اساس از نظرات مفسران و صاحب نظران ، استفاده نموده سعي به بالابردن شناخت در محتواي مطالب داشته ايم .

از خداوند متعال مي خواهيم ما را به ولايت ائمه اطهار خاصه صاحب اين زيارت محشور بگرداند و با هدايت و كرامت خود به ما معرفت و شناخت بيشتر عنايت فرمايد تا شايد به بركت اعتصام به عترت ، تقرب خداوند میسّرگردد.

                                                             -------  ان شاء الله ------

 

 

 

 

برداشت كلي

 

با صلوات بر پيامبر اعظم ، محمد بن عبدالله (ص)

 

آنچه به عنوان نكات برجسته زيارات ، بخصوص زيارت عاشورا ، مورد توجه محققين و مفسرين      مي باشد ، توجه و تاكيد خاصي است كه به جهت گيري مكتبي انسان اشاره داشته است ، كه در نهايت بيان كننده ديدگاه و جهان بيني فرد است كه از لوح دل عشاق به زبان جاري شده و مداومت بر آن اعتقاد كه ملكه ی نفس آدمي می گردد ، علاوه بر هدايت عملي انسان ، بعنوان هشدار و تذكر بر او جلوه مي كند تا با اعلام وابستگي فرد موحد ، مشخص كننده جبهه و مرام اعتقادي وي باشد و او را از ديگران متمايز نمايد .

بديهي است وقتي فرد خود را به يك گروه و جريان فكري مي سپارد آنهم گروه و جبهه تاييد       شده اي كه هدايتِ امامت را به دنبال داشته و با قبول ولايت ، زندگي دنيوي و اخروي خود را بيمه          مي نمايد، حتما فرد به فكر وادار مي شود كه گروه مورد نظر چگونه گروهي است ، خصوصيات اين گروه كدامند و چه ويژگيهائي دارند ، او به عنوان يگ پيرو بايد چه ويژگيهائي داشته باشد .

برابر  اين آگاهي با مشخص نمودن موضع خويش سعي در تقويت راه و مرام خويش خواهد داشت .

اصولاً مشخص كردن جبهه اعتقادي فرد ، داراي ضرورتي حتمي و واجد اهميت بسيار است و فرد با تعيين اين جبهه به كم و كيف كار خود در قالب زمان آگاه شده ، قدرت تشخيص و تميز پيدا مي كند و به عنوان يك وظيفه به تعهدات مكتب اعتقادي خويش وفادار خواهد ماند .

 همه اين مسائل مي تواند انسان را از پوچ گرائي و بي هدفي نجات داده و حقيقت و حقانيت وجود زندگي را به او بنماياند .

زيارت عاشورا داراي چنين خصوصيت مهمي است كه فرد موحّد در فرازهاي گوناگون آن ، مرتب از علاقه و علل وابستگي خود به جبهه حق و برائت و عدم پيوستگي خود  نسبت به جبهه باطل سخن مي گويد و خود را با تمام وجود آماده و تشنه هر گونه همراهي و همكاري و فداكاري در راه حق و مقابله و مبارزه باطل اعلام مي دارد .

 

 

 

تفسير زيارت عاشورا

 

شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زيارت عاشورا ، پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاء و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى‏نظير است [1]

 

                               بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

 

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَالسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ

 

در اولين فراز زيارت عاشورا ، عبارات سلام جلوه گر است . با سلام بر امام حسين (ع) علاوه بر اداي احترام و خضوع و خشوع خود ،ارتباط با امام شهيد را با گروهي از حق طلبان  (جبهه حق)مشخص مي كنيم تا اعتقاد خود را كه همان محتوای سلام است اظهار نمائيم.

سلام بر حسين(ع) فرزند رسول خدا، علي مرتضي،زهراي اطهر (رهبران بزرگ نظام توحيد و انسان هاي كامل)و سپس بر خوني كه خدايش خونخواهي،خون تو خواهد كرد و پسر كسيكه خدا خونخواه اوست.   [2]

با فهم كلمه ثار در اين زيارت و ديگر دعاها برجسته ترين جبهه گيري تاريخي اجتماعي را اعلام  مي نماييم و وراثت وي را بعنوان حجت خدا در زمين ،رهبر بزرگ نظام توحيدي وارث رسولان و ابلاغ كنندگان و پيام آوران نظام توحيد را مطرح مي نماييم.

و سلام بر كشته اي كه خون كسانش ريخته شده است.اين جمله مي تواند ، ما رابه خصوصيات و چگونگي عمل رهروانش آگاه نموده، الگوي عملي ما در زندگي دنيوي باشد تا بفهميم چگونه مي توان ياور حسين شد و چه سان ياوري او را به انجام رساند .

ما در اين زيارت به حسين (ع)بعنوان فرزند رسول خدا و فرزند اميرالمومنين و فرزند بهترين زنان عالم سلام مي دهيم.

 سلامي نه بر مبناي مسايل و خصوصيات خانوادگي و خوني ونژادي كه در اسلام جايي ندارد و بلكه سلام در اين مفهوم به حسين (ع)يعني وارث ارثيه حقيقي و با شكوه و با عظمت آنها كه رهبري الهي و امامت توحيدي آنها جز يقين ثابت ،اخلاص ، شرافت ، صبر و صفا و….  جایگاه دیگری ندارد .

زائر در اين جا بيان مي كند كه جبهه اعتقادي وي در تاريخ كدام است ، از زمره ی چه كساني است و از چه كساني مي خواهد باشد .

مفسرين نوشته اند اين فراز از دعا فراز تصديق است و منطبق بر قسمت اثبات و تصديق كلي “ لا اله الي الله” ،   چرا كه در جملات بعدي از واقعه كربلا بعنوان بزرگ ترين مصيبت وارده بر خود و به جميع مسلمانان از همان زمان تا زمان هاي بعدي و حتي تا فرداها وحتي به عنوان بزرگ ترين مصيبت براي اهل آسمان ها ياد مي كند .

اين تصديق يك تصديق عادي نيست بلكه يك اعتقاد قوي است كه نفي و طرد كساني را مطرح می کند  كه روبروي حسين (ع) و مكتب او قرار گرفته اند.

مي خواهد بگويد : “ نمي شود گفت هم حسين حق بود و هم يزيد ”

و هيچ توجيهي هم بر دغل كاري و نيرنگ هاي يزيدي نمي توان افزود تا اعتقادش  به پوچي  متمايل نشود .

بنابر اين توجه است كه با خاتمه فراز تصديق ، فراز نفي خود را  همزمان آغاز مي كند .

 

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ

 

رزيه در اصل به معني نقص است و مصيبت ، لابد به نقيصه در اموال و انفس و ثمرات خواهد شد .

زائر در اين قسمت وسيع بودن حركت و قيام را متذكر مي شود و بر بزرگي مصيبت بر خود و جميع اهل اين مصيبت ( اهل اسلام )تا كيد مي كند و مي خواهد اعلام كند قيام امامش ، قيام يك فرد و گروه اندك نيست ، كه اين مصيبت بر فرشتگان و گروه هاي طرفدار توحيد كه مقام قرب خداوند را دارند و بر تمام مسلمانان بسيار سنگين و غير قابل تحمل است .

و اما فراز نفي كه پس از فراز تصديق شروع مي شود با عبارت فَلَعَنَ اللَّهُ شروع مي شود.

 

فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ‏وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَاوَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ ‏بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ‏

 

بلي نفي و بيزاري بر گروهي كه طراح و بنيان گذار ظلم و جور هستند و نه تنها اين برائت و بيزاري شامل سردمداران ظلم و جور مي شود بلكه همه ي آنها كه مقام و منزلت شما را نديده گرفتند و بر كشتن اولاد و اكباد شما قيام كردند حتي زمينه چينان و نه تنها آنها ، كه همه پيروان آنها ، و دنبال كنندگان مشي و مرام آنها و حتي دوستان آنها هستند .

و اين تسلسل نه تنها زمان فرزند رسول خدا را شامل مي شود ، بلكه همه اعصار و قرون ، هر جا كه نداي مظلوميت است و آنها كه با هر وسيله به ياري كفر مي شتابند ، مورد نفرت من هستند و خود در اين جبهه نمي خواهم باشم .

اين اعلام ، آگاهي و قدرت تميز فرد را به دنبال دارد ، يعني من كه بيان ظلم و جور را  نفرين و  لعنت مي كنم ، و خود را حق طلب معرفي مي كنم قدرت تشخيص دارم و معتقد به نظام توحيدي و عدل و داد خداوندي و معتقد به معاد هستم و اين اعتقاد مرا به حراست و دفاع از آيين و نظام حق فرا مي خواند ، اعتقادي كه در زمان نمي گنجد بلكه تا روز قيامت ادامه خواهد داشت .

و حتماًدر كنار هر حق و هر بيداد افرادي هم هستند و من به عنوان يك مريد نه تنها با حق خواهان عالم موافقت دارم ، بلكه در صلح و سلامتم با هركس كه با شما در صلح باشد ، و جنگ و جهادم با كساني است كه با شما در مبارزه باشند .

 

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

 

اين فراز هم در دنبال فراز هاي قبلي است و مؤيد همان اصل توحيدي “لا الله الي الله” مي باشد. مبتني بر ايده و موازين قرآني ، آنجا كه مي خوانيم :

محمد رسوال الله الذين اشداء علي الكفار رحماء بينهم

در اين جا  مي خواهد بگويد كه درمسیرحركت كردن ، همان جهت حركت به سوي خداوند را انتخاب نموده است ( كمال مطلق) و اين همراهي و همكاري با حسين (ع) با هر كسيكه با حسين (ع)  سر همكاري و همراهي داشته باشد ، ادامه خواهد داشت و مبازره دائمي ما با كساني است كه با حسين(ع)  و با همراهان امام حسين (ع) سر مخالفت داشته باشند .

در واقع زائر مي گويد :

“ در گيري دائمي پيروان حق با سر سپردگان باطل ، تا روز قيامت ادامه خواهد داشت ”.

قرآن كلام وحي هم،  به صورت هاي گوناگون از اين مبارزه حرف زده است و اورا به چنين كاري موظف و مسئولش دانسته است .

 

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً)وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ

 

در اين فراز از دعا همان نفي و طرد را مي بينيم ، اما اين بار به نمونه هاي تاريخي ظلم و جور، اشاره مي كند تا عيني تر با موضوع برخورد كنيم و به عنوان درس عبرتي در مقابل خود ، پويندگي و وابستگي خود را در راه حق و حقيقت قرار دهيم . اينجا مي خواهد تسلسل باطل را از توطئه گران ، سردمداران و    رده هاي ستادي كفر تا آنها كه زمينه سازي شركت نيروهاي الحادي را در برابر حق داشته اند بنماياند و با بيزاري از آنها به خود هشدار دهد كه مبادا روزي در يكي از اين منجلاب ها گرفتار شوي  .

                               

 بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ)أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ‏اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ ‏وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ ‏وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ‏وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ

 

اين فراز در حقيقت در طول و ادامه ي فراز هاي اول و سوم است كه در ابتدا نه تنها خود را فدائي محسوب مي كند كه بهترين عزيزانش ( پدر و مادر) را در راه ولايت او ، و در مصيبت بزرگ او فدا مي آورد وآرزوي انتقامجوئي و خونخواهي آن امام شهيد را از خداوند مي خواهد ، در حالي كه نمي داند اين خود خداوند است كه مقام حسين (ع)  را بزرگ داشته و خونحواه اوست .

پس خود را در ولايت و زعامت امامي مي خواهد ، پيروزمند و از خانواده ي عصمت و طهارت ، تا خداي نكرده ضعف و لغزش در اين راه توحيدي با او قرين نشود .

زائر عزت و آبروي خويش را در حين تقرب خداوند  به شفاعت و حق حسين  (ع)  طلب مي كند و  مي خواهد با تقرب به خداوند و نزديكي به رسول اكرم  (ص)   و امير المومنين  (ع) و فاطمه  (س) و    امام حسن  (ع) پايه هاي اعتقادي و عملي رفتار خويش را مشخص و مؤيد سازد و براي تصديق بيشتر   بر اين مدعا با لعن و نفرين و بيزاري جستن از بنيانگذاران ظلم ، حركت توحيدي و مشخصه پويندگي خويش را با قرار دادن الگوهاي مجسم اعلام نمايد ، تا همراه و همدل ظلم ستيزان گردد.

او پس از تميزِ حق و باطل مي خواهد محدوده ی عملي و رفتاري خود را هم اعلام و مبارزه ي دائمي خود را پيش رو داشته باشد تا وابستگي ها و علقه ها نتواند اورا بي تفاوت و بي احساس بار آورد ، بنابراين ملاك هاي دوستي و دشمني خود را اعلام مي نمايد .

 

إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ ‏فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ ‏أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِوَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ ‏وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ ‏مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (الْأَرَضِينَ)

 

پس از تكرار جمله ي “‌من در صلح هستم با هر كه مسالمت دارد با شما و در جنگم با هر كه بجنگد با شما و … ” تأييدي ديگر بر انتخاب راه و جهت زندكي و حركت اوست .

در اينجا زائر خود را يك گام جلو تر مي بيند ، او خود را در حالي مي بيند كه محبت خداوند نصيب  او شده و معرفت و شناخت ائمه و دوستان ائمه را شامل حال خود مي بيند كه به عنوان رزق و روزي او بهترين جهت گيري در زندگي ، به او اكرام شده است .

وي مي خواهد بجهت اين كرامت ، حركت عاشقانه اش را در دنيا و آخرت در مسير رضاي خداوند قرار دهد يعني حقيقتاً خود را به او بسپارد و قدم هاي صادق و مخلصانه ي خود را در راه اعتلاي هدف راستينش ، كه با ائمه مطابق و هم جهت  است ، ثابت و استوار گرداند  .

و حالا پس از اين دوفيض عظمي ( شناخت و معرفت ائمه و بيزاري از دشمنان) از خداوند مي خواهد مقام محمود و پسنديده اي براي او قرار دهدو اورا چون خود ، خون خواه خون حسين(ع) قرار دهد با هدايت گر و امامي ظاهر ،  گويا  و به حق ، از دودمان عترت و رسالت كه در نهايت هدايت راه را به عهده داشته و رسالت بزرگشان راهنمائي انسان ها است .

مقام محمود طلب شده از خداوند همان ولايت مطلق محمدي است و هنگامي  به دست مي آيد كه هدف و غرض از بعثت از مسير دايره ولايت مشخص و به يقين تبديل شده و انتشار ايمان در قلوب مستعده جاري شود تا بتواند ظلم و عصيان را از قلب شخص ريشه كن سازد ،

 طلب درك اين مقام منجر به دولت سعيده و طلعت رشيده اي است كه همواره آرزومنديم و سپس طلب خون خواهي كه اين حالت تقرب كامل به خداوند است و يا در اصطلاح “خدا گونه شدن” كه وراثت ثارالله به او برسد .

 اين درخواست در نهايت تشويش و تضرع است و هنگامي كه بهترين اجر و ثواب را براي اين مصيبت بزرگ طلب مي كند در حقيقت طلب شفاعت و توسل است كه به حق شرف و فضل ثابت را براي اين خانواده از جانب خداوند مي بيند ،لذا مي خواهد با توسل و ايجاد رابطه توسط مقربي مؤيد به قرب بيشتر ذات باريتعالي نائل آيد .

چه ارزشمند است اين شناخت و اين درخواست !! در حقيقت عاشق در طلب وصال مولا مي سوزد و از سوختن دل ، حلاوت و طراوتي بدست مي آيد كه هركز به وصف نيايد.

اقرار مكرر به بزرگي مصيبت و نقصاني كه در جامعه حادث شده و اين مصيبت مطلق موجودات (جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ )را شامل شده است كه بزرگي و گستردگي مصيبت ديدگان نشان از بزرگي مصيبت و عظمت مقامي است كه با شهادت خود بزرگترين درس ها را آموخته است .

زائر در اين مقام به وجد مي آيد و كراماتي را درك مي كند  و اكنون در جوشش و سوز عشق         بي منتهايش درجات و عنايات بالاتر خداوند را طلب مي كند كه فراز آن دعا چنين است .

 

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

دراين فراز عارفانه ترين شناخت ها حاصل شده و مي خواهد نتيجه ي عزاداري بر حسين(ع) را به  دل سوختگان بشارت دهد .

بالاترين خيرها ، موقعيت و مقام رشيدي است كه انسان را در عروج عاشقانه اش به سوي خدا خالص گرداند ، تا همچون پيامبر اكرم(ص) لايق صلوات خداوندي گردد و اكنون زائر مقامي از خداوند   مي خواهد كه مورد تاييد خداوند قرار گيرد.

اين درود و سلام يك ذكر اختصاصي است كه زائر مي تواند با آن آمرزيده  شود ورحمت خاص خداوندي را نصيب خود سازد كه در حقيقت اين نهايت كمال است ، وكمال بالاتري از قرار گرفتن در دايره رحمت خاص خداوندي را متصور نخواهيم بود.

در اين مقام انسان به معناي خليفه الهي خود مي رسد وحتماً جايگاه متعالي خود را بايد در اين روش پيدا نمايد تا در ادامه ي اين مقام جاودانه شدن را از خدا بخواهد.

جاودانه شدن همراه با حيات و مرگي نشات گرفته از ايمان و عمل صالح همانند زندگي اسوه ي مخلوعات عالم حضرت نبي خاتم (ص).

چنين درك مي شود كه نهايت فيض و رحمت در جمله جمله ي اين  دعا همراه با اتكال به خداوند ، رسول گرامي اسلام (ص) و عترتش مطرح است تا زائر بداند راه سهمگين است و بايد در اين راه هادي و هدايت گري همراه داشت و آن راهنما ،  همانند و همدلي جز برگزيده ي پيامبران حضرت خاتم الانبياء نيست كه خداوند انشاءالله به طالبان عطا نمايد .

 

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

 

خدايا روز روزي است كه جشن گرفته اند آنرا بني اميّه  [3] ،پسر زن خورنده ي جگرهاي انسان  [4]  و سپس انها را به صفت لعنت شده و پسر لعنت شده ياد ميكند و اين لفظ از كلام و حلقوم نبي اكرم (ص) مستفاد شده است كه درود خدا براي اوست و در هر موقعيّت و مكاني كه وي انتخاب نمود و اين تاييدي است از زبان رسول امين حضرت محمد بن عبدالله(ص) بر لعن امّت كفر  .

 

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ)

 

سپس لعن و نفرين جاو دانه ي خداوند را بر رده هاي ستادي كفر بياد مي آورد و اين بار هم نام آنها را متذكّر مي شود ، دو علّت اين نفرين را هم مي آورد كه چه گوهرهاي گرانبهايي در اين روز به ظاهر كشته شده و آل زياد و مروان بر اين جنايت شادي كردند .

پس افزايش لعن و نفرين را و عذاب را از خداوند بر آنها مي خواهد   اينجا تأييد ديگري بر درك ميزان فاجعه و مقدار تألم است .

زائر در اينجا دقيقاً آگاه است كه چه ثلمه اي بر جهانيان وارد شده است و چگونه ركن و ستون استوار دين اسلام را ذبح شرعي كرده و بر آن تبليغات راه انداخته اند.

 

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي ‏بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

 

زائر در اينجا باز هم درخواست تقرّب به خداوند دارد خاصّه در اين روز (عاشورا)و در موقعيّت موجودي كه واقع شده است .

 او به آگاهي رسيده است و آينده ي خودرا كه تو أم با عشق و سوز ولايت مي باشد با بيزاري جستن از آنها (سران كفر)و با دوستي و ولايت پيغمبر (ص) و خاندان پيغمبر (ص) ترسيم مي نمايد  .

او اكنون خط ظلم و جور را از حقيقت كاملاَ باز شناخته و به يقين كامل رسيده است و چنين است كه عاشق بايد بسوزد تا سوز ولايت در قلب و دل اوخاموش نگردد و پشتوانه ي محكمي بر ادامه ي راه او باشد .آنگاه بايد با آمادگي تمام در لعن و نفرين اوّل ظالم بحقّ محمّد(ص) و آل محمّد بكوشي و اين مرام را تبليغ كني تا به تبرّي رسيده باشي.

غرض از تولّي و تبرّي در اين زيارت مشايعت و متابعت واقعي از اهل البيت و قوام به اين دو ركن است كه مي بينيم بصورت متعدده ابراز شده است و خطاب هاي گوناگون را دارا مي باشد.

 

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ ‏اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ (تَايَعَتْ) عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

 

در اين فراز لعنت اوّل را به ظالم و ظلم کننده برحقوق حقه پیامبر و آل او  و در آخر بر پيروان گروه كفر ترسیم می کنیم و ريز و درشت همراهان ،همقطاران و همكاري كنندگان را لعنت مي كنيم و از خداوند مي خواهيم اين مجموعه را قرين لعنت قرار دهد .

در اصل اين بيان بعد از معرفت و شناخت كامل به اهل حق و باطل صورت مي گيرد وآنقدر تكرار در بيانات زيارت هست كه انسان را هدايت و مددكار باشد تا خداي را با معرفت عارفانه ي خويش ياد كند و اين را كرامتي بزرگ و وسيله اي عظيم براي نيل به مقام ارزشمند انسانيّت بداند .

اين فرازها در انسان احاطه به مقام حسين عليه السّلام ايجاد نموده او را بر اسرار و باطن ها و ضمائر مقام عصمت و طهارت به حدّي كه طاقت بشر اقتضا كند آگاه مي كندسپس با اطلاع بر مراتب كمالات و مدارج عاليه ي امامت از علم وحلم ،تقوي و شجاعت و…به يقين كامل مي رسد و حقا مقام  كمال الايماني را در صورت صدق نيت و عمل به اخلاص پيدا مي كند.

صفاي روح و پاكي قلب مؤمن نياز به ولايت و امامت و توسل به ايشان را ، اينك لمس نموده است و در فضاي عرفاني خويش غرق است و اكنون بايد با اعلام خلاصه ي اعتقاد خود از موقعيّت دعا خارج شده و تاثير عاشقانه آنرا در روزهاي آينده داشته باشد .

اما او از اين اثر دست نخواهد كشيد و باز در مجموعه اي منسجم باسلام بر اباعبدالله متن كوتاهي را چندين مرتبه تكرار مي نمايد.

 

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُوَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ) السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ

 

سلام بر ابا عبدالله (ع) و ارواح مقدسي كه به آستانت در آمدند ، درود خداوند هميشه بر تو باد ، تا هستم درهر  شب و روز …

زائر علاوه بر اين درخواست ، عهد ي كه مخصوص زيارت است ، براي تقويت خود تقاضا  مي كند و مي خواهد كه خداوند اين زيارت را آخرين زيارت او قرار ندهد .

در اين فرازها ، زيارت معني بعيدي دارد و در اصل زائر،  معرفت ، آشنائي و ملاقات خداوند را براي هميشه مي خواهد ، وي به شفاعت و رابطه ی امام بزرگوار خود تاسي مي كند تا شايد جلاي قلوب و شفاء صدور و روشني ابصار بيابد .

او براي درك و كسب فيوضات از هدايت گري امامان غافل نبوده از امام رئوف خود امام حسين(ع)و زينت عبادت كنندگان علي بن الحسين(ع) و اصحاب پاك و دلاور سيد شهيدان چنين درخواستي دارد . تاخود واقف شده باشد كه چگونه فرزند آدمي نه در راه پدر،  بلكه در راه خداوندكه پدر هم پيرو آن است ايثار و فداكاري دارد ، لذا او هم بايد ولايت را به فهم و تعقل بپذيرد و ادامه دهنده ي آن باشد .

زائر سپس آخرين فراز دعا را مي خواند .

 

 

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ

‏اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

 

افشاى اسرار نزد دشمنان و مخالفان و تحريك عواطف مردم عوام دو فاكتور مهمى است كه بايد در ميان مسلمانان به حداقل برسد . لذا امامان در دعا و روايات برخى از مختصات شيعه را با كنايه و رمزى بيان مى كردند.

اگر ضرورت داشت، خود امام معصوم آن را به صراحت بيان مى‏ كرد. از اين كه امام معصوم به آن تصريح نكرده به دست مى‏ آوريم كه اين از اسرار آل محمد است .

اگر گوینده‌ی این جملات می‌خواست مراد خود را آشکار بگوید که می‌گفت و به اجمال و ابهام واگذار نمی‌کرد .

یکی از روحانیون شیعه می‌گوید:

«در مسجدالنبی، کتاب مفاتیح دستم بود، یکی از مأموران وهّابی آن را از دستم کشید و زیارت عاشورا را آورد و گفت: اوّل و دوم و سوم که لعن می‌کنید چه کسانی هستند؟

گفتم: مگر لازم است بدانیم چه کسانی هستند؟

گفت: چنانچه انسان کسی را نشناسد، چگونه او را لعن می‌کند؟

 گفتم: مردم که پنج وقت نماز می‌خوانند و مرتب می‌گویند «غیر المغضوب علیهم و لا الضّالّین» آیا «مغضوب علیهم» و «ضالّین» را می‌شناسند؟

 فکری کرد و گفت: خیر، نمی‌شناسند.

 گفتم: هنگامی که نمی‌شناسند چگونه از خداوند می‌خواهند که آنان را در زمره‌ی «مغضوبین» و «ضالّین» قرار ندهد؟

گفت: این نماز است و دستور است که چنین بخوانند و خداوند نخواسته تا ما بدانیم آنان چه کسانی هستند.

گفتم: این هم زیارت است و دستور داده‌اند که چنین بخوانیم و کسی منظور از آنان را نداند.

گاهی گفته می شود خواص و ياران آل محمد بر اين اسرار آگاهى دارند ، در این صورت شما مى‏ توانيد به يكى از خواص مراجعه كنيد و از اين «سرّ» سر درآوريد.

 البته باید توجه داشته باشيم كه محمد و آل محمد مورد ظلم واقع شده‏ اند و بیزاری و تنفر از  ظالمان براى آنان يك امر طبيعى است و هيچ‏ گونه اشكالى ندارد .

حال اگر ما در خط محمد و آل محمد حركت كنيم، مشمول اين جمله نيستيم و اگر در خط دشمنان محمد و آل محمد باشيم، جزو همان ظالمان هستيم.

با توجه به اصل تناسب در عبارت های این زیارت ، كسانى كه مورد لعن قرار مى گيرند بايد از جهاتى تشابه داشته باشند كه مهمترين آن ها غصب خلافت، و آزار رساندن خاندان پيامبر (ص) و به حاشيه راندن اهل بيت (ع) و صحابه پاك آن ها مى باشد كه مصاديق آن در صدر اسلام افرادى مانند معاويه بن ابوسفيان مى باشند،

ولي در اينجا قصه ي ظريفي نقل شده است .

سيدِ محقق شهيد ثالث ، قاضي نورالله شوشتري در كتاب مجالس المومنين در ذيل ترجمه شيخ الطائفه ابو محمدبن الحسن الطوسي ايراد كرده است كه بعضي از مخالفان به گوش خليفه ي عباسي رسانده كه او و اصحاب او ، صحابه را سب مي كنند و كتاب مصباح كه دستور اعمال سنت متجهدان ايشان است ،  بر آن گواهي مي دهد .

خليقه  ، شيخ و كتاب را خواست و توضيح طلب كرد ، شيخ منكر شد و منظور اول ظالم را قابيل ، ثاني را عاقد كشنده ي ناقه ي صالح ، ثالث را قاتل يحيي بن ذكريا و رابع را ابن ملجم مرادي معرفي كرد .

زائر در اين جا براي چندمين بار رده هاي ستادي كفر را مطرح كرده و از آنها بيزاري مي جويد و لعن و نفرين  ، برايشان آرزو مي كند .

 

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي ‏اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِوَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ  الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏

 

آنگاه بايد به سجده رفت و خداوند را به شكرانه ي فيض بزرگ زيارت و معرفت و شناخت ائمه و معصومين و انتخاب راه ،  سپاس گفت ، سپاس و حمدي كه اختصاص به شكر كنندگان واقعي دارد .

زائر در اين لحظه كه اوج درك و دريافت فيوضات رباني است از يادآوري اين مصيبت بزرگ غافل نمي ماند تابه درك عاليه معصومين نائل گردد وشفاعت آنان را به عنوان بالاترين پشتوانه در ورود به جهان آخرت  همراه داشته باشد و بتواند ثابت قدمي خود را اثبات نمايد .

او خلوص ، پاكي و صداقت خودرا به منشاء پاكي ها مربوط مي كند و با حسين (ع) ، اصحاب ، همراهان و بذل كنندگان جان در راه معشوق (راه امام شهيد) همراه مي گرددو آخرين درود خويش را به بركت اين همراهي نثار مي كند . كه براو سلام باد.

قدم صدق در اين جا ، پاي و سابقه فضل است كه چون انسان به اين راه رود به صدق ارادت و حق عقيدت در دنيا و آخرت ، رستگار خواهد بود و بايد اين رستگاري را در امتداد خط سرخ شهادت بجويد و ادامه دهنده ي آن باشد .

اميد كه خداوند ما را هم به لطف و كرم خود اميدوار نمايد و اعمال خالصي براي ما روزي نموده و آن را ذخيره ي آخرتمان قرار دهد . بحق حسين (ع) كه به ياد و مأ تمش اين جريده ي ناقص نگاشته شد .

 

                       تيرماه   85 /  محمّد قمي فــر/ شهرستان سبزوار

 

منابع و مأخذ

ــــــــــ

  • برداشت از كتب ادعيه ، راز نيايش منتظران (آيت الله موسوي اصفهاني ) و…
  • حسيني ، سيد محمد ، بررسي كوتاهي پيرامون زيارت . تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، 1364   
  • سياهپوش ، سيد محمود ، پرتوي از زيارت عاشورا  .تهران: نشر ابجد ، 1357
  • طهراني ، ابوالفضل ، شفاء الصدور في شرح زياره العاشورا . قم : سيد علي موحد ابطحي ، 1367
  • عزيزي تهراني ،  علي اصغر  ،  شرح زيارت عاشورا  . قم  : نشر دارالصادقين ، 1375
  • محدثي ، جواد  ، زيارت عاشورا ، مقاله چاپ شده در روزنامه جمهوري اسلامي

 


[1]  ) مفاتيح الجنان شيخ عباس قمي

[2] ) ثار در اين جا (اين معني )همان دم است و اضافه به الله به جهت آن است كه نشان دهد خداوند ولي دم حسين  سلام الله عليهما و مطالبه كننده خون اوست .به معني كين و خونخواهي هم آمده است.

[3]    اشاره به نذري كه بني اميّه داشتند - دارد كه اگر حسين عليه السّلام كشته شود آن روز را عيد خود قرار دهند و اولاد خود را مسرور نمايند و به شكرانه ي اين فاجعه اين روز را روزه بگيرند.

[4]   پسرِ زن خورنده ي جگرهاي انسان ،  منظور هما ن هند مادر معاويه است كه پس از خوردن جگر حمزه سيد الشهداء به       (آكِلَةِ الْأَكْبَادِ)معروف شد.