برداشتی از دعای بیست و چهار صحیفه سجادیه

 دعا برای والدین در نگاه و منظر امام سجاد (ع)

فراز چهارم

 ************************************************************


يا رَبِّ، فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ، وَ اَقْدَمُ اِحْساناً اِلَىَّ،
اى پروردگار من، زيرا رعايت حق آنان بر من واجب‏ تر، و احسانشان نسبت به من ديرينه ‏تر،
وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ، اَوْ اُجازِيَهُما عَلى‏ مِثْلٍ، اَيْنَ اِذاً
و منّت شان بر من بيشتر از آن است كه از آنان از روى عدل تقاص بكشم، يا نسبت به ايشان معامله به مثل كنم،
يااِلهى، طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟ وَاَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟
الهى اگر چنين كنم پس روزگار مديدى كه در تربيت من سپرى كرده‏ اند، و رنج‏هاى زيادى كه در نگاهدارى من تحمّل نموده ‏اند،
وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلى ‏اَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟!

و آن همه كه بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا گشايشى باشد چه مى‏شود؟

هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما،
بدون شك بعيد است‏ كه بتوانند حق خودرا از من دريافت دارند،
وَلااُدْرِكُ ما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما، وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما،
و من نمى‏ توانم حقوقى را كه بر عهده‏ ام دارند تدارك نمايم، و وظيفه خدمت آنان را بجاى آورم،
فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ،
پس بر محمد و آلش درود فرست، و اى بهترين كسى كه از تو يارى جويند مرا يارى ده، و
وَ وَفِّقْنى يا اَهْدى‏ مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ، وَ لاتَجْعَلْنى فى‏ اَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِ
اى‏ راهنماينده‏ تركسى‏كه ‏به ‏او روى آورده‏ مى‏شود مراتوفيق ده، ودرآن روزكه همه‏ بدون‏ آنكه برآنان ستم
وَالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ.
رود جزا مى‏ بينند مرا در زمره آنان كه عاق پدر و مادرند قرار مده.

****************************

 يا رَبِّ، فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ، وَ اَقْدَمُ اِحْساناً اِلَىَّ،
اى پروردگار من، زيرا رعايت حق آنان بر من واجب‏ تر، و احسانشان نسبت به من ديرينه‏ تر،
وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ، اَوْ اُجازِيَهُما عَلى‏ مِثْلٍ، اَيْنَ اِذاً
و منّتشان بر من بيشتر از آن است كه از آنان از روى عدل تقاص بكشم، يا نسبت به ايشان معامله به مثل كنم،

 

تقاص برگرفته از ريشه «قصّ، يقصّ» است. قصّ دلالت مي کند بر پي گرفتن اثر چيزي (راغب، 1409: 419؛ ابن فارس، 1407: 5 /11). اين مفهوم در سوره قصص به کار رفته است: (قالت لأخته قصّيه)؛ «مادر موسي به خواهرش گفت: دنبال موسي برو» (قصص/ 11).


تقاص در امور مالي و حقوقي نظير قصاص است در جراحات و نفوس؛ زيرا مقاصّه و قصاص نظير هم هستند؛ لذا همچون قصاص که قصاص کننده عين عمل جاني را نسبت به او انجام مي دهد و اثر جنايت او را دنبال مي کند، در تقاص هم تقاص کننده حقّ خود را پيگيري مي کند (طبرسي، 1376: 1 /478).

تقاص در اصطلاح يعني شخص، حقش را از ديگري بدون اطلاع يا رضاي او بگيرد. گرفتن حق بدون رضا به گرفتن همراه جهل مديون ملحق مي شود و به هر تقدير، ظاهر آن است که تقاص مشروط است به اينکه آن شخص از اداي حق، ممتنع باشد (مشکيني، 1379: 156)..[1]

وجوب رعایت حق والدین و سابقۀ احسان و لطف انان و قبول منت اعمال صالحۀ آنان فراز دیگری از دعای گرانقدر امام است که فرزند به این حق و حقوق اقرار نموده و حتی تقاص شرعی و معامله به مثل در این وادی را ممنوع دانسته است .

وقتی که فرزند خود را مدیون مراقبت ها و زحمات والدین یافته و احسان آنان را نسبت به خود درک کرده است ، دیگر جایی برای حق و حقوق خود نمی یابد که آنان از سر لطف و رحمت با او برخورد و رفتار نموده اند و همواره خیر و سعادت فرزند را بر خود مقدم داشته اند ، در چنین مسیری چنانچه فرزند بخواهد خیری نثار والدین خود نماید از باب سپاسگذاری و رعایت حق و حقوق والدین است  که فرمودۀ خداوند کریم است.

کریم در مسیر کرامت خود اگر مانع و سد راه خدمت وامری نسبت به مخدوم خود باشد و آن را به صواب نزدیک بداند که جای تقاص و مقابله به مثل ندارد و این درس مهم را بنده از رفتار بزرگوارانۀ پروردگار عالم استنباط نموده است که ابتلا و آزمایش را برای رشد و بالندگی بندگان تدارک می نماید .

 

يااِلهى، طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟ وَاَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟
الهى اگر چنين كنم پس روزگار مديدى كه در تربيت من سپرى كرده‏ اند، و رنج‏هاى زيادى كه در نگاهدارى من تحمّل نموده ‏اند،
وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلى‏ اَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟!

و آن همه كه بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا گشايشى باشد چه مى‏ شود؟

 

اکنون خود دلیل این رفتار را تشریح می نماید که اگر به تقاص و معامله به مثل رفتار والدین خود اقدام نمایم پس فرصت های سپری شده در رشد و تربیت من  چه می شود ، چنانکه در پی این راهنمایی  و هدایت متحمل رنج های فراوانی هم شده اند و به جهت رفتارهای عاطفی خود آن قدر برخود تنگ گرفته که زمینۀ گشایشی برای زندگی فرزندشان فراهم آید .

فهم این ایثار و لطف والدین زمانی محقق می شود که آدمی عارف به شناخت حقوق ذیحقان خود از جمله خداوند بزرگ می شود و والدین را هم بعنوان بستری از این رأفت و عنایت  در نظر می آورد که اگر اصل این لطف و احسان مقرر نمی شد ،  مطلوبی  در مسیر وفاداری به طالب بوجود نمی آمد و این قطرۀ کوچکی از درس عارفانه ای است که از معارف الهی امام سجاد جاری می شود.

از طرفی دیگر در مسایل تربیتی ، آن گاه که فرد خود اقرار به بیان مطلبی می نماید ، به مثل آن است که به حقانیت گفتۀ خود ایمان داشته و اکنون اقرار به زبان می نماید که مسیر بعدی عمل به ارکان است .

حال اگر این خواستۀ خود را از منبعی قابل قبول دریافت داشته است و خود در حقانیت کلام بر زبان آمده ، تتبع و کاوشی  نداشته است ، مدافع مفاهیم گفته و بیانات خود خواهد بود و برای اثبات آنها ، به دنبال دلیل و مستند خواهد گشت که در این مسیر هم به فهم و تکامل خواهد رسید.

هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما،
بدون شك بعيد است‏ كه بتوانند حق خودرا از من دريافت دارند،
وَلااُدْرِكُ ما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما، وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما،
و من نمى‏ توانم حقوقى را كه بر عهده‏ ام دارند تدارك نمايم، و وظيفه خدمت آنان را بجاى آورم،

اینک خودرا توانمند در اداء حق و حقوق والدین  نمی یابد و اقرار می کند که نمی تواند حقوق برعهده گرفتۀ خویش را تدارک نموده و بجای آورد.

این همان مسیر معرفت و سپاسگذاری از صاحبان حق و حقیقت است که ارزش لطف منعم را شناخته و عمل به ادای حق دیگران را ، در مقابلِ  لطفی که دریافت داشته اند برابر نمی دانند.

پس برابر با این اعتقاد و توجه جایی برای تقاص و مقابله باقی نخواهد بود و این اقرار به ضعف انسان را  به توانمندیهای معنوی رهنمون خواهد کرد.

فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ،
پس بر محمد و آلش درود فرست، و اى بهترين كسى كه از تو يارى جويند مرا يارى ده، و
وَ وَفِّقْنى يا اَهْدى‏ مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ، وَ لاتَجْعَلْنى فى‏ اَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِ
اى‏ راهنماينده‏ تركسى‏كه‏ به‏ او روى آورده‏ مى‏شود مراتوفيق ده، ودرآن روزكه همه‏ بدون ‏آنكه برآنان ستم
وَالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ.
رود جزا مى‏ بينند مرا در زمره آنان كه عاق پدر و مادرند .

حال که مسیر منعم و نعمت ،  رحمانیت و رحمت  و سپاس و سپاسگذاری فراهم شده باید به اصل این هدایت و معرفت سلامی خاضعانه داشته باشد و از خدایش برای رحمه للعالمین ، درود بخواهد و با بیان جایگاه ایزد بزرگوار خود ، فقط از او پناه و یاری بخواهد  که توفیق رضایت والدین را از آن خود سازد .

این اقرار هم جای تامل دارد که همه در قیامت به جزای اعمال خود خواهند رسید در حالی که به هیچ یک ستمی روا نخواهد شد و این تایید دیگری بر عدالت خدایی است که افتخار بندگی او به ما ارزانی شده است .

                                                                                                           ادامه دارد

 

***************

[1] -  برگرفته از سایت  http://rasekhoon.net/article/show/170574/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B5/