مشارطه ، مراقبه و محاسبه از مجموعه حرف دل
مشارطه ، مراقبه و محاسبه
چه روزهای بدی را ، به انتظار بوده و هستم
چو نا رفیق ببینم ، چو سنگ و آیینه هستم
چونیستم مدیر حوادث ، چرا چنین دلتنگ
نه اهل این همه تشویش ، یا مشارطه هستم
چو خوانده اند مرا اینچنین تکیده و بیمار
بگوی راز دلت را، نیازمند هر معامله هستم
نمی شود که نشینم ، به ذوق وصل و تمنّا
چوگفته است دلم را، که در مسابقه هستم
چو مبتلا شوم به عطش، فرصتی بدست آید
تفکّری که بگوید ، چرا دراین مراقبه هستم
اگر به عهد خویش ، وفادار بوده و هستم
نگیر مأتم بی جا ،که سود این معاهده هستم
بیار دفتر عمرو دلت ، ببینم این که کجایی
اگر رفیق تو باشم ، نماد این محاسبه هستم
اسفند 94
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 17:10 توسط محمد قمی فر
|
بنام خدا