شب ظلمت  از مجموعۀ حرف دل


شب ظلمت

 

مهر و محبت تو چو خورشید بوده است

این روح پر فروغ چه جاوید بوده است

هرگاه محو صورت زیبای تو شوم

گویی بهشت مرا ، رو نموده است

صوتت  ، صدای زمزمۀ ربنا بود

گرچه حزین دل من را ربوده است

دل خوش شوم به خندۀ آرام تو بسی

گویی اسارتی که دلم خو نموده است

اشکت برآید و به لبم داغ می زند

شاید نگاه و چشمِ مرا تارکرده است

آن شب غریب ترین، لحظۀ تو بود

دیدم سکوت نالۀ شب گیرکرده است

یلدای ما همان شب موعود کرده بود

هر لحظۀ مرا چه نفسگیر کرده است

هر چند در کنارِ  تو ماه و ستاره بود

دیدم شبی که ظلمت ما رخ نموده است

افتادم و صدایِ من از غصّه آه بود

تنهایی و یتیمی من را نموده است

دیری است یاد آیینه و شانه می کنم

آشفتگی و غربت من سایه بوده است

گفتند دعای تو سبب شادی من است

گفتی بهشت برین ، هدیه بوده است

من هم دعا کنم که بماند حضور من

در قلب عاشقت که مرا توشه بوده است

مادر غمی ندارد و یادش مرا دواست

ماندم چرا بهانۀ من را نموده است

آذرماه 92


جودِ جواد از مجموعه حرف دل

جودِ جواد

ز جود و رحمت خود ،  معبري براي خدا

به علم و پاكي و زهدت جهان به حيرت ماند

نگاهبان هستي احكام دين، به روزگار جفا

چه ديده عمة تو ، از شهادتت به خدا

به روز سوم ميلاد ، گفته اي تو ذكر و ثنا

به خرديت نگرند ، سروري تمام و كمال

تو اكملي به علم و فقاهت و جود و سخا

درخت سدر چو بيند ،  نشان رحمت تو

پراكَنَد ثمرش را، تويي نمود مهر و صفا

چه حكمتي است خدا را به عمر پر ثمرش

غريب مانده  در اين زندگي ، نديده وفا

به دست پاك تو چشمان ما شفا يابند

به پاي بوس تو ياران روند سوي رضا(ع)

چو از دعاي تو نرم است قلب عاصي ما

دعا نما به نگاهي ، كه رو كند به سما

جواب دشمن دينت به عشق مي دادي

به ما نگاه لطف نما ، عمرها رود به فنا

چشيده اي تو جفا و ستم ، عزيزخدا

به ظلم دشمن غدّار ما ، نباش رضا

بخواه عزت ما  ، تا مُحِبِّ او باشيم

مُحِبُّ وياري حق مي شود مسير غنا

زماست همّت و از روح تو جوانمردي

دعاي خير خودت معبري نما به رضا

تير 92