دام بلا از مجموعه حرف دل
دام بلا
هر لحظه ای که شعر سرایم غمی مراست
هر واژه ای نشانۀ دردی که بی صداست
خوانی تو شعر و لفظِ حزینش ستوده ای
پیمانۀ غریبِ الفتِ این وادیِ فناست
گرجمله ها ز عاطفه سرشار گشته است
دام بلاست هر سخنی کز کلام ماست
در ظاهرش نشانۀ لطف است و مرحمت
غم خانۀ دلی مشوش و پیمانۀ شماست
سوزد دلی که عشق شناسد به کار خود
تحسین شان زهمرهی سوز و سازهاست
با نغمه ای چوحرف مرا درک می کنند
گویی به سوز دل تو دعایت نیاز ماست
شعر مرا نخوان ، تو اگر یار دیده ای
اذکار او بخوان نگهش در نگاه ماست
بهمن 93
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 11:31 توسط محمد قمی فر
|
بنام خدا