غریبستان قرب از مجموعه حرف دل

غریبستان قرب

کارِ دل  گر نبود  می ماندم

خود به این قصه آشنا بودم

من خریدارِ زحمت و رنجم

تا گشایم چنین درِ گنجم

بود  آنجا  محل  زندگیم

جایِ کار و تلاش و خستگیم

خانۀ  دل و  خانۀ  رحمت

همرهانی ستوده  با همّت

جمعمان جمع آدمیّت بود

از نگاهی پر از صلابت بود

گل به هر بوستان که می دیدم

با  نگاهِ  شکوفه  می چیدم

رفتنِ ما نشانِ عاطفه بود

از نگاهی چو صاعقه بود

چون که رفتم دلم به درد آمد

هر نگاهی به چشم سرد آمد

چون غریبان ، مرا بیازردند

هم مرا نقش دشمن آوردند

لیک من تکیه بر خدا کردم

راهِ خود راهِ  انبیاء  کردم

آنکه خواهد خدا نگه دارد

مشکلاتش ، ز راه بردارد

هر تلاشی شده مسیرش باز

جمع یاران چنین کنند پرواز

کار سخت و نیاز ، افزون بود

کاردر جمع ما چه محزون بود

لطفِ  حق بود  و  رحمتِ او

کار ها شد مسیر برکتِ او

عاقبت کارها به سامان شد

شادمانی بسی فراوان شد

 گرچنین فیض کارِ خداست

رهرو او همیشه پا برجاست

او چنین بنده را عنایت داد

راه قربش به خود لیاقت داد

لیک ما حق گزار او نشدیم

بندۀ ره سپار او نشدیم

هر که عارف به راه او باشد

لایق فیض و رحمتش باشد

آذر ماه 88

پیمانۀ محبت

پیمانۀ محبت

عهد من بشکستن پیمانه ای است

هم در آن ویرانه ما را خانه ای است

خانه گرم عزیزان چون مرا جانی دهد

جان ما هیچ  است او  جانانه ای است

آن  همه عاشق به سویش  پر کشند

بین دل مجروح من خونابه ای است

من  نمی دانم جوابش  گفته  است

گفت آن قالوا  بلی  پیمانه ای است

*******

ما  به  میلادِ  رضا  دل  بسته ایم

از جدائی در حریمش خسته ایم

منتظربر فیض و احسان بوده ایم

در حضورش ازگناهان  رسته ایم

*****

بودی تو سرآغاز نگاهم به خدایت

همراه نمودی دل من را به صفایت

از دل چو برآمد سخنی دررهِ معبود

مبهوت شدیم از اثر و عمق نگاهت

 

عید قربان

عید قربان

 

شاد باشید باز عید آمد

فصل داغِ دعا پدید آمد

باز فصلِ امید و دلهره ها

با نیایش کنیم زمزمه ها

دلبران  باز دارند  قربانی

از هوی و هوس چه می دانی

نفس را یا محبت  اغیار

هر دو خارج بوند  از معیار

بندگی قلبِ پاک می خواهد

بنده ای برگزیده می خواهد

خود شناسی و حق شناسی ما

قلب ها را دهد  بسی  گرما

باز لبیک گوی رحمتِ او

گرد  آییم  در  محبتِ  او

گر قبولی شود نتیجۀ کار

فارغی از گناه در هر کار

نفس را گر کنی تو قربانی

لایق مهر و رحمتش مانی

در یقین عید عیدِ قربان است

بندۀ حق طلب چو مهمان است

ذیحجه 1430/ آذر88