مقدمه تربیت حس دینی در کودکان

مقدمه

 

پويائي و تحرك اجتماعيِ جوامع امروزي ، مرهون وجود نيروهائي مقاوم و اثر گذار بر محيط هاي پيرامون خود مي باشد، كساني كه به جهت توانمنديهاي متفاوت خود مي توانند  تجمع هاي انساني را زير نفوذِ خود گرفته ، زيرساز فكري و ساختار مديريتي جوامع را دگرگون سازند .

اهميّت چنين محيط هائي در ساخت هدايتگران و مديريتهاي نظام اجتماعي به ظهور خواهد رسيد و عرصة بالندگي مجموعه هائي خواهد شد كه در تكاپوي رسيدن به استقلال ، خودباوري و خودكفائي جامعه ، نظام فكري گذشته خود را كنار گذاشته و در پي ابداع و نوآوريهائي هستند كه بتوانند با نيروي انديشه و پشتوانة اعتماد و هدايتگري مشاوران دلسوز ، نوعي خلّاقيت و تكاپو را تجربه كرده و با اتكاي بنفس در مقابل هجمه هاي متفاوت دشمنان ايستادگي نمايند.

براستي چگونه مي توان قدرت مقاومت افراد را ارتقاء داد؟

چه عواملي در كاهش اثر پذيري از بايدهاي محيط پيراموني ما دخالت دارند؟

چگونه مي توان فرزنداني مقاوم و اثرگذار بر محيط تربيت نمود؟

معناي كامل مسئوليت ((مسئول بودن)) و احساس تكليف با چه تعابيري بيان خواهد شد ؟

و

شايد بتوان گفت در جامعه اي با گرايشات متضاد و تعارض هاي قابل توجه ، اگر افرادي بتوانند از الزامهاي دروني و انساني خويش پيروي كرده و خود را تحت الزامهاي مشحص و انتخاب شده اي از برون قرار دهند به چنين معنائي دست يافته اند.

به همين جهت است كه دين مبين اسلام پس از ارائه رهنمودهاي لازم براي رستگاري انسان ((الزامهاي برون)) ديگر نيازي به اكراه در پذيرش  اجباري دين نمي بيند و مي خواهد شاكلة وجودي انسانها ، پس از دريافت و تميز معاني ، الزامهاي پذيرفته شده و هدايت آورِ برون را دروني كرده و خود را ملزم به پيروي ازاين بايد ها نمايد.

در چنين زمينه اي محرّك هاي متفاوت پيرامون ما ، استقلال و تماميت وجودي انسان را به مخاطره نخواهد انداخت و مقاومت منفي رفتارها ، جلوة نامأنوس و نازيبايِ خود را به ظهور نخواهد رساند.

مادراين مباحث قصد آن داريم كه تحليل مناسبي از روابط و مؤلفه هاي موثر بر رفتار را ارائه نمائيم و درچنين مسيري از خرمن انديشمندان دين ، خوشه چيني نمائيم ، باشد كه خداوند لياقت هدايت و رستگاري را نصيب تمامي دلسوختگان تعليم و تربيت ديني قرار دهد .

        ـــــــــــــــــ ان شاء الله ـــــــــــــــــــ

تعاريف متفاوت پرورش و تربيت ديني از ديدگاه نظريه پردازان

 

تعاريف متفاوت پرورش و تربيت ديني از ديدگاه نظريه پردازان

پرورش و تربيت ، مقوله هاي عام در نظام فرهنگي هر كشور مي باشند ، ولي در جوامع اسلامي پرورش و تربيت جايگاه ويژه اي داشته و جزء مباحث ارزشي فرهنگ هر كشور بشمار مي آيد ، زيرا بستر و زمينه هاي اجرائي تربيت  ، در اذهان عمومي مسلمانان ، هدفداري و مسير خاصي از هدايت است كه نمودي از تقدّس يافته است .

هرچند كلي بودن اين واژه ها ، ديد گاههاي متفاوتي را بوجود آورده است بطوريكه در نظام تعليم و تربيت پاره اي از كشورها فقط در كلمه ‘‘ تربيت’’ معادل  ‘‘  Education ’’ معرفي شده است ، اما دركشور جمهوري اسلامي ايران تربيت و پرورش به بعد خاصي از فعاليت هاي فرهنگي اتلاق مي شود كه توسط سازمان و قشر خاصي از برنامه ريزان و مجريان نظام تعليم و تربيت پي گيري و هدايت مي شود و اين مجموعه بگونه اي توجيه و زمينة فعاليت يافته اند كه گوئي حائلي خاص محدودة فعاليت آنها را مباحث تعليم جدا نموده است[1]

در نظام فرهنگي موجود ، هنگامي كه كلمة پرورش به زبان ميآيد ، در اذهان چنان پديدارمي شود كه پرورش نمودي از جهت هدايتي نسلها بسوي دين و دين باوري است و هنگامي به بار  مي نشيند كه فرد واجد پاره اي از نگرشها و باورهاي مذهبي شده باشد و هماهنگ با توقّعات و نيازهاي جامعه خود عمل نمايد

در چنين ديد گاهي تربيت و پرورش برابر است با پيدايش تغييرات اساسي در احساس ، ارزشها ، و نگرشها و باورهاي كساني كه در معرض هدايت گفتاري و عملي ارباب معرفت قرار گرفته اند ، تا بتوانند درك مناسب و معقولي از خود ‘‘ فلسفه وجودي ’’   محيط اطراف ، پديده ها و رويدادهاي دروني و بيروني ، لطف و رحمت خداوند ، نظم و هماهنگي هستي ، هدفداري جهان و مشخص بودن مسير تكاملي انسان بدست آورند .

پيش نياز چنين تغييري عبارت است از آمادگي شناختي و عاطفي كساني كه عنوان ‘‘متربّي’’ را به خود اختصاص داده و براي تجربه آموزي و كسب معرفت در مفاهيم ديني علاقه مند شده اند تا مگرازمسيرچنين علاقه ورغبت هائي ، احساس خوش آيندي از رفتارهاي انتخابي خود داشته ، با پوشش و فضا سازي دلپذيروبرجستگي در ارائه الگوهاي رفتاري ، مصداق مناسبي بر بيان عملي ارزشهاي ديني شوند .

بهمين دليل جهت دار بودن واژه هائي چون تربيت وپرورش را چنين معرفي نموده اند

حركت اصيل و ذاتي متربيان براي خويشتن شناسي ، زيبائي شناسي ، ارزش پذيري ، خويشتن شناسي ، حرمت گذاري ، عزّت طلبي ، نوع دوستي ، قناعت ، پذيرش مسئوليت ، عمل صحيح وكه محتواي چنين حركت هائي تكامل معنوي انسان نامگذاري شده است .

برانگيختگي و پشتوانه چنين حركت هائي به پرورش عاطفه ، تبلور نگرش هاي خلّاق ، تحصيل تجارب دلنشين نياز دارد تا رفتاري را ارزشي نموده و ملكه نفس آدمي نمايد كه اين خود محتاج به اتخاذ روشهاي مناسب ، طراحي و تدوين هدفهاي روشن ، استفاده از فن آوري مؤثر و فضا سازي دلپذيري است كه بتواند عاملي قوي بر تغيير رفتار بهينه متربيان باشد .

1.   براي كنكاش و بررسي تحليلي اين موضوع بايد كليّات تربيت ديني مورد توجه قرار گيرد و به حس ديني چنان نگريسته شود كه آدمي در بدو تولد خويش داراي فطرتي الهي و علاقه مند به عدالت و نيكو كاري تصوّر شود. [2] و قلب و ضمير دروني او همانند همان صفحة سفيدي باشد كه از هرگونه پليدي و انحراف مبري است و داراي استعداد هاي بيشماري است كه مي تواند تكامل او را تضمين نمايد . [3]

بهمين جهت صاحب نظران و انديشمندان علوم تربيتي بگونه اي معرّف تربيت اخلاق يا تربيت ديني     شده اند كه تعاريف ، هدفها ، اصول و مقاصد بيان شدة آنان مي تواند ابعاد ممتازي از تعليم و تربيت اسلامي را نمايان و آشكار نمايد . [4]

تربيت از نظر غزالي براي اين است كه كودك :

       ‌أ:                سعادت دين و دنيا را حاصل كند.

     ‌ب:              خشنودي خداوند را بدست آورد .

      ‌ج:               نفس اماره را مطيع و اخلاق خود را مهذب نمايد .[5]

وي قلب كودك را پاك و عاري از هر نقش و صورتي مي داند كه اگر اورا به اعمال خير عادت دهند به آن خصلت رشد مي يابد و اگر به كارهاي زشت عادت دهند به هلاكت و بدبختي مي افتد ، لذا به سرپرست وولي كودك واجب مي داند كه از او مواظبت كنند و در تهذيب اخلاق او بكوشند و از همنشينان بد دور بدارند .

خواجه نصيرالدين طوسي نيز به تربيت اخلاقي بسيار اهميت مي دهد و آن را اساس پرورش مي داند ، به نظر وي منظور از تربيت ، درك سعادت است ، براي رسيدن به اين منظور بايد كودك را چنان تربيت كرد كه فضائل را دوست بدارد و از رزائل دوري جويد و در برابر شهوات ضبط نفس نمايد .[6]

 

از آنجا كه هدفهاي تربيت در قرآن كريم بشرح ذيل بيان شده است ،

‘‘خود شناسي ، جهان شناسي ، خالق شناسي ، شناخت نظام اجتماعي اسلام و به عهده گرفتن مسئوليت اجتماعي و درنهايت عبادت آفريننده ’’ [7]

مي توان نظرات انديشمندان معاصر را دقيق تر مورد بررسي قرار داد.

دكترحسيني (از صاحبنظران معاصر) هدف تعليم و تربيت را جلب رضاي خداوند و تقرب به ذات او دانسته و معتقد است كه جلب رضاي آفريننده داراي ابعاد مختلفي است كه عبارتند از

1-              حركت به سوي كمال

2-              عناين به مصالح خلق و خدمت به مخلوق

3-             برخورد با جهان طبيعت و چگونگي بهره برداري از آن [8]

دكتر عبدالعظيم كريمي ، به فعليت رساندن و شكوفانمودن استعداد هاي انسان را در معناي تربيت برجسته نموده و سپس متذكر شده است كه :

ايجاد زمينه و فراهم آوري شرايط و عواملي كه خود كودك شخصاً به كشف و تحقق آن خصائص و صفات بپردازد معنائي از تربيت است .

بر اساس اين تعريف فطرت همان عبوديت ،و عبوديت منشأ راهيابي به ربوبيت است

و در معنائي ديگر:

به مجموعه اي از اقدامات ، تلاش ها و زمينه سازيها براي ايجاد دگرگوني در فكر و عمل ، بگونه اي كه در موضع گيريهاي فرد نيز مؤثر افتد تربيت ديني گفته مي شود . [9]

مجموعه اقدامات و تلاش ها در تعريف فوق عبارتند از : توليد لحظات جذبه ، معنا يابي ، زيبا شناسي ، نشاط ، انبساط ، خلوص و يكتائي .

وي نشانه هاي پرورش ديني را چنين معرفي كرده است :

گسترش افق ذهن ، سعة صدر ، رواني طبع و لطافت قلب

 

استاد محمد علي سادات تربيت ديني را برابر با آموزش تعاليم ديني ، پرورش فكري و اعتقادي و به موازات آن رشد و گسترش عواطف ديني دانسته است ،

 به اعتقاد وي ، نيازهاي رواني و وجود شك  و ترديد در آموخته هاي دوران كودكي و كنجكاوي نوجوان براي يافتن هويت عقيدتي خود و جوابگوئي به فلسفة زندگي ، انگيزة ديني آنان را فراهم آورده است و مربيان و والدين بايد مددكار و ياري رسان فرزندان براي بدست آوردن پاسخ هاي صحيح و منطقي اشكالاتشان باشند و همچنين الگو بودن آنها براي تربيت ديني فرزندان حائز اهميّت شمرده شده است .[10]

آنچه در اين ديد گاه مهم معرفي شده است حضور متربي در برنامه هائي است كه پيوند قلبي آنان را با دين و معنويت افزايش داده و زمينه را براي شكوفائي ايمان فراهم مي سازد .

وي از چنين پيوندي بعنوان سرمايه اي گرانبها نام برده است .

 

دكتر سيد احمد احمدي ، تربيت ديني را جنبه هائي از تربيت معرفي كرده است كه

      1)         كودكان و نوجوانان را با وظائف و شرايع ديني آشنا مي كند .

      2)         مباني اعتقادي را در آنان رشد دهد.

      3)         آنان را پاي بند به اصول و عامل به فروع بار آورد .

      4)         فطرت الهي آنان را بارور سازد.[11]

 

 برداشت جامع اين نويسندة مسلمان اين است كه تربيت در اسلام به معناي عناوين ذيل است .

       ¨          رشد و نمو و پرورش دادن

       ¨          هدايت به طريق حق و كمال و صراط مستقيم

       ¨         رساندن فرد به بلوغ و ادراكات عقلي و حد تميز حق از باطل

       ¨         تزكيه نفس وآراستن خود به فضائل و پيراستن از آلودگيها

       ¨         به كمال رساندن همه ابعاد وجودي شخصيت انسان

دراين ديدگاه وظائف و شرايع ديني كه برگرفته از كتاب ، عقل ، سنت و اجماع است بايد به كودكان منتقل شده و زمينه اي فراهم شود كه با استفاده معنوي از اين  چهار ركن اطلاعاتي ، مباني اعتقادي كودك شكوفا شود و مسير مناسبي  برهر گونه چرائي و ريشه يابي مجهولات باز نمايد ، چرا كه جايگاه بررسي و تجزيه و تحليل مطالب پس از نص صريح قرآن برجسته و قابل وصول خواهد بود .

از آنجا كه پايبندي به اصول و عامل شدن به فروع منوط به درك و فهم مسائل و تسليم شدن به فراميني است كه بررسي و تجزيه و تحليل آن ممكن است به زمانهاي بيشتري نيازمند باشد لذا تعبّد و بندگي در جهت تسهيل و قبول آنچه به بوتة آزمايش نمي آيد كارگر خواهد افتاد و استناد رهبران الهي و ديني به كفتة متقن انبياء و امامان حلّال چنين مشكلي خواهد شد .

باور سازي فطرت الهي انسان نيز قابل پرورش و پديدار سازي است و برابر اعتقاد مسلمانان درجهت نمودار سازي فطرت بايد به اصالت انساني خويش بازگشت نمود تا خداپرستي ذاتي او به ظهور رسيده و هدايت گر رفتاري او در كلية امور زندگي باشد .

دكتر خسرو باقري پس از  تحليل و بررسي و ارائه نگاه تحليلي و تركيبي انسان در قرآن و مفهوم شناسي در تربيت ، تعريف زير را جامع صفات تربيت اسلامي معرفي نموده است .

شناخت خدا به عنوان رب يگانة انسان و جهان و برگزيدن او به عنوان رب خويش و تن دادن به ربوبيت او  ، و تن زدن از ربوبيت غير [12]

وي عناصر اين تعريف را شناخت ، انتخاب و عمل معرفي نموده است .

آنچه كه در اين تعريف ممتاز شده است ، شناخت  بعنوان زيربناي اصلي ايمان است كه آدمي مقصود و مقصد خود را خدا بداند و ربوبيت را در شأن خاص خداوند قرار دهد تا :

1-  به وحدت رسيده و از تشتت ،كه حاصل تن دادن به ربوبيت غير خداست ، مصون شود بديهي است كه تشتت مانع رشد و اعتلاي روح الهي انسان است .

2- وجود او مزرعه و موقعيّت انتفاع ديگران قرار نگيرد ، چرا كه غيرخدا متوقع بهره بري  از ديگران است و تنها خدا است كه چشم به انتفاع ندارد و همه موقعيت ها و امكانات را براي آدمي فراهم آورده است

3- نتيجه تن دادن به ربوبيت خداوند ، خارج شدن از تصاحب هرچيز و هركس (ماديات) است كه اين تعلّقات باعث وابستگي آدمي شده و مسير تكامل اورا محدود خواهد نمود .

از طرفي شناخت اصيل و صحيح زمينة انتخاب درست را فراهم خواهد نمود همانگونه كه خواست هدايتگر راستين آدميان (خداوند جل جلاله) است و پس از اين شناخت اراده و عزم آدمي درجت رسيدن به كمال تجهيز شده كوشش بليغي در جهت التزام به معيارها و ضوابط ربوبي نشان خواهد داد تا حاصل اين حركت تحقيق و ترقيق زمينه هاي ذيل باشد .

رشد ، طهارت ، حيات طيبه ، هدايت ، عبادت ، تقوي ، قرب ، رضوان ، اقامة قسط ،  فلاح ،  تفكّر ، تعقّل ، استقلال ،   عزّت ،  تعاون ، تزكيه ،  تهذيب ، صحت ،  قوت و نظافت [13]

از آنچه كه در مجموع تعاريف ، هدفها  ، اصول و مقاصد بيان شده است تكيه به عناوين و موقعيت هاي ذيل تسهيل كننده تربيت ديني در كودكان است .

1-         گسترش افق ذهني ، سعه صدر ، رواني طبع و لطافت قلب براي بدست آوردن شناخت صحيح و اصيل از امور كه مي تواند آمادگي كودكان را در جهت تربيت مذهبي ارتقاء بخشد .

2-        از آنجا كه شناخت زيربناي ايمان است و مي تواند پشتوانه اي براي حركت خالصانة انسان باشد و باعث يافتن  مقصد  و مقصود گردد ،  مساعدت درجهت دهي به اين مسير براي هدايت آدمي توصيه مي شود تا در تعالي روح و روان انسان مؤثر قرار گيرد .

3-         انتخاب و عمل مجدّانه پس از دريافت و كسب شناخت اصيل و كوشش بليغ در جهت التزام به معيارها و ضوابط  و مجهز شدن به اراده و عزمي خاص براي رسيدن به تكامل از ويژگيهاي بارز تربيت اسلامي است تا بتوان مسير سنگين رشد ، طهارت ، حيات طيبه و را پيمود .

4-         رشد و گسترس عواطف ديني به موازات پرورش فكري و اعتقادي براي گرايش ديني از نكات بسيار مهم در چنين تربيتي بشمار خواهد آمد.

5-        بارور سازي فطرت الهي و توليد لحظات جذبه به وسيله شناخت حقيقي از آفرينندة جهان هستي و برگزيدن او بعنوان رب خويش تا دلسپاري به سوي او رمز موفقيت اين نوع تربيت است و جايگاه غير را در ضمير انسان ازبين خواهد برد .

6-        تعبد و بندگي در جهت تسهيل و قبول آنچه به  آزمايش نمي آيد ممتاز و مهم معرفي شده است لذا بايد عبوديت و بندگي چنان شكل گيرد كه خشنودي خداوند بدست آيد كه خود نوعي مصونيت  براي پرهيز از انحراف و گمراهي باشد .

7-        حركت به سوي كمال براي بدست آوردن سعادت دين و دنيا از طريق ايجاد علاقه و رغبت براي دوست داشتن فضائل و بيزاري از رزائل ، در همة ابعاد وجودي انسان ميسّر خواهد شد .

8-        جهان شناسي ، شناخت نظام اجتماعي اسلام و به عهده گرفتن مسئوليت اجتماعي در جهت پايبندي به اصول حقة اسلام و عامليت فروع دين از مسير درك و فهم مسائل و تلاش براي تبيين و قبول مسائل مبتلابه آدمي كه  از راه وصول به بلوغ عقلي  و بدست آوردن حد تشخيص و تميز حق از باطل  ميسر خواهد شد .

9-         زمينه سازي و ايجاد فرصت براي بهره برداري از امكانات و نعمت هاي خداوندي ، اقامه قسط ، عزّت ، استقلال ، تعاون و يگانگي ، تاثمره و ميوة گرانبهاي بندگي خداوند شكوفا شده و عمل خالصانة انسان در جهت بدست آوردن خشنودي خداوند با عنايت به مصالح خلق در خدمت به مخلوق متجلّي شود .

10-      تغييرات اساسي در احساس ، باور ، نگرش و گرايش آنگاه به ثمر خواهد نشست كه بگونه اي در موضع گيريهاي فرد اثرات ويژه اي بجاي گذارد و نمود آشكاري از تربيت ديني باشد .

11-       دلسپاري ، تمسك و توسل به ائمه و انبياء بعنوان منجي و هادي نوع بشر و پذيرش آنها به عنوان انسانهاي الگو و كامل ، جايگاه مهمي در شناسائي راه و تربيت عملي انسانها دارد .

12-      پديدار شدن شخصيت مذهبي انسانها ، متأثر از رشد و گسترش تمامي ابعاد و جودي انسان ( جسمي ، عاطفي، اجتماعي ، عقلاني و مذهبي و) است و پرواز درجهت تكامل و سازندگي با دو بال آگاهي و ايمان ميسر خواهد بود تا زمينة عروج نهائي آدمي فراهم شود .

بدان اميد كه با بكارگيري چنين زمينه هائي در هدايت ، گسترش و پرهيز (تقوي) كودكان ايران اسلامي بكوشيم و رضايت و خشنودي خداوند را از آنِ خود سازيم .

                                                                ـــــــــــ  انشاء الله   ــــــــــــ

 



پی نویس

[1] - نهاد امور تربيتي توسط شهيدان گرانقدر رجائي و باهنر در اوائل پيروزي انقلاب طراحي و زمينه حضور يافت تا بتواند فرهنگ انقلاب را در نظام آموزش و پرورش بستر سازي نمايد ، از آنجا كه فعاليت اوليه اين نهاد بيشتر حول تحكيم مباني ديني و اعتقادي دانش آموزان متمركز شد ، چنين ديدگاهي را بوجود آورد .

[2] - سوره روم آيه 30 فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطرالناس عليها

[3]  -امام محمد باقر )عليه السلام( مي فرمايد : در قلب هر انساني نقطه سفيدي است كه چون گناهي مرتكب شود نقطه سياهي بر آن عارض مي شود   بحارالانوار 73/232

[4] - انديشمنداني كه نامشان در اين مچموعه آمده است ممكن است تعريف مستقيمي از تربيت ديني نداشته باشند ولي با ذكر اهداف اصول و مقاصد تا اندازه اي مقصود خود را تحت عنوان تربيت ديني و مذهبي بيان نموده اند .

[5] -  اصول و روشهاي تربيت در اسلام ، دكتر سيد احمد احمدي ، انتشلرات جهاد دانشگاهي ( ماجد) . تهران 1372  به نقل از تاريخ فرهنگ ايران . صديق ، صفحه 155و تاريخ فلسفه در جهان اسلام جلد دوم صفحه 593

[6] - همان مدرك به نقل از كتاب تاريخ فرهنگ ايران صفحه 4-163

[7]  -تربيت از ديدگاه قرآن ، فاضل جمالي صفحه 47

[8]  -  اصول و روشهاي تربيت در اسلام ، دكتر سيد احمد احمدي، انتشلرات جهاد دانشگاهي ( ماجد) . تهران 1372

[9] -تربيت ديني در مقابل تربيت عاريه اي ، دكتر عبدالعظيم كريمي  صفحه 49 رويكردي نمادين به تربيت ديني ، همان مؤلف

[10]  - شيوه هاي برخورد با نوجوانان ، محمد علي سادات صفحه 130 ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، 1372

[11] - اصول و روشهاي تربيت در اسلام ، دكتر سيد احمد احمدي، انتشلرات جهاد دانشگاهي ( ماجد) . تهران 1372

[12] - تعبد و بندگي درجهت تسهيل و قبول آنچه كه به آزمايش نمي آيد ممتاز و مهم معرفي شده است لذا بايد عبوديت و بندگي چنان شكل گيرد كه خشنودي خداوند بدست آيد و خود نوعي مصونيت براي پرهيز از انحراف و گمراهي باشد .

[13] - مهمترين واژه هائي كه نشاندهنده اهداف تربيت اسلامي هستند ، همان منبع صفحة 57

 

 

 

دوره هاي تربيت از ديدگاه اسلام

دوره هاي تربيت از ديدگاه اسلام

در منابع و مآخذ ديني تربيت به معناي زياد شدن و فزوني گرفتن آمده است كه در اين معنا شامل رشد و نمو است ،تربيت اعم از تربيت جسمي و تربيت روحي است و به پرورش دو بعد روان و بدن انسان اطلاق مي گردد.

در بيانات پيشوايان اسلام هم به اين معنا تصريح شده است و لغت تربيت به مفهوم پرورش دادن آمده است از آن جمله فرازي گرانقدر از دعاي كميل [1] نيز مبيّن اين معناست .

از طرفي چگونگي مراحل تحوّل و تكوين آدمي بصورت غير پيوسته معرفي شده است ،آيات و احاديث مشهور ، وجود مراحل و ادوار مشخص را در رشد تأييد مي كند [2]

از آنجا كه رشد در تمامي ابعاد وجودي آدمي (جسمي ،عقلي ،روحي ،اخلاقي و) صورت مي گيرد لازم است با دقّتي خاص به دوره هاي تربيت توجّه شود و نحوة برخورد مربيان در هر مرحله با ديگر مراحل تفاوت داشته باشد ، رهنمودهاي الهي پيامبر گرامي اسلام )صلي الله عليه و آله(  و ائمه اطهار )عليها السّلام( كه بيان كنندة دوره اي بودن تربيت است ما را در يافتن بهترين معني مساعدت خواهد نمود .

روايت مشهوري از پيامبر گرامي اسلام  دوره هاي تربيت را چنين معرفي مي نمايد.

قال النبي (صل الله عليه و آله وسلّم) :

الولدسيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين  (مكارم الاخلاق ص15)[3]

حديث هاي ديگري مشابه حديث فوق از امام صادق )عليه السلام(  نقل شده است .

قال الصادق (عليه السلام) : دع ابنك يلعب سبع سنين ويؤدب سبع سنين و الزمه نفسك سبع سنين    (وسائل ج 5 ص 125) [4]

قال الصّادق (عليه السلام)  : الغلام يلعب سبع سنين و يتعلم الكتاب سبع سنين و يتعلم الحلال و الحرام سَبْعَ سنين (كافي ج 6 ص47)[5]

امام علي (عليه السلام) نيز در همين زمينه تقسيم زير را ارائه نموده اند.

قال علي(عليه السلام):

ولدك ريحانتك سبعا و خادمك سبعاً ، ثم هوعدوك او صديقك  (شرح ابن ابي الحديد ج 20ص 343)[6]

در برسي اجمالي روايات فوق نكات ويژه اي مورد توجّه قرار خواهد گرفت بصورتي كه علاوه بر معرّفي  دوره ها ، روش و برخوردهاي خاص هر دوره نيز تبيين شده است و لازم است مربيان عزيز اين رهنمود هاي الهي را جهت تربيت و هدايت كودكان  نصب العين خويش قرار دهند تا بتوانند به موفقّيت هاي مهمّي دست يافته خشنودي خداوند را نيز بدست آورند.

 

الف:هفت سال اول(دورة سيادت)

1-كودك در هفت سال اول عمر ، آقا و سيّد پدر و مادر است .

2و3- فرزند خود را هفت سال آزاد بگذاريد تا بازي كند.

4- فرزند در هفت سال اول برگ خوشبويي در ساقه درخت وجود والدين است.

 

بر اساس احاديث فوق هفت سال اول عمر حساس ترين دوران رشد كودك است از نظر عاطفي بسيار ظريف و شكننده و مانند نهالي نورسته محتاج مراقبت و نگهداري است .

 در اين دوران بايد زمينه اي به وجود آيد كه والدين دقيقاً نياز هاي كودك را شناسايي كرده و تا آنجا كه ممكن است در برآوردن نياز هاي او كوشش نمايند .

مسير اين شناخت گاه باز كردن مسير ارتباط است مانند آقا و سروري كه نياز هاي خود را بدون هيچ رعايتي به خدمتگذار خود مي گويد و انتظار حل مشكل خود را دارد ، والدين هم بايد شنوندة پيام هاي فرزند خود باشند تا بتوانند آنچه را كه ممكن است عمل نموده و در تو جيه كودك به جهت آنچه ناتوانند كوشش نمايند .

از طرفي توانِ جسمي كودك در اين دوره ، محدود و عقل او از پختگي لازم برخوردارنيست لذا نبايد از او انتظار فرمانبرداري داشت ، آزاد گذاشتن كودك بجهت استفاده بهينه از دوران كودكي و لذّت بردن از گذران عمر (در دوره اي كه هيچ مسئوليتي را بعهده نمي گيردتا جوابگويي او به چراها ، امنيّت روحي و رواني او را مختل سازد) در اين دوره اهميّت دارد زيرا كودك در مسير بازي هاي كودكانة  خود بزرگ مي شود ،   به فهم مطالب آشنا مي گردد و احساس خود را به كار مي گيرد تا بتواند براي آيندة خودآمادگي لازم را بدست آورد .

و نهايتاً حساسيّت و لطافت روحِ كودك از چنان ظرافتي بر خوردار است كه به محضِ برخورد با مشكلات مي تواند آسيب پذير شود لذا در حفاظت ، مراقبت ،برخورد و نگهداري او بايد توجّه هاي خاصي داشت و براي او جايگاه مناسبي قرار دارد .

در سيرة تربيتي پيامبر گرامي اسلام )صلي الله عليه و آله( بالاترين مصداقِ چنين رفتارهايي را مشاهده  مي نماييم از جمله :

1-كوتاه كردن نماز جماعت به جهت شنيدن گريةطفلي كه مادرش در صف نمازجماعت قرار داشت .

2- طولاني تر كردن سجود به جهت اينكه حسنين بر دوش پيامبر حين اقامة نماز قرار گرفتند .

3-بازي با كودكان در خيابان عمومي شهر در حاليكه وقت نمازفرا مي رسيد و حضرت ايشان تقيّدي خاص به برگزاري نماز در اوقات اوليه و قضيلت نماز داشت و نهايتاً هنگام جدا شدن از كودكان با تأمين جانشين و ارائه خوراكي به جاي از دست دادن بازي با پيامبر اقدامي هدايتگرانه داشتند [7]

در روايات ديگري هم كه نشان دهندة اكرام بر كودكان ، بوسيدن آنان و نوازش فرزندان است مي توان رمز و راز سيادت كودكان را يافت .

به جاست سيادتي را ، كه زمينة ساز رشد شخصيّت و تامين كنندة سعادت كودك  در بزرگسالي است حفظ نموده و با روشهاي افراط و تفريط خود ، چنين مهمّي را تباه نسازيم  .

 

ب:هفت سال دوّم (دورة اطاعت)

1-كودك در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار و مطيعِ پدر و مادر است .

2 و  هفت سال او را با آداب و روشهاي مفيد و لازم تربيت كن .

3 -  طفل در هفت سال دوّم بايد خواندن و نوشتن بياموزد .

4- فرزند در هفت سال دوم خدمتگزار و مطيع و فرمانبردار شما است

 

اين دوران كه بعد از دورة كودكي آمده است بايد تكميل كنندة دورة قبلي باشد  ، در اين مرحله با توّجه به پيشرفت هاي عقلي و جسمي ، مرحلة پذيرش وظائف و مسئوليت ها ي كودكانه است ، در اين دوره آمادگي درك ارزشهاي مثبت پيدا شده و كودك مي تواند آنها  را  از ضد ارزشها  تميز دهد ، در اين دوره پايه هاي اخلاقي در كودكان زمينه سازي و جايگزين مي شود ، اگر كودك در دورة قبل از بد آموزيها ي پيراموني در امان مانده باشد ، در اين دوره با ميل بيشتري به انجام دستورات والدين اقدام خواهد نمود .

چنانچه بر اثر يافته هاي غلط در دورة قبل كودكان به انجام رفتارهاي خلاف ، بي نظمي ، تنبلي و بازيگوشي متمايل باشد براي جلو گيري از ايجاد عادت به انجام اين اعمال بايد به تاديب آنان همت گماشت

والدين و مربيان بايد توجّه داشته باشند كه متناسب با ظرفيت جسمي و روحي و توانِ كودكان بايد مسئوليت و وظائف خاصي را به آنان  واگذار نموده و بگونه اي ، او را مورد لطف و رحمت خود قرار دهند .

رسول گرامي اسلام )صلي الله عليه و آله(  چگونگيِ رحمت و نيكي به فرزندان را چنين بيان مي نمايند . 

الف ) آنچه را كه كودك در قوّه و درك خويش داشته باشد و انجام داده است از او قبول كند.

ب ) آنچه انجامِ آن براي كودك سنگين و طاقت فرسا است از او نخواهد.

ج ) اورا به گناه و طغيان وادار نكند.

د ) به او دروغ نگويد و در برابر او مرتكب اعمال احمقانه نشود.

مولاي متقيان علي )عليه السلام( در نامه اي به فرزند گرامي خود حضرت امام حسن )عليه السلام( مي فرمايد : زان پيشتر كه ترا دل ، سخت گردد و خِرد در بند شود به تاديب تو برخاستم تا پاي استوار به عقيدتي ،  روي آري كه اصل تجربه ترا از طلب و آزمون آن بي نياز ساخته اند پس تو از رنجِ طلب ، بي نيازي و از تلاش تجربت رسته [8]

برابر سخن مولايِ بزرگوارمان در اين دوره ادب و روشهاي مفيد در زندگي كودكان بايد در مسير حيات آنان قرار گيرد و كوشش ما به اين نتيچه رسد كه كودك خود به فهم و تميزِ خوب از بد نائل آمده و با اطاعت خود از بزرگان دين و متدينين ، مربيان پرهيزگار و والدينِ دلسوز بتواند هدايت را نصيب خود سازد .

 

ج : هفت سال سوّم (دورة وزارت)

1-در هفت سال سوم كودك وزير خانواده و مشاور پدر و مادر است .

2 و در هفت سال سوّم مانند يك رفيق صميمي مصاحب و ملازمش باش .

3- و در هفت سال مقررات زندگي و حلال و حرام را ياد بگيرد .

4- پس برابر برخوردهاي شما فرزندت در هفت سال سوّم دشمن و يا دوست توست .

 

 هفت سال سوم عمر آدمي  همز مان با سنين بلوغ و نو جواني است و دوران شروع تكليف مي باشد فرزند در اين دوره ، مانند دوره هاي قبل نمي خواهد تسليم كامل والدين خود باشد ، او خواستار استقلال و آزادي عمل است و نشاط و نيروي جواني او را بيشتر به اين امر ترغيب مي نمايد در اين دوره بايد با او به منزلةمشاور رفتار كرد و ملازمت به جاي آمريت محور عمدةتربيتِ  او در اين دوره خواهد بود .

هر چند فرزند در اين سنين مي خواهد به صورت مستقل رفتار كند امّا والدين بايد با مهرباني و تدابير لازم جايگاه خود را در كنار نوجوان حفظ كنند ،  بگونه اي كه فرزند همواره والدين را خير خواه خود بداند و در امورات لازمه با آنان مشورت و تبادل نظر نمايد از طرفي والدين هم بتوانند افق هاي روشن فكري خود را فرا راهِ سعادت و نيكبختيِ نوجوان خويش قرار دهند و محيط امن و سالمي را براي رشد او فراهم آورند .

تنها در چنين محيط هايي است كه والدين مي توانند فرزند را در حل مشكلات ياري نموده و تجارب خويش را در اختيار آنان قرار دهند .

نكتة بسيار ظريفي كه در كلام امام علي (عليه السلام)آمده است دريافت و نتيجه گيري و سپس قضاوت فرزند از موقعيت هايي است كه رفتار والدين و برخورد آنها ايجاد كرده است ، نوجوان هنگامي والدينِ خود را دوست تلقّي مي نمايد كه واقعاً او را درك نموده و در حدِّ خود مورد احترام قرار گيرد ،به او به چشم بزرگسال نگريسته شود و همواره برابر نيازهاي او زمينة مثبتي براي تأمين خواسته ها فراهم شود .

بر خورد هاي مثبت،عاقلانه و منطقي والدين ،صداقت و راستگوئي آنان و اعتماد به فرزند عليرغم مشكلات احتمالي مي تواند چنين زمينةخوش آيندي را بوجود آورد .

حديث زير از امام بزرگوارمان حضرت سجاد(عليه السلام )نشان دهندة راهي براي رسيدن به چنان مهمّي خواهد بود .

((و در رفتار با كودكان بايد كوشيد از اشتباهات و خطاي آنان درگذشت و پرده پوشي نمود و با آنان با نرمي و مدارا رفتار كرد و شخصيّت آنان را نبايد كوبيد و از اين گذشته بايد به آنها كمك و ياري نمود ))[9]

در جهتِ رفتار مناسب با كودكان تأكيد زيادي شده است بگونه اي كه با در نظر گرفتن وضعيّت خاص طفل همواره برخوردوالدين مورد توجه قرار گرفته است .

 

 

 

 

 

 

احاديث و رهنمودهاي ائمه اطهار نيز بر اين واقعيّت تكيه دارند كه مربيان نبايد از دريچه احساس و افكار خود به كودكان بنگرند بلكه بايد اين دوران رشد را درك نموده و از واقعت هاي آن آگاه شده و رفتاري مطابق با نيازمندي هاي روحي و جسمي كودكان در پيش گيرند [10]

در جمع بندي احاديث فوق چند نكتةتربيتي را مي توان يافت :

1-در بينش تربيتي اسلام رشد از مراحل و ادوار مختلفي برخوردار است .

2-در هر مرحله به جهت خصوصيات روحي و رواني و جسمي از مراحل قبل متمايز و داراي مشخصه هاي تعيين شده اي است .

3-كودك در هر مرحله داراي نيازها ،علايق و آمادگي هاي خاصي است .

4-برخورد والدين نيز بايد برابر خصوصيات هر مرحله متمايز و بر اساس شناخت نيازها ،علايق و قابليت هاي كودك ، متفاوت باشد .

5-به منظور حفظ رشد رواني كودك و نوجوان بايد مسئوليت ها و وظايف محوله به آنها سنجيده و در حد توان واگذار و از آنها پذيرفته شود .

اميد كه مربيان محترم با رعايت اين رهنمودها زمينه هايِ مناسبي را براي تربيت بهينه كودكان و نوجوانان فراهم آورند.

                                         ـــــــــــ  انشاء الله   ــــــــــــ

 

 



[1] - يا من بدء خلقي و ذكري و تربيتي و برّي و تغذيتي   اي خدائي كه در اول به خلقت وجودم سرافراز كردي و به لطف و كرم ياد فرمودي و به تربيت و نيكي پرورش دادي و به غذا و لوازم حياتم از نخست عنايت داشتي.

[2] - سورة روم آيه 54 سوره نحل آيه 70 و حديث مشهور پيامبر اكرم )صلي الله عليه و آله( مبني بر تقسيم

[3] - با تربيت مكتبي آشنا شويم . تهران : انتشارات امير كبير ، 1366 صفحة 310

[4]  -همان منبع

[5] -همان منبع

[6] -همان منبع

[7]  - شرح مفصّل اين رفتارها را در كتب سيره و زندگاني پيامبر اكرم )صلي الله عليه و آله(  مطالعه فرمائيد.

[8] - برگرفته از مقدمه كتاب كشف المحجه ( فانوس) ترجمه دكتر اسدالله مبشري ،. تهران : انتشارات نشر فرهنگ ، 1368

[9] - مكارم الاخلاق به نقل لز كتاب مراحل رشد و تحوّل انسان ، دكتر محمد رضا شرفي ، تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1366 صفحه 197

[10] -قال علي )عليه السلام( : من كان له ولد صبي   هركس كودكي دارد بايد براي او كودك شود

     قال النبي )صلي الله عليه و آله( : من كان عنده صبيّ فليتصاب له    هركس در نزدش كودكي است بايد رفتارهاي متناسب با كودك انجام داده و خود را بصورت همبازي او درآورد.