نگاهي مجرمانه « به لايه هاي پنهان فرهنگ» قسمت اول
نگاهي مجرمانه « به لايه هاي پنهان فرهنگ»
قسمت اول
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ
"به مؤمنان (مردان مؤمن) بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ اين براى آنان پاکيزهتر است؛ خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است!"
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ ................ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
"و به زنان مؤمن بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را - جز آن مقدار که نمايان است- آشکار ننمايند و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سينه خود افکنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشکار نسازند ........ و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد!"
آيات 30 و 31 سور نور
اگر مسيركار، دفتر و اداره شما ، يكي از خيابان هاي مركزي شهر باشد و هرروز به جهت عدم امكان پارك ماشين در نزديكي محل كار، مجبور به پياده روي در يكي از چنين خيابانهايي باشي ، بايد مناظر زيادي از عبور ومرور مردم شهر را ديده باشي ، البته نظرم نگاه دقيق و خاص به زواياي رفتار مردم نيست كه كراهت شديده دارد و بعنوان تجسس به فعل حرام نزديك تر است .
اما اگر بخواهي نظري كنجكاوانه در جهت ريشه يابي رفتارها و برخوردهاي مردم هر شهر داشته باشي و اتفاقاً كار و حرفه ات در همين راستا باشد نمي تواني به چرايي اين رفتار ها بي توجّه باشي ، خاصه وقتي كه محرم مردم شوي و به عنوان يك مشاور ، مشكل مراجعانت با تو در ميان گذاشته شود و براي حلّ هر مشكل راه حلي استمداد شود و تو بخواهي بعنوان يك درمانگر به فكر چاره باشي ، ديگر نمي تواني خاموش بنشيني و تجربه و نظر خود را كتمان كني كه شايد به نگاهي متهم شوي كه چنانچه با قصد و غرض غير شرعي باشد علاوه بر حرمت آن تير زهر آلود و رها شده اي از طرف شيطان است كه آشيانة آرامش و تعادل رفتاري آدمي را برهم زده و مسيري از انحراف را مي گشايد.
پس براي اينكه تو خواننده محترم در اين دام بلا نيفتي ([i]) از چشم نويسندة اين سطور به مناظرة صحنه هايي بنشين كه جاي تأمّل و دقت دارد و شايد نظر عالمانه و پختة شما مكمل اين تحليل و بررسي باشد .
صحنة اول
دوزن محجبه به مراسمي مذهبي دعوت شده اند و اكنون براي اجابت اين عمل خير ، راهي مكاني در حد فاصل اين خيابان هستند .
در ظاهر آنان نقاط مشترك فراواني مشاهده مي شود، پوشش چادر مشكي به عنوان حجاب برتر ، استفاده از مقنعه اي چانه دار، مانتو و شلواري بلند وپوشش دهندة اندام ، كفش مشكي و پاشنه كوتاه .
محل عبور ، پياده رو خيابان است ، رعايت هاي لازم در عبور و مرور را دارند ، نگاهشان به نگاه ديگران گره نمي خورد و متأثر ازحيا و وقاري سنگين است ، كلامشان آرام و كوتاه گويا به ذكر مي ماند و يا پيرامون توكل و رضا ست .
مادر و دختر، شصت و چهل ساله به نظر مي رسند كه فارغ از زرق و برق هاي زندگي در پي بدست آوردن مسير حيات و توشة آخرت هستند ، شنيدن وعظ و خطابه را نمودي از تذّكر مي دانند كه با شنيدن و توجّه به آن مي توانند به ثواب برسند و زمينه هايي براي رعايت بيشتر آنان باشد ، شايد از اين وادي به جلب رضايت بيشتر خدا برسند .
ايمان آنها متأثر از باورهاي سنتي آنان است و يادگيري آنان بيشتر تجربي و بر اساس رفتار الگوهاي پيرامونشان چون مادر و عمه و ديگر زنان جلسات مذهبي است .
صحنة دوم
مادر و دختر ديگري هم در حال عبور از اين خيابان هستند ، اينان نيز محجبه و كامل به نظر مي آيند ، اما در حين وجود تفاهم هاي لازم ، رفتارهاي متفاوتي هم ، قابل مشاهده است .
محدودة سني آنها در حدود چهل و بيست و دو ساله بنظر مي آيد .
مادر، داراي پوشش چادر و با حالتي سنگين و با وقار به راه خود ادامه مي دهد ، اما با اندكي توجه مي تواني موهاي رنگ شدة وي را مشاهده كني كه روسري رنگي و طرح دار وي ، توان پوشش كامل اين موها را نداشته و عليرغم آگاهي به حرمت اين رفتار ، به جهت نزديك شدن به افكار روز جامعه ، پرهيز وگريزي را لازم ندانسته و نمي خواهد گذر عمر خود را با پوشش كاملي چون مكانهاي مذهبي، نمايان سازد و مورد انتقاد دخترش قرار گيرد.
دخترش به تفاوت داراي پوشش مانتو است ، مانتوي مناسب و بلند كه مي تواند حجم اندامش را بپوشاند و موجب نگاه هاي حيز ديگران قرار نگيرد ، هزچند وي پوشش موهاي خود را روسري قرار داده است و آگاه است كه متوسط بودن اندازة اين روسري نمي تواند موهاي ژل زده و مرتب اورا پنهان سازد ، از نظر او روسري هاي بزرگ مخصوص مادر بزرگ هاست و حتي پوشش اين نوع روسر ي را بر مادر خود ، عيب مي گيرد.
با اين پوشش جمع و جور ، گامهاي بلند تري نسبت به مادر دارد ، معمولاً جلو تر از مادر حركت مي كند و مادر را به سمت خود مي كشاند ، وي نگاهي عميق تر به پيرامون خود دارد و مي خواهد از پديده هاي پيراموني خود مطلع شده و بعداً در بارة آن به گفتگو بنشيند ، وي زكاوت و درايت را در نگاه هاي عميق اما بدون نظر مي داند و پاك بودن دل خود را ، مستندي قابل اتكا دانسته و به نوع قضاوت ديگران معتقد نيست.
1 - قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : النظر سهمٌ مسمومٌ مِن سِهام إبلیس فمَن تركها خوفاً مِنَ الله إعطاه اللهُ إیماناً یجدُ حلاوتَه فی قلبه.
«بحار الانوار، ج 104، ص 38»
رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: نگاه به (نامحرم) یكی از تیر های زهر آلود شیطان است، هر كس از ترس خدا آن را ترك نماید، خداوند ایمانی به او عطا فرماید كه شیرینی آن را در دل خویش بیابد.
بنام خدا