مخاطبين ايمان در كلام حق(قرآن كريم) قسمت دوم

مخاطبين ايمان در كلام حق(قرآن كريم)

 قسمت دوم 

رديف

سوره

آيه

ترجمه

1             

بقره

104)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ

"اى افراد باايمان! (هنگامى که از پيغمبر تقاضاى مهلت براى درک آيات قرآن مى‏کنيد) نگوييد: «راعنا»؛ بلکه بگوييد: «انظرنا». (زيرا کلمه اول، هم به معنى «ما را مهلت بده!»، و هم به معنى «ما را تحميق کن!» مى‏باشد؛ و دستاويزى براى دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور داده مى‏شود) بشنويد! و براى کافران (و استهزاکنندگان) عذاب دردناکى است."

2            

بقره

153)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ

اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است.

3           

بقره

172)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از نعمتهاى پاکيزه‏اى که به شما روزى داده‏ايم، بخوريد و شکر خدا را بجا آوريد؛ اگر او را پرستش مى‏کنيد!"

4            

بقره

178)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ -

 

"اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! حکم قصاص در مورد گذشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حکم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيکى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما! و کسى که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکى خواهد داشت."

5           

بقره

183)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ -

"اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهيزکار شويد."

6            

بقره

208)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ -

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد همگى در صلح و آشتى درآييد! و از گامهاى شيطان، پيروى نکنيد؛ که او دشمن آشکار شماست‏"

7           

بقره

254)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ -

 

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از آنچه به شما روزى داده‏ايم، انفاق کنيد! پيش از آنکه روزى فرا رسد که در آن، نه خريد و فروش است (تا بتوانيد سعادت و نجات از کيفر را براى خود خريدارى کنيد)، و نه دوستى (و رفاقتهاى مادى سودى دارد)، و نه شفاعت؛ (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.) و کافران، خود ستمگرند؛ (هم به خودشان ستم مى‏کنند، هم به ديگران)."

8           

بقره

264)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

 

- "اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏کند؛ و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد؛ (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد؛ (و بذرهايى در آن افشانده شود؛) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند؛ و خداوند، جمعيت کافران را هدايت نمى‏کند."

9            

بقره

267)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ -

 

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از قسمتهاى پاکيزه اموالى که (از طريق تجارت) به دست آورده‏ايد، و از آنچه از زمين براى شما خارج ساخته‏ايم (از منابع و معادن و درختان و گياهان)، انفاق کنيد! و براى انفاق، به سراغ قسمتهاى ناپاک نرويد در حالى که خود شما، (به هنگام پذيرش اموال،) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد؛ مگر از روى اغماض و کراهت! و بدانيد خداوند، بى‏نياز و شايسته ستايش است."

10          

بقره

278)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ -

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها کنيد؛ اگر ايمان داريد!"

11          

بقره

282)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ -

 

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! هنگامى که بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يکديگر پيدا کنيد، آن را بنويسيد! و بايد نويسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و کسى که قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن -همان طور که خدا به او تعليم داده- خوددارى کند! پس بايد بنويسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، بايد املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد! و اگر کسى که حق بر ذمه اوست، سفيه (يا از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر لال بودن،) توانايى بر املاکردن ندارد، بايد ولىّ او (به جاى او،) با رعايت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب کنيد! (و اين دو زن، بايد با هم شاهد قرار گيرند،) تا اگر يکى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى کند. و شهود نبايد به هنگامى که آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏کنند، خوددارى نمايند! و از نوشتن (بدهىِ خود،) چه کوچک باشد يا بزرگ،ملول نشويد (هر چه باشد بنويسيد)! اين، در نزد خدا به عدالت نزديکتر، و براى شهادت مستقيم تر، و براى جلوگيرى از ترديد و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد؛ مگر اينکه داد و ستد نقدى باشد که بين خود، دست به دست مى‏کنيد. در اين صورت، گناهى بر شما نيست که آن را ننويسيد. ولى هنگامى که خريد و فروش (نقدى) مى‏کنيد، شاهد بگيريد! و نبايد به نويسنده و شاهد، (به خاطر حقگويى،) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرند)! و اگر چنين کنيد، از فرمان پروردگار خارج شده‏ايد. از خدا بپرهيزيد! و خداوند به شما تعليم مى‏دهد؛ خداوند به همه چيز داناست."

12         

 

 

آل عمران

100)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ -

 

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! اگر از گروهى از اهل کتاب، (که کارشان نفاق‏افکنى و شعله‏ورساختنِ آتش کينه و عداوت است) اطاعت کنيد، شما را پس از ايمان، به کفر بازمى‏گردانند.

13        

آل عمران

102)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ -

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! آن گونه که حق تقوا و پرهيزکارى است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينکه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ کنيد!)

14         

آل عمران

118)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ -

 

"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نکنيد! آنها از هرگونه شرّ و فسادى در باره شما، کوتاهى نمى‏کنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانه‏هاى) دشمنى از دهان (و کلام)شان آشکار شده؛ و آنچه در دلهايشان پنهان مى‏دارند، از آن مهمتر است. ما آيات (و راه‏هاى پيشگيرى از شرّ آنها) را براى شما بيان کرديم اگر انديشه کنيد!"

15        

آل عمران

130)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

- اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! ربا (و سود پول) را چند برابر نخوريد! از خدا بپرهيزيد، تا رستگار شويد!

راستي اين چه غمي است! از مجموعه حرف دل

راستي اين چه غمي است!

       

        شب اسير اوهام

                   روزها "حيراني"

                            مِه گرفته رَهِ  آيندة ما

                                       "مهرباني" همه در كنج دل است

                                                 "خستگي ها" همه جا مي ماند

        عالمان در اندوه

                  كه چرا اين سان شد

                            مجريان ر ا بنگر

                                      كه دگر مهرة شطرنج ندارند.

        حرف ها شيرين است

                  هر عمل سخت به انجام رسد

                            حرف خورشيد شنو!

                                       كه نشانِ درد است!!

        اين نشايد گفتن!!

                  همه از كسوتِ خورشيد، سخن مي گويند!!        

                            راستي اين چه غمي است؟

       

 

        چه نفوذي به درون ما داشت

                   ما كه رخسار خود از ميل و هوي مي شستيم

                            ما كه از مردي و آفاق سخن مي گفتيم

                                       ما كه سيماي شب تيره به پايان برديم

                                                 ما كه از خوبتران،  رنگ شفق مي جستيم

                            راستي اين چه غمي است؟

                                                چه كسي رمز معما شكند بر ياران

                                                                   كه كليدي پيدا نيست؟

                  راه ما بسته شده

                            برف و بوران همة راه به لغزش دارد

                                       خطري در راه است

                                                انحرافي و سقوطي سنگين

                                                                   روشنايي كه دگر رنگ ندارد

        نور كم سوي چراغي لرزان

                  ذره بين ها همه گردش ، چرخان

                            تا به اميدي ، شايد

                                       رُخ اندوه فرو اندازند

                                                و دگر خستگي هم كيشان

                                                          رنگ شادي گيرد.

 

        شب بخوابند همه

                  روزها هم به  "تلاش"

                            با عمل رنگ شود

                                       تابلو اطلسي فصل بهار

        و سپس در اين رنگ

                  جان بگيرند همه

                            ثمرش، عشق ، طراوتدر كار

                                       آن زمان ديگر ،‌ غم

                                                ذوب در گرمي خورشيد شود.

                                                          و نماند رنجي

                                                                   كه كند كس بيمار!!!

 

 

سروده    ۷۹/03/۲۴

ایمان و ايمان آوردگان در قرآن (قسمت اول)

 

ایمان و ايمان آوردگان در قرآن

(تعبيرات یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا)

دانلود مخاطبين ايمان در كلام حق(قرآن كريم)

(قسمت اول)

دينداري و ديانت افراد ،به ايمانشان سنجنده مي شود لذا شناخت مسأله«ایمان» یکی از مقوله هاي بسیار مهم در ساخت شخصيت انسانها بشمار آمده  و جايگاه دین و دیانت را نيز برجسته خواهد نمود .
ایمان اساسا از ماده«امن»گرفته شده است. بنابر این معنی آن امنیت دادن است و شاید مناسبتش این باشد که مؤمن در واقع موضوعات اعتقادی خود را از شک و تردید ، که آفت اعتقاد است، امنیت بخشیده است. (1) (اصطلاح)ایمان بمعنای تصدیق می‏باشد (2) به عبارت دقیقتر واژه ایمان بمعنای اذعان و تصدیق به چیزی و التزام به لوازم آن است.مثلا ایمان به خدا در واژه قرآن بمعنای تصدیق به یگانگی او و پیغمبران او و تصدیق به روز جزا و بازگشت به سوی او و تصدیق به هر حکمی است که فرستادگان او آورده‏اند.البته تا اندازه‏ای با پیروی عملی، نه اینکه هیچ پیروی عملی در کار نباشد و لذا قرآن را می‏بینیم که هر جا صفات نیک مؤمنین را می‏شمارد و یا از پاداش جمیل آنها می‏گوید، بدنبال ایمان عمل صالح را هم ذکر می‏کند. پس صرف اعتقاد، ایمان نیست مگر آنکه به لوازم آن چیزی که بدان معتقد شده‏ایم ملتزم شویم و آثار آن را بپذیریم، چون ایمان همان علم به شی‏ءاست، اما علمی توأم به سکون و اطمینان.

با اين توضيح، معلوم مي شود كه مجرد علم به مطلبي و يقين به اين كه آن مطلب حق است و حصول ايمان كفايت نمي كند و صاحب آن علم را نمي شود مؤمن به آن چيز متصف كرد. بلكه در ايمان علاوه بر علم، فرد مؤمن بايد ملتزم به مقتضاي علم خود نيز باشد و به تعبيري بايد در برابر آن حقيقت تسليم باشد؛ تسليمي همراه با دلدادگي و داشتن عشق و علاقه به آن حقيقت، به گونه اي كه هر چند في الجمله و ناقص، آثار آن علم و اعتقاد در عمل او جلوه گر شود. به عنوان مثال، شخصي كه به يگانگي خداوند متعال در خالقيت و ربوبيت و در نتيجه در الوهيت او علم دارد، بايد آثار بندگي و عبادت در اعمال و اوصاف او ظاهر شود تا به او فرد مؤمن گفته شود. بنابراين، ايمان، علم همراه با رسوخ در قلب و ملتزم شدن به آثار آن علم است و واضح است كه هم علم و هم ملتزم شدن به آثار علم، قابليت زياد و كم شدن و يا شدت و ضعف را دارند. در نتيجه، ايمان نيز كه از اين دو جزء تشكيل شده است، قابليت زيادت و نقيصه و يا شدت و ضعف را دارد(3). در نتيجه، شخصي كه عملش نسبت به خداوند متعال و اوصاف او بيشتر است و از نظر كيفيت نيز تا مرحله يقين رسيده و همچنين در مقام عمل هيچ گاه خداوند را فراموش نمي كند و با اخلاص تمام به درگاه او بندگي مي كند، ايمانش به مراتب بيشتر از فردي است كه اجمالاً و به طور ظني علمي به وجود خداوند متعال دارد و در مقام عمل نيز بعضاً بندگي خدا را نمي كند و براي رضاي او عمل نمي كند و به عنوان مثال ايمان حضرت رسول(ص) و ائمه طاهرين(ع) با يك مسلمان و يك مؤمن معمولي قابل قياس نيست.

اكثر علما مراتب داشتن ايمان را پذيرفته اند و شواهد و دلايلي نيز در آيات و روايات وجود دارد مانند:
"تا بر ايمانشان بيفزايد."(4)

"و هنگامي كه آيات او بر آنها خوانده مي شود، ايمانشان افزون تر مي گردد."(5)

مرحوم مجلسي(ره) در جلد 69، باب 32 را مختص به رواياتي كرده كه درجات و مراتب ايمان را بيان مي كنند. از جمله اين روايات، روايت شماره 4 است كه امام جعفر صادق(ع) مي فرمايند:
"همانا ايمان ده درجه دارد، مانند نردبان كه پله پله از آن بالا مي روند..." همچنين مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جلد 1 "الميزان" ذيل آيات 130 تا 134 سوره بقره، 4 مرتبه براي اسلام و ايمان بيان مي كند.

مراتب ایمان را می‏توان به اجمال چنین تصویر نمود:

1-اولین مرتبه ایمان عبارت است از اعتقاد قلبی به مضمون شهادتین اجمالا و از لوازم آن عمل به غالب احکام فرعی اسلام است.

2-مرحله دوم ایمان عبارت از اعتقاد تفصیلی به تمام حقایق دینی و خلوص عمل و استقرار و صف عبودیت در اعمال و افعال میباشد.

3-در مرحله سوم ایمان فرد دارای ویژگیهای خاصی می‏شود، برای مثال از لغو دوری می‏گزیند و تسلیم پروردگار متعال می‏گردد و به نوعی خلوص عملی می‏رسد.

4-مرحله چهارم ایمان:شیوع پیدا نمودن تسلیم‏عبودی به کلی اعمال و افعال انسان است.یا تعمیم حالت تسلیم به تمام احوال و افعال بنده و نفوذ آن در جمیع شئون می‏باشد. (6)

در قرآن كريم  89 خطاب با تعبير(يا ايها الذين آمنوا) د ر سوره هاي مدني وجود دارد كه در پي هر تعبير دستوراتي از طرف خداوند صادر شده است .

نگاهي اجمالي به دستورات اين آيات نشان دهنده انتظار خداوند از ايمان آورده ها مي باشد  و مفاد اين آيات بر اين حقيقت استوار است كه كساني كه ايمان آورده و در برابر سخنان و دستورات خداوند تسليم شده اند و يا اينكه با خداوند پيمان بسته اند بايد آگاه باشند كه پس از ايمان مرحله عمل فرا مي رسد تا بوسيله عمل به دانسته ها و آگاهي ها،  خود را لايق بندگي خداوند قرار دهند .

 در اين مبحث  نظرات ديگري نيز براي اين خطاب ها آمده است .

نظر اول اين است كه "يا ايها الذين آمنوا" خطاب به اهل كتاب است كه مدعي بودند ما فقط به آيين خود و اسلام ايمان مي آوريم و ديگر آيينها را قبول نداريم. خداوند در اين آيات آنها را به ايمان آوردن نسبت به تمام آيينها و پيامبر(ص) مي خواند كه ايمان صحيح اين نوع ايمان است(7). نظر دوم مي گويد: "يا ايها الذين آمنوا" خطاب به منافقين و كساني است كه در ظاهر ايمان آورده اند و اين ايمان به قلبهايشان رسوخ نكرده است. بنابراين، خداوند به آنها خطاب مي كند كه ايمان قلبي و صحيح بياوريد(8).

بنا به دو تفسير بالا، اين آيات دلالتي بر مراتب ايمان ندارد زيرا ايماني كه در "يا ايها الذين آمنوا" آمده ايمان صحيح و واقعي نيست و فقط يك لفظ و اصطلاح براي آن افراد است و خداوند با "آمنوا" آنها را امر مي كند كه ايمان صحيح و حقيقي بياورند و مؤمن واقعي شوند نه مؤمن اسمي.

نظر سوم را مرحوم علامه طباطبائي(ره) در جلد 5 الميزان ذيل همين آيه مطرح مي كند كه "يا ايها الذين آمنوا" خطاب به مؤمنان است و آنها را متوجه اين مطلب مي كند كه بايد ايمان اجمالي خود را نسبت به حقايقي كه در ادامه آيه مي آيد، ايماني تفصيلي كنند و به تك تك اين حقايق ايمان بياورند و به گونه اي نباشد كه به بعضي از اين معارف ايمان آورند و به بعضي ديگر نه، چرا كه اين معارف همه مرتبط و مستلزم يكديگرند و اگر كسي بخواهد به بعضي ايمان آورد و بعضي ديگر را رد كند، از صف مؤمنان خارج مي شود و در سلك منافقين و كفار درمي آيد(9).

با اين تفسير، شايد بتوان گفت كه اين آيات دلالت بر مراتب ايمان دارد و منظور از "يا ايها الذين آمنوا" مؤمناني هستند كه به صورت اجمال ايمان آورده اند و خداوند با "آمنوا" از آنها مي خواهد ايماني كامل تر و به صورت تفصيلي بياورند و مراقب باشند كه هيچ كدام از موارد ذكر شده در آيه را رد نكنند والا از صف مؤمنان خارج مي شوند.

براي آگاهي مومنان اين دستورات و انتظارات به خوانندگان محترم ارائه مي گردد تا به ياري خداوند گام به گام و با عمل مخلصانه به سوي بندگي خداوند قدم برداريم و خود را از مؤمنان حقيقي خداوند قرار دهيم .

باشد كه جزاي اين شناخت و درك و فهم تقرب به ذات اقدس خداوندي باشد و مارا در رفيع ترين جايگاه بندگيش قرار دهد تا ساعات و اوقات ما بهترين لحظات عمر باشد و به بركت اين توجه و عمل وعده خداوند شامل خالمان شده وجايگاهي  چون بهشت منزگاه ابدي ما قرار گيرد.

                                                                                             آمين يا رب العالمين

------------------------------------------------------------------------

 پی نوشت ها

 (1)-تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی با همکاری مرکز نشر فرهنگی رجا، ج 1، ص 55.

(2)-همان مأخذ، ج 9، ص 491.

(3) همان مأخذ ، ج 18، ص 260 و 259

(4) سوره فتح، آيه 4

(5) سوره انفال، آيه 2

(6)-همان مأخذ، ج 1، ص 418 و ج 3، ص 538.

(7) مرحوم طبرسي(ره)، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 191

(8) همان مأخذ

(9) تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی با همکاری مرکز نشر فرهنگی رجا ، ج5، ص 112 و 111

 

توزيع آيات ايمان آورده

رديف

سوره

جزء

محل نزول

تعداد آيه ايمان آورده

شماره آيات

1      

بقره

3-2-1

مدني

11

104-153-172-178-183-208-154-264-267-278-282

2     

آل عمران

4-3

مدني

7

100-102-1174-130-149-156-200

3    

النساء

6-5-4

مدني

9

19-29-43-59-71-94-135-136-144

4    

المائده

7-6

مدني

16

1-2-6-8-11-35-51-54-57-87-90-94-95-101-105-106

5    

الانفال

10-9

مدني

6

15-20-24-27-29+-45-

6    

التوبه

11-10

مدني

6

23-28-34-38-119-123

7    

الحج

17

مدني

1

77

8    

النور

18

مدني

3

21-27-58

9     

الاحزاب

22-21

مدني

7

9-41-49-53-56-69-70

10   

محمد

26

مدني

2

7-33

11   

الحجرات

26

مدني

5

1-2-6-11-12

12  

الحديد

27

مدني

1

28

13  

المجادله

28

مدني

3

9-11-12

14  

الحشر

28

مدني

1

18

15  

الممتحنه

28

مدني

3

1-10-13

16  

الصف

28

مدني

3

2-10-14

17  

الجمعه

28

مدني

1

9

18  

المنافقون

28

مدني

1

9

19   

التغابن

28

مدني

1

14

20  

التحريم

28

مدني

2

6-8

 

 

 

 

89