اینجا ، آنجا ، این سو  ، آن سو

 

اینجا  فروغ  دیده با ما در ستیز است .

اینجا مهمات دلِ خون خاکریز است .

اینجا به دل ها نای غفلت در کمین است

اینجا گلاب  رویِ  دلبر عنبرین  است .

 

آنجا  نگاهِ ما  نگاهی  آسمانی  است .

آنجا دل عشاق درگیر شبانی است .

آنجا دل ما بیقرار مهربانی است  .

آنجا گلاب روی دلبرگل فشانی است .

 

این سو ،  دگر محراب در غم واژگون است .

این سو مگروصلی به این دنیای دون است .

این سو  نگارِ  ما دلش ، دریای خون است .

این سو نگاه ِ مهربانش، چون جنون است .

 

آن سو ، سرایِ  میهمانانِ  الهی است .

آن سو،  نگار بی قرار ما، جدائی است .

آن سو،  اگر خاری به قلب ما  خلیده .

آن سو غم ما مژده عشق الهی است .

6/3/86