هدایت های الکترونیکی

 

دریکی از دبیرستانهای شهرستان سبزوار مشغول فعالیت بودم ، این دبیرستان از مدارس مرکزی و دارای جمعیت دانش آموزان زیادی بود.

مسئولیت معاونت پرورشی این دبیرستان را یکی از همکاران پر تلاشم به عهده داشت  ، شدت کار و فعالیت های شبانه روزی وی باعث شده بود که وقت کمی برای مطالعه ، آشنائی و کار با رسانه های خاصی چون کامپیوتر و اینترنت داشته باشد .

 در یکی از روز ها پس از اتمام ساعت درس مدرسه ، به سمت دفتر دبیران می رفتم که همکارم را با یکی از دانش آموزان گرم گفتگو دیدم ، جملات و عبارات این بحث و جدل ، حکایت از طولانی بودن زمان گفتگو داشت .

دوستم به محض مشاهده ، از من درخواست نمود که در مباحثه آنان شرکت نمایم ، واز سئوالهای دانش آموز مطلع شوم .

من هم پذیرفتم و با دقت به سخنان آنان گوش فرا دادم ، در حین گفتگوی آنان متوجه شدم که دانش آموز تحت تاثیر سایت های اینترنتی ضد مذهبی و دیدگاه ضعیف یکی از اقوام اروپا رفته خویش قرار گرفته و نسبت به مولایمان آقا امام زمان (عج) ذهنیتی خاص یافته است و لذا به سخنان انحرافی این سایت و گفتار برادر بزرگش استناد می کند

من قبلا این سایت را دیده بودم و در جهت برخورد منطقی با چنین نظریات انحرافی ، اطلاعات مناسبی از سایت های مذهبی کشورمان کسب کرده بودم .

با صبر و حوصله شروع به صحبت کردم و گوشه ای از مطالب موهن این سایت مذهبی ارائه دادم تا جهت گیری اور را در این رابطه بشناسم و به احساسات و نگرش های موجود او پی ببرم .

او به خیال کشف بزرگش در یافتن چنین مطالب (مغرضانه) و عدم جوابگوئی صحیح دیگران ، خود را متفکر و دانا تر از دیگران تصور می کرد و به همین جهت ، تن صدایش را بالاتر برده بود ولی به محض شنیدن این مطالب خیلی آرام شد تا ببیند من چگونه جواب خواهم داد .

با توجه به  محدودیت زمان ، اندکی از شبهه ها را جواب گفتم و مطالب درست این نظریات را ارائه نمودم.

 موقعیت سنی او و برخورد های نامناسب دانش آموزان ، او را جری و کم منطق کرده بود ، لذا به راحتی مطالب را نمی پذیرفت و بازهم استنادات قبلی خود را تکرار می نمود .

ادامه بحث را ضروری ندانسته و از او خواستم در فرصتی دیگر نشستی رودر رو با همدیگر داشته باشیم . به خیال اینکه من هم کم آورده و او پیروز میدان است با غرور خاصی پذیرفت ، اما من در جهت ارتباط مناسب تر با او به فکرم رسید که باید از همین رسانه کمک بگیرم به همین جهت آدرس ایمیل اورا خواستم و نشانی صندوق الکترونیکی خود را هم به وی دادم و از او خواستم که روزانه به صندوق نامه های خود نگاهی داشته باشد .

در فرصت های مناسب مطالب مفید و مخالف با نظریات انحرافی آن سایت اینترنتی را جمع آوری کرده  و به آدرس پستی او ارسال می نمودم ، او هم سئوال و جواب هائی در حد توان خود ارسال می نمود .

با اینکه اغلب روزها و هفته ها همدیگر را حضوری می دیدیم ولی او به مکاتبه الکترونیکی علاقه بیشتری نشان می داد و من فهمیدم از این ارتباط لذت خاصی  می برد .

 او کار با این رسانه را از توان های  ویژه خود می دانست و از اینکه دوستانش در این حال و هوا  نبودند به خود و تلاشش افتخار می کرد .

لازم بود ما هم از این نگرش او استفاده خوبی داشته باشیم ، لذا با معرفی سایت های مناسب و دیگر ارجاعاتی که داشتیم کم کم مقاومت اورا کاهش داده و به برخورد صمیمانه با او خود را مقید ساختیم .

پس از چندی نامه محبت آمیزی از او دریافت نمودم که نشان از اثر بخش بودن این ارتباط  داشت .

در نامه او تشکر فراوانی وجود داشت ، درخواست  او این بود که  به راهنمائی های خود و دوستی صمیمانه  با او ادامه دهیم .

از این زمان به بعد سعی می کنم از دانش آموزانم جلو تر باشم و اطلاعات مناسبی در باره اینترنت ، سایت ها و مطالب روز دنیا داشته باشم ، چندین ماهنامه و فصلنامه را      می خوانم  و به اطلاعات علمی تلویزیون ، مجلات و روزنامه ها  توجه دارم و ...

دانش آموزانم هم به این توانمندی آگاه شده اند و براحتی با من ارتباط برقرار می کنند ، براستی که  یکی از دلائل نفوذ در دانش آموزان  همین آگاهی و توانمندی است .

این همان مطلبی است که گفته می شود : ( دانائی و توانائی)

اگر می خواهیم قدرت مقابله با ترفند های دشمن را داشته باشیم ، لازم است خود را به علم روز مجهز نمائیم .                       

                                                                                              انشاءالله