شعرگُل   سروده محمد قمی فر

 

 

شبنم پاکِ شبانگاهی نشیند رویِ گُل

همنوا گشته معطّرمی شود از بویِ گُل

پرطراوت می شود هرخانه ای ازبویِ گُل

هم مصفّا می شودهرصحنه ای ازروی گُل

مو پریشان، طرّه را افشان کنی از رویِ گُل

خالِ لب خسته نشان دارد همی هجران گُل

لب  شکرخند کلامی  معتبر  در وصف  گُل

شهد شیرین عسل خواهی برو در کام گُل

یار ما وصفش نیاید اینچنین همسانِ  گُل

وصل خواهد وصله شودرمعبری همراهِ گُل

گر جدا کردند از اصلت نشو غمخوار گُل

تا مگر پرپرشدن، نابود گشتن همچو گُل