تأثیرات مخرب عدم توجه به نیاز های معیشتی معلمان
تأثیرات مخرب عدم توجه به نیاز های معیشتی معلمان
الف ) محدود شدن درآمد های متعارف و ایجاد تنگناهای معیشتی
وادرار شدن به انتخاب حرفه دوم جهت تأمین نیازهای متعارف زندگی و توفیق آنان در کسب در آمد های مناسب با توجه به سطح سواد و آگاهی و میزان بهره هوشی
1- خارج شدن تعلیم و تربیت از اولویت اول فعالیت های معلمین
2- درآمد زایی دیگر مشاغل و ایجاد حس مناسب تری نسبت به حرفۀ غیر اصلی
3- مشغول سازی ذهن ، تفکر و تعاملات تربیتی معلمین به بهینه سازی شغل دوم و کاهش انگیزه و توجه نسبت به حرفه اصلی
4- کاهش مهارت ها و توانمندیهای تعلیمی و تربیتی معلمان
5- تبلیغ غیر مستقیم ناتوانی مهارت ها و آگاهیهای علمی بر ایجاد یک زندگی مـؤثر و آرام و تنزل عینی جایگاه علم و آموزی
6- کاهش انگیزه های درسی دانش آموزان با توجه به محور قرار گرفتن مشکلات موجود در زندگی معلمان و فرهیختگان اجتماع
ب ) ایجاد دیدگاه نا مناسب نسبت به دولتمردان و عدم دفاع از نظام حکومتی
1- نگاه متفاوت دولتمردان نسبت به مجموعه افراد در مسئولیت های صف و ستاد باعث رنجش آنها خواهد شد ، خاصه آنهایی که مورد بی مهری قرار می گیرند ، تدریجا از وابستگی به آنها جدا شده و نهایتا این رفتار های نامناسب را به خواسته و دیدگاه نظام تعمیم داده می شود .
2- خدشه دار شدن اعتماد و اعتقاد به مسئولین که گاه برای ماندگاری جایگاهها و تسهیل امور حکومتی از فرامین و دستورات اسلام کمک می گیرند و خود را در لایه های بالاتری از باور و گرایش معرفی می نمایند.
3- تضاد بین ارزش های دینی و رفتارهای عینی مسئولین و ناتوانی معلمان از یافتن مصادیق عملی برای فهم ، باور و استفاده های آموزشی
ج ) تنزل جایگاه تعلیم و تعلم در جامعه
1- ضعیف تلقی شدن معلمان نسبت به دیگر اقشار جامعه و ایجاد فرهنگی مغایر با اهداف تعلیمی و تربیتی جامعه و نظرات مسئولین و دیدگاه های اعتقادی حکومت که برگرفته از سخن خدا و کلام معصومین است .
2- از بین رفتن جایگاه الگویی معلمان و کاهش تأثیرگذاری آنان بر روی دانش آموزان که آینده سازان جامعه تلقی خواهند شد .
3- ایجاد نقص ساختاری در تربیت درست و حقیقی دانش آموزان و دارا شدن نگاهی متفاوت از دین و باورهای اعتقادی
د) ایجاد حرکت های اجتماعی در جهت دفاع از حق وحقوق
نظام و دولتمردان در مواجهه با این حرکت ها معمولا دو نوع برخورد خواهند نمود.
الف ) عدم تحمل و برخورد لفظی
1- برخورد لفظی و انتساب آنها به گروههای غیر معقول و متضاد با خود
از آنجا که در نظام اسلامی دولتمردان خود را منتسب به اسلام می دانند و برای ایجاد ضربه های روانی ، مدافعین حق و حقوق خود بعنوان مقابله کنندگان با مسئولین ، ضد نظام و ضد اسلام معرفی می شوند این ضربه شدید و اساسی تلقی خواهد شد .
در ابتدا این حرکت ها باعت دلزدگی خواهد شد ، در جامعه تعلیم و تربیت این دلزدگی به آسانی به بدنۀ اجتماع سرایت خواهد کرد و آموزش های فردی و اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
2- برخورد فیزیکی و استفاده از عناصر ضد اغتشاش و شورش
مقابله و ایستادگی در مقابل نظام و مخالفت با اشخاص و افراد که بعدا منجر به مخالفت نسبت به تفکرات آنها شده و آرمانها و اصول اساسی حکومت از این موقعیت متأثر خواهد شد.
3- تحصن خاموش
در صورتی که توان مقابله و فریادرسی نسبت به حقوق حقه خود را نداشته باشند ، تحصن خاموش را انتخاب می کنند ، مطالبات خود را رها ساخته و اقدام به تخریب کارگزاران از دریچه عقلی خود می نماید، ادامه این روند ، مخرب تر از نمود های نام برده شده فوق می باشد زیرا ماحصل این جریان آموزش نسلی است ، بدبین و بی تفاوت ، دین گریز و ناباور که می تواند زمینه ساز بسیاری از انحرافات اجتماعی را فراهم آورد.
4- آموزش منفی ، مخرب و مغایر با ارزش های اجتماعی و دینی نسل نو
آموزش های تدریجی یک معلم عصیانگر که از توان فکری خود در جهت مقابله با طرف متخاصم خود استفاده می کند ، قابل تأمل است ، وی در نقش آموزشی خود می تواند راهنما و مشاوری دلسوز برای دانش آموزان باشد ، چنانچه در این جامعه چالش ها و کمبود هایی برای دانش آموزان و والدین آنها وجود داشته باشد ، نوعی از همدلی و همرأیی شکل می گیرد که می تواند معلم را بر نقش رهبری یک جریان تند و افراطی بنشاند و مشکلاتی را برای همان نسل و اجتماع فراهم آورد .
ب ) تحمل و برخورد اصلاحی با نقیصه های دادخواهی شده
در این نوع برخوردها نیز مشکلات خاصی نصیب دولت و حکومت خواهد شد که در نمونه خود می تواند ساختار یک حکومت را متزلزل نموده و به سمت ضعف بکشاند که از جمله عوارض این نوع برخوردها ، شرایط زیر بوجود خواهد آمد.
1- کاهش جایگاه اعتباری نظام در داشتن تفکر عدالت خواهانه و رعایت آن در سیستم حکومتی خود
چنانچه کارگزاران یک حکومت از قبل به فکر رعایت عدالت و ارزش های معنوی خود نباشند و در مواجهه با برخوردهای شهروندان اقدام به رعایت و عمل نمایند ، جایگاه ضعیف اطلاعاتی و فکری آنان نمودار می شود و فهم چنین حرکتی از طرف مردم ، استواری و صلابت یک نظام را زیر سئوال می برد و به مردم قدرت جسارت های بیشتر را عنایت می کند.
2- ایجاد الگویی غلط برای مطالبه حق و حقوق شهروندی از طریق انجام عملیات روانی، تجمعات و برخوردهای نامناسب و قهری که می تواند زمینه ای مناسب برای نفوذ معاندین و اغیار را فراهم آورده و به مشکلات حاد تری تغییر جهت دهد .
3- اثبات عدم توجه و رعایت نکردن مسئولیت ها در بدنۀ نظام و کاهش اعتباری قانون گرایی مسئولین که باید نمودی عینی برای رعایت سایر اقشار جامعه باشد .
اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ
4- بوجود آمدن تصمیمات عجولانه پس از هر اعتراض و کاهش دقت های لازم و کارشناسی شده که خود منجر به بروز مشکلات جدی دیگری می شود .
ه) ایجاد انحراف در مهارت ها و توانمندی معلمان و جهت دهی کار معلمان به سمت تجاری شدن
1- کم رونق شدن آموزش ها در کلاس درسی و ارتقاء آن در کلاس های خصوصی به جهت تامین نیازهای مادی معلمان با پوششی زیبا و توجیه شده.
2- نمره فروشی و توجه ویژه به افراد ثروتمند و توانمند مالی و غافل شدن از نبوغ و استعداد های خانواده های ضعیف و معمولی
3- رونق گرفتن فعالیت های غیر متعارف واسطه گری برای کسب نمره و ارتقاء دانش آموزان کم سواد به کلاس های بالاتر و بوجود آمدن مدارکی کم ارزش و پایین آمدن رتبه علمی افراد در اجتماع.
بنام خدا