مدينه ، مدفن پاك حبيب

 

من  آمدم ، تا شهر  پيغمبر  ببينم

در روضة رضوانِ آن سرور نشينم

من با مناجاتي شكسته، راز گويم

محبوب دل ها را به قلبي باز جُويم

اينجا محمد(ص) شعلة راز و نياز است

اينجا اميد مسلمين رُوح نماز است

بيني علي(ع) تب دار و محزون است،اينجا

چون خانة احزان زهرا ،  نيست پيدا

زهراي اطهر(س) ، مدفنش يك راز كرده

اينجا حسن(ع) ، غمنامة خود ، باز كرده

اينجا حسين(ع) همراه دل هاي غريب است

گويي صداي ناله اش" امّن يجيب" است

سجادِ(ع) غم پرور ، دلش مجروح نيش است

از ظلم دشمن قلب او نالان و ريش است

باقر(ع)  ، چو بشكافد ، علومِ  دين و اديان

بيند گداي بي صفت ، در رأس ايمان

صادق(ع) به شاگردان خود درس وفا داد

حيف از كلامي،  تا كه دشمن را غنا داد

از پيروي گشتند جدا ، كردند خيانت

هر كس ره خود را نهد ، رسم و ديانت

اينجا نوايِ  عاشقي ، وِرد زبان است

گرچه نشان دشمنان اينجا، عيان است

چون آفتاب شهر پيغمبر برآيد

از گرميش ، آه از دل مؤمن برآيد

قبر ائمه (ع) در بقيع ، بي سايبان است

هم مأمنِ دل،هم جدا از ياوران است

جايي نمانده تا كه زهرا(س) اشك بارد

گويي دگر او ، طاقت سيلي ندارد

گويند اينجا شهر ياران غريب است

اينجا مدينه مدفن پاك حبيب است

 

مدينه    4/4/90