جايگاه پرورش حس ديني در اهداف آموزش و پرورش پيش دبستاني
عقيده متخصصان علوم تربيتي بويژه پژوهندگان در آموزش و پرورش پيش دبستاني برآن است كه اهداف كلي آموزش و پرورش را نمي توان براي دوره هاي تحصيلي تفكيك و جدا نمود ، زيرا اهداف دورة پيش دبستاني همان اهداف تحصيلي دوره هاي بالاتر است و امروزه رشد همه جانبه كودكان در برآوردن نيازها و توجه به رشد ذهني ، جسماني ، اخلاقي ، عاطفي و ….كودكان در سنين ابتدائي و پيگيري آن در مراحل آموزشي بالاتر است و آنچه كه تاثير گذار بر چگونگي اجراء اهداف است عبارتند از :
الف ) نيازهاي متفاوت كودكان در سنين مختلف رشد
ب ) تفاوت در سطح رشد و دريافت هاي كودكان (آموزش و يادگيري)
ج ) انتظارات معقول از كودكان با توجه به توانمنديهاي آنان
نگاه هر نظريه پرداز به اهداف دورة پيش دبستاني نگاهي تربيتي[1]است و تمام روش هاي رشد يابنده را درخود جاي مي دهد.
نظريه پرداز ديگري [2]هدف از تاسيس كودكستان را ايجاد محيط سالم و مناسبي براي موارد ذيل مي داند ، او معتقد است هدف كودكستان منحصراً تربيت است نه تعليم و كودكستان بايد محلّي پر نشاط و پر فعاليت و از لحاظ ايجاد فرصت بروز رفتار ، مكاني براي تجربيات متنوع باشد.
1 ) پرورش عادات مفيد در كودك به منظور تامين تندرستي و ايجاد مهارتهائي كه براي تطبيق شخص با محيط لازم است .
2 ) پرورش رفتار پسنديدة اجتماعي و تشويق كودكان به شركت در گروهها و دسته ها كه موجب آگاهي آنها به حقوق و امتيازات ديگران مي شود.
3 ) پرورش عواطف كودك
4 ) كمك به بروز و پرورش استعدادهاي فطري كودكان
5 ) ايجاد حسّ اعتماد بنفس و امنيت خاطر در كودكان
6 ) متوجه ساختن كودك به دنيائي كه اورا فرا گرفته است .
7 ) تشويق حس استقلال طلبي و خلّاقيت در كودك
8 ) پرورش حسّ زيبا شناسي دركودك
برداشت و اقتباس يكي از متخصصين آموزش پيش دبستاني [3] از برنامه پنج ساله جمهوري اسلامي ايران در سال 1361 بشرح ذيل است.
1. كمك به جريان رشد جسمي ، ذهني ، عاطفي ، شخصيتي و اجتماعي كودكان با تكيه بر زمينه هاي ديني و اخلاقي
2. پرورش توانائي و استعداد كودكان به منظور آماده شدن آنها براي ورود به دوره هاي تحصيلي بعدي
3. آماده ساختن كودكان جهت استفادة بيشتر و آسان تر از مفاهيم آموزشي
4. لغت آموزي و گسترش زبان فارسي بخصوص براي كودكاني كه گويش محلّي دارند
5. آماده ساختن كودكان براي ايجاد روابط اجتماعي و حس تعاون و همكاري
6. كمك به خانواده هاي كم درآمد و استفاده از يك محيط سالم تربيتي براي پرورش كودكان
از آنجا كه هدفها جهت كار و نقطة شروع فعاليت ها را به ما نشان مي دهند و ما را در انتخاب مواد و موضوعات ياري مي نمايند لازم است با ديدي تحليلي به اهداف اين دوره نگريسته شود ، خاصّه اينكه جايگاه پرورش حس ديني كه در اين سطور مورد توجه قرار مي گيرد با ديدي نو نگريسته شود .
لذا سعي شده است كه هدفهاي رفتاي اين دوره مورد بررسي قرار گيرد و برنامه اي مناسب براي كار با كودكان براساس آگاهي از نتايج هر فعاليت مدون شود .
الف) توسعه عادات بهداشتي در زندگي روزمره و اجراي اين عادات در زمينه هاي بدني، رواني و عاطفي بمنظور رشد يك بدن قوي ، يك ذهن آگاه و عواطف متعادل
براي درك بهتر موضوع فوق نقش تربيتي عادت بايد مورد توجه قرار گيرد .
عادت : عبارتست از كاري كه انسان به آن خو بگيرد و در وقت معيني انجام دهد .[4]
كودك در سنين اوليه عمر داراي تفكر عيني است او از آنچه متاثر مي شود ، محسوسات و احساسات و عواطف در حد توان و موقعيت سني اوست چنانچه نتيجه يك رفتار تقليدي ، خوش آيند باشد ، ادامه رفتار ميسر خواهد شد ، حال اگر رفتارهاي تقليدي كودكان در فضائي صميمي و عاطفي جريان يابد و پدر و مادر و مربيان در بروزآوري هر رفتار هدفي را تعقيب نمايند ، مسير الگو دهي رفتاري گزينشي و براساس نيازها و احتياجات كودك تدوين و استفاده از نيروي كودك به سمت و جهت فلاح و رستگاري هدايت شود كاري تربيتي صورت گرفته است ، چنين عاداتي موثر و مطلوب و تاثير گذار بر شخصيت كودك خواهد بود زيرا كودك درابتدا چنين رفتارهائي را دروني خواهد نمود و مجموعة اين رفتارها شاكله وجودي او را رقم خواهد زد .
اگر هدايتگران پيراموني كودك(اولياء تربيتي) افرادي معتدل ، معقول و اصول گرا باشند كودك در قبول رفتارها ، دچار شك و ترديد نخواهد شد تا آنگاه كه تفكر و عقلانيت او در زمان بروز تفكر انتزاعي به بيان چرائي هر رفتار بپردازد و براي تثبيت و محافظت از هر رفتار تقيداتي بوجود آورد ،دراين صورت است كه عادت از قدرت فوق العاده اي برخوردار خواهد شد و در شخصيت و منش افراد تأثير خواهد گذاشت .
بهمين جهت ايجاد عادات بهداشتي ، بمنزلة زيربناي سالم سازي يك محيط تربيتي نقش آفرين خواهد بود تا تاثيرات سازندة خود را ازجشم و روان آغاز نمايد و بتواند در تطبيق شخص با محيط مؤثر باشد ، بگونه اي كه زمينه ايجاد اعتماد بنفس و امنيت خاطر را در افراد تدارك نمايد .
در اين زمينه كودك بايد يك كپي همسان از رفتار و كردار والدين و مربيان خود باشد ، چنانچه رفتاري نو و جديد در شخصيت كودك شكل گيرد بايد دقيقا بررسي شده و مورد توجه قرار گيرد كه كدام عامل يا انگيزة قوي سبب بروز چنين رفتاري شده است .
در اين موقعيت بايد صحت و درستي رفتار جديد كودك مورد توجه باشد تا اگر موافق ارزشها و شئونات خانوادة كودك نباشد با زمينه سازيهاي مهمي به تضعيف رفتارهاي مكتسبه اقدام گردد و سلامت رفتاري وي در انحراف قرار نگيرد .
در جهت اجراي مطلوب اين هدف عملكردهاي زير ضرورت خواهند داشت .
1- نگرش مطلوب به اعضاي بدن
كودك بايد به اهميت و كاركرد هر عضو از اندام و جوارح خود واقف شده و به مشكلات ناشي از عدم وجود هر عضو از بدن خود آگاه شود تا به حفاظت و نگهداري بهتر و مؤثر هر عضو مقيّد شود.
ايجاد بازيهاي كودكانه براي از كار انداختن موقتي يك عضو و تفعيم عملي جايگاه آن عضو در انجام كارهاي روزمرّه مي تواند چنين مهمّي را برجسته سازد ، از جمله :
· مسابقه خوردن يك سيب آويزان بدون كمك گرفتن از دست يا خوردن بيسكويت هاي به نخ كشيده شده .
· بستن مچ پاها به هم يا قرار گرفتن در يك كيسه و پيمودن يك كيسه در حدود 50 متر
· بستن چشم و حركت از انتهاي كلاس براي كشيدن يك تصوير و يا تكميل يك نقاشي روي تخته سياه.
· برقراري ارتباط و فهماندن يك مطلب (يك موضوع ) به دوستان ، بدون استفاده از زبان و بيان و فقط استفاده از حركات دست و پا ( ايما و اشاره )
· خواندن خط بريل به وسيله انگشتان ( تشخيص يك كلمه بدون نگاه كرده به ورقه
· و…
در برابر نتايج حاصل از بازيهاي فوق است كه كودك به فهم اهميت و كاركرد اعضا و جوارح خود را در انجام فعاليت هاي روزانه واقف خواهد شد وپس از آن به تندرستي و حفظ بدن توجه ويژه اي خواهد داشت .
2- علاقه به رعايت نكات بهداشتي
ايجاد انگيزه و علاقه به رعايت نكات بهداشتي هنگامي فراهم خواهد شد كه كودك عملاً و عيناً به نتايج يك رفتار آگاه شده و نتايج خوش آيندي را پس از هر رفتار مشاهده نمايد .
هنگامي كه نظر مساعد و اميد بخش فرد در اهميت امور بهداشتي فراهم آيد ، فرد نسبت به شرايط نامساعد در خانه و حامعة خوداحساس خطر خواهد نمود و براي بهبود وضع بهداشتي هر محل علاقه نشان خواهد داد ، آنگاه به استفاده از اطلاعات و خدمات مربوط به بهداشت ، و محافطت خود و تمامي افراد در برابر امراض و بكارگيري مهارت هاي لازم براي پيشگيري از آلودگي ها مقيد خواهد شد و سعي خواهد نمود در بازي و كليه فعاليت هاي خود به اين مهم توجه نشان دهد .
3- علاقه به تغذية خوب و مناسب
تغذيه خوب و مناسب از جمله دغدغه هاي خاص والدين براي زمينه سازي رشد جسمي كودكان است و در اين مورد گاه والدين به تفاهم لازم نائل نيامده ، زمينه برخوردهاي لفظي آنان در مقابل كودكان فراهم مي آيد .
اگر اهميت غذائي هر خوراكي با زباني عاطفي و صميمي بيان شود و ارائه غذاهاي متفاوت در هنگام گرسنگي كودكان برنامه ريزي شده واز تغذيه كودك با خوراكي هاي حجيم و غير مناسب جلوگيري بعمل آيد كودك به غذاهاي مناسب تمايل نشان خواهد داد.
ايجاد تنوع در غذاهاي معمول و مورد استفادة خانواده در هنگامي ضرورت دارد كه استفاده از يك نوع غذا تكرار مي شود ، لذا با ايجاد حالت هاي مختلف در موارد اوليه مي توان استفاده از غذاهاي متنّوع و مناسب را ميّسر نمود.
آگاهي كودكان به ارزش غذائي هر خوراكي مانند آگاهي به ارزش يك دارو است كه عليرغم تلخي آن بجهت درمان بيماري ، تمايل به استفاده خواهند داشت .
ب ) پرورش رفتار اجتماعي مطلوب
در اين قسمت نيز رفتار اجتماعي مطلوب بايد مورد مداقه قرار گيرد اينكه رفتار اجتماعي مطلوب كدام است و چگونه مي توان واجد چنين رفتاري شد ، سئوالاتي است كه در جوابگوئي به آنها روش كاري مربيان نيز مشخص خواهد شد .
رفتار اجتماعي به رفتارهائي گفته مي شود كه فرديت افراد را در مجموعه هائي همنوع و همشكل به تكثر و جمع گرائي تبديل نموده ، فرد جزئي از اجتماع محل زندگي خود خواهد شد ، اين جمع مي تواند تاثير ويژه اي بر نيازها و خواسته هاي فرد داشته باشد ، تعديل و برجسته سازي و ايجاد انگيزه براي فراهم سازي حركت از ديگر تاثيرات مجامع است .
اما چگونه مي توان مطلوبيت يك رفتار را مشخص نمود.
رفتار اجتماعي مطلوب رفتاري است كه هنجار اجتماعي داشته باشد ، هرچند وجود هنجار در يك جامعه سالم نشانة مطلوب بودن يك رفتار است اما تشخيص سلامت يك جامعه خود از مقوله هاي مهم جامعه شناختي و نيازمند به بررسي تحليلي و تاريخي حركت هاي اجتماعي است و بهتر است مطابقت يك رفتار را با ارزش هاي تدوين شده در يك دين ، مذهب ، قوم و ملت را رفتار مطلوب معرفي نمائيم .
زمينه هاي فراشناختي موجود در مقوله هاي ارزشي يك جامعه ، مستندات فلسفي اين بحث را رقم خواهد زد كه خود جاي مباحثه و تحقيق و جستجو را طلب خواهد نمود .
حال اگر ارزشهاي برجسته شده نمودهاي عيني داشته باشند تطبيق هر رفتار با ارزش هاي پذيرفته شده ميسر و جايگاه ارزشي هر رفتار را بيان خواهند نمود.
در صورتي كه بخواهيم كودكان را به شركت در گروهها و دسته هائي تشويق كنيم تا موجب آگاهي آنان از حقوق و امتيازات خود و ديگران شود لازم است به فرآيندي بودن اين مقوله و به عوامل زير توجه نمائيم .
1- علاقه به شناخت محيط اجتماعي
هرچند جستجو گري و كنكاش در شناخت مسائل پيراموني جرء ويژگيهاي ذاتي افراد بشمار مي رود اما به دلائل چند اين علاقه كمرنگ و جايگاه خود را از دست خواهد داد . محيط هاي اجتماعي از آن جهت بايد شناخته شود كه فرد برابر هر موقعيت جديد بايد خود را مجهز و هماهنگ سازد تا بتواند به امنيت خاطردست يابد .
2- علاقه به نوع دوستي
نوع دوستي رفتاري ارزشي و اخلاقي است و در رده هاي بالاترِ نياز هاي آدمي قرار گرفته است ، ارضاء اين نياز علاوه بر ساخت شخصيتي متعادل براي فرد ، ياري رساني به همنوعان محتاج را سرلوحة فعاليت ها قرار مي دهد و تابلو زيبائي از گذشت و ايثار را جايگزين نمودهاي خودخواهي و نفس پرستي خواهد نمود .
3- ايجاد نگرش مثبت به رعايت قوانين و مقررات اجتماعي
پس ازشناخت محيط و ايجاد حس نوعدوستي فرد خود را جزء جامعه بزرگ خود خواهد يافت ، بصورتي كه سلامت و سعادت او از وراء يك زندگي اجتماعي سالم نمايان خواهد شد ، او درمي يابد كه رفاه و سلامت فردي ، سعادت وي را تضمين نخواهد نمود لذا از مجموعة پيچيدة اجتماع بايد به رعايت قوانين و مقررات اجتماعي پايبند باشد تا اين سلامت و سعادت را همگاني نموده و نفحات روحبخش رشد و تعالي اجتماع را از آن خود و همنوعان خويش سازد .
4- تقويت مسئوليت پذيري
پس از طي مراحل معرفي شده فوق فرد خود را مسئول خود و ديگرافراد اجتماعي مي بيند و مي خواهد نقش انساني خود را بنحو مطلوبي اجرا و عمل نمايد ، لذا بايد به پذيرش رفتارهائي اقدام نمايد كه صلاح و منفعت جمع را مورد توجه داشته و در جهت رسيدن به اهداف جمع تمام هم و كوشش خود را بكار گيرد دريافت نتايج مثبت مسئوليت پذيري و مشاهده رضايت دروني افراد از انسانهاي خادم و خدمتگزار به مردم باعث تقويت اين رفتار خواهد شد .
ج ) پرورش عواطف كودك
عواطف نمودهاي بيروني احساسات و درك و فهم هاي كودكان بشمار مي رود و بصورت هاي متفاوتي چون خنده ، گريه ترس ، خشم و… نشان داده مي شوند . بروز هيجانات و عواطف كودك در موقعيت هاي مناسب به خود حكايت از توانمندي و قدرت كنترل كودك دارد و به ديگران مي فهماند كه واكنش هاي كودك در برابر حوادث و اتفاقات معقول و مناسب يا غير معمول و نا مناسب بروز كرده است ، از طرفي بروز عواطف مي تواند راه را به ارتباط انساني بگشايد ، فرد را در اجتماع قرار داده و جزئي از گروههاي دوستي ، فكري و … اجتماع نمايد.
بروز عواطف و هيجانات مصونيت هم بشمار مي رود ،زيرا ديگران را نسبت به وضعيت رواني فرد آگاه نموده در كنترل رفتارهاي آنان مؤثرخواهد بود.
كودك براي زندگي در اجتماع داراي نيازهاي متفاوتي خواهد بود ، ارضاء و تامين نيازهاي عاطفي كودك چون تأمين نيازهاي جسماني از اهميت خاصي برخوردار است و پس از تأ مين مجموعة اين نيازها ، تربيت شخصيت متعادل آدمي امكان پذير خواهد شد ، براي پرورش عواطف كودك نيز ملزم به ارائه راهكارهائي خواهيم شد .
1- ايحاد علاقه به بروز عواطف و احساسات براي يادگيري روش هاي ارائه كنترل عواطف در موقعيت هاي متفاوت
هنگام بروز عواطف كودك برخوردهاي متفاوتي بوجود خواهد آمد ، اگر عواطف خردسالان مورد پذيرش قرار گيرد و با زبان عاطفي و صميمي چگونگي بروز عواطف آموزش داده شود و سپس پيگيري هاي لازم براي ثبات اين يادگيري بعمل آيد ، فرد واجد توانمنديهاي خاصي براي بروز عواطف خود در موقعيت هاي متفاوت خواهد شد ، مربيان نيز با مشاهده عواطف و احساسات كودكان قادر به هدايت مناسب تر كودكان خواهند بود .
دستورات تربيتي اسلام و شيوه هاي كاربردي متخصصان در جهت استفادة بهينه از عواطف و احساسات جايگاه خاصي در بوجود آوري شخصيت متعادل آدمي خواهد داشت و مي تواند به سلامت رواني كودك كمك نمايد .
2- نشان دادن واكنش هاي درست در برابر وقايع جديد
سيستم دفاعي (جسمي و رواني) آدمي در برابر هر كنشي ، واكنشي خواهد داشت ، استفاده يك جانبه از احساسات كه در دوران كودكي از فراواني بالائي برخوردار است مي تواند مشكلاتي را بدنبال داشته باشذ ، تلّون و متضاد بودن رفتارهاي كودكان ناشي از بروز چنين ابزاري است .
براي نشان دادن واكنش درست بايد شناخت كودكان را بكار گرفت و زمينة تعقّل و تفكّر آنان را فراهم ساخت ، تا با استفاده از قدرت شناخت ، تفكّر ، تعقّل و تعميم پذيري بتوانند واكنش هاي درست تري در برابر وقايع جديد داشته باشند ، الگو پذيري كودكان براي ابراز واكنش هاي معقول و صحيح نيز مي تواند در اين مقوله اهميت داشته باشد .
د)كمك به بروز و پرورش استعداد هاي فطري كودكان
حس كنجكاوي و ميل به دانستن و فهميدن از انگيزه هاي دروني آدمي بشمار مي رود ، اين حس در كودكان از شدت و قوّت خاصي برخوردار است كه در طول حيات فرد ادامه مي يابد و در مراحل بعدي زندگي موجب پيدايش فعاليت هائي چون كشف و ابتكار خواهد شد .
اين تركيب خاص كه انديشمندي كودك را بوجود مي آورد در رابطة با محيط شكفته شده و شكل مي گيرد و بر اساس اين ادراك ها است كه انديشة پرواز بوجود مي آيد .
آفرينندگي نيز از صفات خداوندگار است كه براي آدمي بوديعه گذاشته شده است ، كودك تحت هدايت صحيح مربيان مي تواند آنچه را مي خواهد بوجود آورد ، هنر كه تجلّي همين قوه انساني است بهترين دليل وارستگي انسان از اسارت و تابعيّت محيط است .
خودآگاهي ، معني جوئي ، و آرمان خواهي از ديگر استعداد هاي فطري كودكان هستند : خودشناسي و دور شدن از ابهام و پوچي و رسيدن به پايگاهي بالاتر ار آنچه هست مي تواند شوق انگيز و حركت آفرين باشد و انسان را به سمت حق جوئي هدايت نمايد .
پرستش موجود در نهاد آدمي نيز نيروئي خدائي است كه بصورتي بسيار زلال و پاك تجلّي مي نمايد ، عشق و دوستي نمودهاي چنين نيروئي هستند.
كودكان موجوداتي صاف، زلال و واجد اخلاق و داراري ارزشهاي اصيل و الهي معرفي شده اند ، سپاسگزاري در برابر نيكي ، انتقام در برابر خيانت ، تنفر از ظلم و تبعيض و رضايت دروني از عدالت همه تكيه به اصالت هاي پا برجاي آدمي دارند و چنين صفات و خصوصياتي بعنوان قوا و استعداد هائي شناخته مي شوند كه با ساخت انسان هماهنگي دارند و آنچه كه بنام فطرت در اسلام مطرح مي شود در همين خصوصيات جاي مي گيرد به تعبيري فطرت يك هويت از پيش تعيين شده نيست بلكه مجموعه ادراك ها و گرايش هائي است كه انسان مستعد درجهت تكميل و شكوفائي آنها گام برمي دارد[5]
بروز و پرورش چنين استعداد هائيغايت تربيت كودكان را روشن مي كند ، فلسفه تربيت ذر اسلام نيز ساختن انساني است با خويشتن آشنا ، انديشمند ، آزاد ، آفريننده ، آرمانخواه ، پرستنده ، زيبا شناس و اخلاقي[6]
پس لازم است كه روشهاي مناسب و خاصي بكار بريم تا اين استعدادهاي اصيل و داراي ارزش بارور و بالنده گردند و كودك را در فضائي معنوي و عرفاني قرار دهند و به او اجازة رشد خلّاق و مؤثررا تقديم نمايند.
ه) ايجاد حس اعتماد بنفس و امنيت خاطر در كودكان
بخود متكي همچو خورشيد باش كه خورشيد از خويش تابنده است
خداوند هيچكس را به وظيفه اي مكلّف نمي كند مگر بمقدار توانائيش ، اعمال نيك هر انساني بنفع خود اوست و كارهاي ناپسندش نيز بضررخود او خواهد بود .[7]
پرورش حس مسئوليت و ايجاد استقلال و اعتماد بنفس بايد در دوران كودكي صورت گيرد و پدر ومادر هم كودك را چون انسان واقعي بحساب آورده و از ابتدا سعي در بالا بردن درك و فهم كودك نمايند تا بتواند مسئوليت كار خويش را بپذيرد و متّكي به خود بار آيد .
نقش پدر ومادر و مربيان در ايجاد اعتماد بنفس و امنيت خاطر در كودكان از جايگاه مهمي برخوردار است و اسلام هم نكات ظريفي در چگونگي ايجاد حس اعتماد بنفس مؤمنين ارائه داده است .
پدر و مادر با شخصيت متعالي و داراي استقلال اراده مي توانند اين خوي پسنديده را در كودكان پرورش دهند ، چگونگي رشد اعتماد بنفس با توجه به وابستگي و عدم توان كودك و ميل به استقلال از ظرافت هاي برخورد تربيتي است از طرفي كودك پس از انجام هر فعاليت مورد توجه ، احساس نيرومندي و غرور خواهد نمود و لذت خاصي برايش به ارمغان خواهد آورد .
فعاليت هاي شخصي كودكان هريك لذّت بخش و مايه مسرّت آنان است ، مربيان و والدين بايد در جهت مستقل بار آوردن كودك و ايجاد حس اعتماد بنفس متناسب با توان آنان ، به طفل آزادي بدهند و اورا به اختيار خويش بگذارند ، ولي كمال مراقبت را بعمل آورند تا كودك پس از كسب نتيجه بتواند به شكفتگي برسد
كمك والدين و نقش پشتيباني آنها در جهت امنيت خاطر كودك بسيار مؤثر خواهد بود تا بتواند با آزادي مناسب به ابتكارات لازم نائل آيد .
در جهت ايجاد اعتماد بنفس در كودكان روش هاي زير پيشنهاد شده است .
v علاقمند ساختن كودكان به آزادي ، عدالت و … براي تحكيم اعتماد بنفس
v آزاد گذاشتن كودك تا مستقلاً وطبق ارادة خويش كار كند .
v شادماني و اظهار خوشحالي از موفقيّت ها و ابتكارات كودك و همچنين تحسين و تشويق او.
v واگذاري كارهاي سودمند به كودك
v وادار كردن او به كار و كوشش از طريق راهنمائي و تشويق به كار
در اين صورت كودك بتدريج شخصيت و استقلال خويش را تكميل مي نمايد ، آثار وجودي خودش را آشكارا مي بيند و به نفس خويش اعتماد پيدا مي كند و اراده اش را تقويت مي كند .[8]
و) متوجه ساختن كودك به دنيائي كه اورا فراگرفته است .
كودك در دنياي ذهني خود محدودة كوچكي مركب از والدين ، برادر و خواهر ، اقوام و همسايگان ، فروشندگان و … را مي شناسد و همة ارتباطات خود را بر اين محور تنظيم مي نمايد ، مجموعة اين روابط عليرغم پيچيدگي جوامع در بعد تربيت پذيري كودكان خيلي ساده و اوليه بنظر مي رسد ، بخصوص كه همة افراد روابط خود را بر اساس توجه ابتدائي به كودك تنظيم مي نمايند و درجهت رشد و توانمندي كودك هيچ برنامة منظمي ندارند .
در مجموعة اين افراد ، والدين و مربيان به قصد رشد و تربيت كودك قدم برمي دارند و بسته به توان و مهارت خود كودكان را در جريان رشد اجتماعي قرار مي دهند ، آنچه زمينه ساز شناخت بيشتر جهان و رشد همه جانبة كودك ميشود بقرار زير است .
1) گسترش دادن اطلاعات و معلومات كودك
روش هاي متفاوتي براي گسترش اطلاعات و معلومات وجود خواهند داشت ، بازديد و گردشگري از موقعيّت هاي متفاوت جوامع براي ارائة توضيحات هدفمند و زمينه ساز براي تربيت است .
در دوره پيش دبستاني قصّه گوئي وقصّه خواني، ارائه خاطرات حقيقي والدين و… مي تواندگنجينهة لغات آنان را افزايش داده و محدودة بزرگ تري از جهان را به آنان بشناساند تا بتوانند با ديد كلي تري به جهان بنگرند.
2) گسترش جهان بيني كودك
هرگاه ديدگاهها و نظرات متفاوت و مختلفي در اختيار كودكان قرار گيرد ، نگاه كودك به جهان دقيق تر خواهد شد ، اما از آنجا كه كودك از ادراك فنّي بالائي برخوردار نيست لازم است حضور مأنوس والدين در اين راه همراه كودكان باشد تا به قدرت تشخيص مناسبي برسند و جهان زيبائي را روبروي خويش داشته باشند .
3) آشنا كردن كودكان با تجارب مختلف زندگي
بهترين روش آشنا سازي ، همراه كردن كودكان در مراحل مختلف زندگي است به گونه اي كه برابر توان خود بتواند در جريان مشكلات قرار گيرد و آزمودن روشهاي متفاوت برخورد را تجربه نمايد و يا اينكه به نتايج برخوردهاي متفاوت آشنا شود، در اين روش مسئله اصلي شناخت مشكل و سپس ارائه بهترين راه حل و عمل به آن براي رسيدن به نتيجه است كه كودك همزمان با فعاليّت تفكري خلاّق وواگرا بدست خواهد آورد و درجهت انجام كار و رفع مشكل از جسارت لازم برخوردار خواهد شد .
4) آماده سازي كودكان براي روياروئي با مسائل
اگر زندگي در مهد را الگوي كوچكي از روابط اجتماعي بحساب آوريم بايد بتوانيم مهارت هاي زندگي را به كودكان انتقال دهيم ، قرار گرفتن در برابر غم و شادي زندگي و ارائه مناسب ترين هيجانها و استفاده از نمونه هاي عالي اخلاقي ممزوج با صداقت كودكانه ، خارج ساختن كودك از وابستگي تمام عيار به والدين و مربيان و برآورده ساختن خواسته هاي كودك و كوشش درجهت فهم محدوديتها و مشكلات ، كودك را قوي و اصطلاحاً آبديده خواهد ساخت چنانكه در مضمون اين شعر آمده است .
(( نازپرورد تنعّم نبرد راه به جاي عاشقي شيوه مردان بلاكش باشد ))
ز) تشويق حسِ استقلال طلبي و خلاقيّت كودك
اساس استقلال و اعتماد بنفس از دوران كودكي در روان كودك پيش دبستاني پي ريزي مي شود ، مربيان ، پدران و مادران شايسته كه خود داراي شخصيت متعالي و داراي استقلال اراده هستند مي توانند اين خوي پسنديده را با برنامه اي صحيح در كودكان خود پرورش دهند و آنان را مستقل و با اعتماد بار آورند .
از آنجا كه رشد و تكامل طبيعي كودكان ، آنان را تدريجاً نيرومند مي سازد و عشق به استقلال زمينة استفاده از اين توان و قدرت را فراهم مي آورد ، رفته رفته نمودهاي استقلال و ابتكار در آنان رشد مي كند و به هر نسبتي كه به قدرت و توان كودك افزوده شود يك قدم در راه استقلال جلو مي افتد .
پدران و مادراني كه مايلند فرزندان متكي به نفس داشته باشند بايد عليرغم خطرات و مشكلاتي كه در راه دادن استقلال و آزادي به كودكان وجود دارد از اين قانونِ فطري استفاده كنند و برنامة تربيتي خود را بر اساس تمايل فطري كودكان استوار سازند .
لذا لازم است و الدين و مربيان به تناسب تكامل كودك به او آزادي داده و اختيار لازم عنايت كنند ، بگونه اي كه كودك در ضمن بازي ، دويدن و … قدرت ابتكار خود را احيا كند و با اعتماد بنفس لازم با مشكلات روبرو شود ولي لازم است دقّت نمايند از آزادي خود سوء استفاده نداشته باشند .
موقعيت هاي ذيل مي تواند حسِ استقلال طلبي كودك را تقويت نموده و زمينه ساز خلاقيت و ابتكار كودكان گردد.
1- توانمند نمودن كودكان براي رفع نيازهاي شخصي به تنهائي
(غذا خوردن، پوشيدن لباس و كفش ،مسواك زدن و به حركت انداختن وسائل و اسباب بازيها)
2- تقويت و تشويق كودكان براي شركت در جمع كودكان و بزرگترها،
3- در ابتدا با پشتوانة والدين درجمع حاضر شده و سپس كمرنگ شدن حضور والدين در موقعيت ها و مكانهاي جديد تا كودك به پشتوانة خود در مجامع شركت نمايد .
4- اجراي فعاليت هاي گروهي در كودكستان ،
فعاليت هائي در توان كودك كه در ابتدا از همكاري و راهنمائي مربيان كمك گرفته مي شود و بتدريج كودكان شخصاَ قادر به ادامه فعاليت خواهند بود .
5- فراهم آوري بازيهاي انفرادي براي كودكان ، از آنجا كه بازي زندگي كودك است و از اين طريق بسياري از خلاقيّت ها بوجود مي آيد ، لذا لازم است اطلاعات لازم در بارة بازيها به كودك منتقل شود و توان بازي آنها تقويت گردد تا اعتماد بنفس بالاتري براي بازيهاي جمعي بدست آورند، از طرفي برخوردار بودن كودك از آزاديهاي لازم درحين بازي انفرادي به او امكان استفادة گوناگون و بكارگيري روشهاي متفاوت در هر بازي را خواهد داد ، از اين مسير تفكر واگرا در كودك تقويت و او را به سمت و سوي خلاقيت و ابتكارخواهد كشاند.
ح) پرورش حسِ زيبا شناسي در كودك
چشم در صنع الهي بازكن ، لب را ببند بهتر از خواندن بود ديدن خط استاد را
(صائب تبريزي)
زيبائي يك حقيقت عام است ، از طرفي يك پديدة خيالي و بافتة ذهني است ، آنچه را كه كودك زيبا معرّفي مي نمايد با مقياس شخصي ذهن خود انجام مي دهد ، هرچيزي را كه كودك زيبا تلقّي كند ، برايش زيباست و هرچه را زشت تلقي كند زشت خواهد بود.
اگر احساس نوعي وحدت و هماهنگي و يا تناسب در تصوّرات و احساسات كودك بوجود آيد آن را زيبا تلقّي خواهد نمود.
از آنجا كه زيبائي عاملي براي آرامش روح انساني است كه خداوند متعال با حكمت بالغة خود آنها را در نظام هستي قرار داده است لذا بايد مقياس و معيارهاي زيبائي را به كودك بشناسانيم و از نتايج هماهنگ و سودمند هر فعاليت اورا مطلع سازيم .
اگر به كودكاني كه احساس خوشي و سرزندگي دارند ، دقّت نمائيم مشاهده خواهيم نمود كه آنان حسِ زيبا شناسي و زيباجوئي خود را بكارگرفته و پس از آن طراوت و شادابي حيات را بدست آورده اند .
مهمتر از آن هنگامي كه كودكان زيبائي را بشناسند به اين حقيقت پي خواهند برد كه خداوند زيبائي ها را عامل انبساط و بهجت و سرور دروني انسانها قرار داده است تا از اين راه جذب معنويات شده و با ياد خدا درحقيقت به حس كمال جوئي برسند .
زمينه هاي اثر گذار زيبائي شناسي در رفتار كودكان بشرح ذيل تبيين مي شود.
1. بالا بردن درجة نفوذ پذيري كودكان و هدايت غير مستقيم آنها
هنگامي كه به زيبائيها و آثار هنري ارزش داده شود و جايگاه ويژه اي در ذهن كودكان داشته باشد بشدت آنها را تحت تأثير قرار داده بهجت و انبساط دروني آنها را سبب مي شود
2. تلطيف عواطف و ايجاد محيط شاد و خوشايند
فضاي هماهنگ و زيبا ، روح كودكان را تسخير خواهد نمود و شور و هيجان را در عواطف آنان به جريان خواهد انداخت ، لمس شادي و خوش آيند بودن لحظه لحظة زندگي ، زمينه ساز بسياري از توانمنديهاي كودكان خواهد شد ، جهت گيري و بروزِ زواياي زيباي عواطف ، بهترين زمينه براي اثرگذاري بر رفتار را به ارمغان خواهد آورد و ثمره هاي ارزشمندي از خود بجاي خواهد گذاشت .
3. ايجاد انگيزه براي ادامة حيات
دل بستن به لحظات شاد در زندگي و اميد به فرداهاي بهتر انگيزة ادامة حيات را بوجود مي آورد ،كودكي كه در فرآيند انتظار قرار مي گيرد با بدست آوردن هر لحظة خوش آيندگامي به جلو مي گذارد و براي بدست آوردن لحظات بهتري تلاش مي كند ، نتيجه هاي بدست آمده از اين لحظات ارزش زندگي اوست و قرار گرفتن در اين مسير زمينه ساز رشد و كمال او بحساب خواهد آمد، در يك كلام تصوّر زيبا و حياتي زيبا علاقة كودك را به ادامة راه سبب خواهد شد .
پي نوشت ها
[1] - منظور هدايت عيني و عملي و ايجاد فضا و جوي است كه كودك در ابتدا به انجام عملي ( از طريق دريافت هاي حسي و تحت تاثير خوش آيند سازي نتيجه ) علاقه مند شود و سپس روش انجام صحيح و درست رفتار را بياموزد .
[2] - خانم صغري سره ، روش فعال در كودكستان (1350-صفحه 10) به نقل از كتاب تعليم و تربيت و مراحل آن ، دكتر غلامحسين شكوهي ، انتشارات آستان قدس رضوي ، چاپ دوم ، صفحه 51 ، 1361
[3] - دكتر فرخنده مفيدي ، آموزش و پرورش پيش دبستاني و دبستاني ، 1372 صفحه 47 انتشارات دانشگاه پيام نور
[4] -فرهنگ فارسي عميد ، حسن عميد ، تهران ، انتشارات امير كبير ، جلد دوم چاپ دوم ، 1359، صفحه 1416
[5] - سوره روم آيه 30 فاقم وجهك للدين حنيفا پس بپاي دار جهره ات را بسوي دين حق گرا
[6] - تربيت ، نشريه شماره يك اداره كل ضمن خدمت ، چاپ دوم . تهران : چاپ پرتو ، 1359 صفحه 36-32
[7] - سورة بقره آيه 286
[8] - برداشتي آزاد از مقالة اعتماد بنفس از بخش تربيتي ماهنامه اجتماعي و فرهنگي آشنا شماره 50 آبان 78 صفحة 56
بنام خدا