پایان کار از مجموعه حرف دل
پایان کار
عاقبت ، پایانِ کارِ ما رسید
با همه رنجی که بر ما می رسید
انتهایِ فصلِ تعلیم و سواد
با شروعِ ماهِ دی آمد به یاد
یادِ دیروز است آغازِ تلاش
ماهِ مهر و ماهِ آغازِ معاش
ما در این دوران اگر دل باختیم
راهِ انسان بودنِ خود ساختیم
تا که افکارم به دل ها راه داشت
جمعِ ما انگیزۀ پرواز داشت
گاه با همکار، گه دانش وران
گاه با جمعی که بودند ، یاوران
کار آنگه راهِ الفت می گرفت
در بساطش همرهی جان می گرفت
چون خدا در کارمان ، رونق گذاشت
عشق را هم درغم و محنت گذاشت
یادِ او بودیم در هر کارِ سخت
رحمتِ او بود ما را همچو ، بخت
دیگران از ما چو یاری خواستند
زحمتِ ما را زغم ها ، کاستند
حیف شد آن دورۀ جود و شباب
کارها بودند چون مشق و حساب
چون به حل مشکل مردم گذشت
لغزش از ما بود، از رحمان گذشت
چون صفا و بندگی گشته نصیب
مهربانی مژده داده آن حبیب
خوش بود این یاد و آن افعالِ ما
چون رضا گردد خدا از کارِ ما
چون خدا خشنود گردد، شادباش
دل به اودادی دگر ، صیّاد باش
صید کن آنان که حق گو بوده اند
چون اسیر خال و ابرو بوده اند
عشق گر آید به دل ، سوزی بپاست
سوختن در راهِ رحمانی بجاست
چون بسوزی فیضِ رحمان برده ای
گفته آید خود ، به سامان برده ای
دی ماه 88
بنام خدا