نگاهي مجرمانه « به لايه هاي پنهان فرهنگ»

قسمت چهارم

ج ) اطلاعات و آگاهي

 

اطلاعات و آگاهي ، از مهم ترين عوامل تأثير گذار بر رفتار بشمار مي روند ، از آنجا كه نتايج حاصله از اطلاعات و آگاهي عيني و حسي است و همواره مشكل گشاي  مناسبي در حل مصائب و معضلات اجتماعي و فردي بوده است داراي درجة  بالايي از محبوبيت و مقبوليت اجتماعي بوده و مورد توجه جوامع بشري قرار گرفته است .

اطلاعات و آگاهي جرياني تكاملي است كه جهل و ناآگاهي را از بين برده و راه رسيدن به فهم مسايل را آسان مي كند ، فرد پس از دريافت اطلاعات و آگاهي هاي لازم ، در موقعيت مناسبي قرار گرفته و از وضعيت جديد خود احساس رضايت خواهد نمود .

برجسته ترين جايگاه اطلاعات و آگاهي زماني است كه با علم و درايت خود براي اطرافيان مفيد فايده بوده  وپشتوانه اي محكم بر اي حل مشكلات مردم باشيم .

نياز مردم به انسان علاوه بر آنكه مورد توجه خدا و عنايت اوست[i] سبب احترام و توجه مردم به فرد كمك كننده خواهد شد و انسان به ارزشمندي وجود خود پي خواهد برد.

علم و دانايي ازتواني معنوي برخور دار است كه چون ابزاري قابل اعتماد ،  پشتوانة تصميم گيري و قضاوت آدمي شده و مي تواند تكيه گاهي محكم  براي ارائة باورهاي قابل قبول ما باشد تا ميزان رشد و بالندگي ما به اثبات برسد .

براي اينكه توان وكاركرد اطلاعات و آگاهي را مورد بررسي قرار دهيم، لازم است به برخورد انسان با مشكلات مبتلابه او توجهي خاص داشته باشيم .

انسان عالم و آگاه درهنگام برخورد با مشكلات زندگي خود ، اقدام به شناخت و چرايي وجود مشكل مي نمايد تا پس از فهم به چگونگي و زمينه هاي ايجاد به فكر چاره جويي بيفتد ، لذا بايد تمامي راه ها و راه حل هاي موثر بر مشكل را مرور نمايد و بهترين راه حل ها را برگزيند ، پس از شناخت مؤثرترين راه حل بايد زمان و مكان اجراي راه حل خودرا طراحي و براي اجراي آن تصميم گير ي نمايد.

در نظر گرفتن مشكلات و خطرات ناشي از تصميم جديد ، حوادث احتمالي از چشم تيزبين او پنهان نمي ماند و با اطمينان و اعتماد كامل به انديشه و درايت خود كه ممكن است متأثر از مشاوره و راهنمايي ديگران نيز باشد ، اقدام به عمل خواهد نمود وبه رضايت نسبي از عملكرد خود خواهد رسيد .

فردي كه با درايت و هوشياري خود ، موفقيت هاي مناسبي داشته باشد زندگي راحتي را تجربه خواهد نمود  و ترس و واهمه كمتري از مشكلات خواهد داشت ، لذا  باخوشبيني و اميد بيشتري به حل مشكلات بعدي خود خواهد پرداخت .

تجربه و دانش مكتسبه در برخورد با مشكلات ، اعتماد به نفس مناسبي را نصيب فرد  مورد نظر نموده و كاركرد اورا مورد توجه ديگران قرار مي دهد  و نقش الگويي او مورد احترام  قرار مي گيرد .

در چنين موقعيتي فرد بعنوان تكيه گاهي قابل اعتماد ، مرجع انسانهاي رنجور و شكست خورده قرار مي گيرد تا در سايه راهنمايي و هدايت او ، مشكلات ديگران هم مرتفع گردد و زمينه هايي از اميد به فرد و جامعه تزريق گردد .

رشد عقلانيت و بصيرت در ساية اين تجارب گرانقدر بدست مي آيد  كه آدمي بر اساس اطلاعات مكتسبه و درايت خود ، انتخاب هاي موثرتري خواهد داشت و به همين جهت موفقيت هاي بيشتري را تجربه خواهد نمود .

آنچه در اين مقوله قابل توجّه است ، اثر گذاري اطلاعات و آگاهي در دوره و زماني است كه فرد داراي تفكر انتزاعي شده باشد تا بتواند در نگهداري و استفاده از دانسته هاي فراوان خود حاصل از علم و تجربه و به روز آوري آنها  نقش كليدي داشته و در تجزيه و تحليل روابط به توفيقاتي برسد .

لذا در دورة ‌خردسالي اين عناصر تأثير كمتري دارند در حالي كه پس از گذراندن اين دوره ، تا آخرين لحظه هاي عمر متأثر از علم و دانايي هستيم .

اما اينكه علم و دانايي براي پوشش ما چه مختصاتي ر ا معرفي مي كنند قابل تأمل و بررسي است .

1) لباس، جنبه آشكار شخصيت  به شمار مي‌رود و قضاوت ‌هاي اوليه بر مبناي آن صورت مي‌گيرد ، لباسي كه مي‌پوشيم، مي‌تواند طرف مقابل ما را متوجه نقاط مثبت شخصيتمان كند.

 2) لباس مناسب ، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس بوجود مي آورد و  امكان ارتباط مناسب ما را  با ديگران فراهم مي‌كند.

3) لباس مي‌تواند آرامش روحي به همراه بياورد و بازده كاري‌ را افزايش دهد به اين شرط كه :

 اولا، در آن احساس راحتي كنيم

 دوما، برازنده‌ باشد. برازنده بودن به اين معناست كه لباس بايد با حالت چهره، فرم بدن و شان و شخصيت همخواني داشته باشد.

4) لباس بايد راحت باشد و ارزش پولي را كه مي‌پردازيم، داشته باشد. به عبارت ديگر، بايد كيفيت پارچه و دوخت آن طوري باشد كه لباس، مدت زمان معقولي عمر كند.

5) لباس‌ها علاوه بر اينكه پوششي زيبا و ضروري به حساب مي‌آيند، خاصيت استتار و اصلاح‌كنندگي هم دارند. با دقت در انتخاب لباس و در نظر گرفتن حالت بدن و نقاط ضعف آن، مي‌توانيم به داشتن يك ظاهر مناسب نزديك شويم .

6) لباس بايدكاملا اندازه بدن باشد. پوشيدن لباس هاي چسب وتنگ و يا گشاد و بزرگ ، نماي نامناسبي براي بدن دارد .

 

لذا بايد براي انتخاب لباس مناسب تفكّر كرد و لباسي را انتخاب نمود كه نمود عقلانيت و دانايي فرد باشد ، حافظ گرماي مناسب بدن و دافع سرماي زننده باشد ، امنيت روحي و جسمي ما را به مخاطره نيندازد ، بر زيبائي وجذبه ما بيفزايد و كاركرد مناسبي برابر وجه پرداخت شده و توان مالي ما داشته باشد .

 

د ) محيط

 

محيط و جايگاه اجتماعي افراد از مقوله هاي اثرگذار بر رفتار هستند ، گروهها و طبقه هاي اجتماعي ، هرچند بصورت غير رسمي شكل مي گيرند، اما براي خود ، ضوابط و قوانيني بوجود مي آورند كه حداقل شرط لازم براي ماندن و دفاع از گروه رعايت انتظارات و ضوابط و قوانين هر مجموعه مي باشد.

قدرت نفوذ و زمينة اجرايي اين قوانين نسبتاً بالاست ، زيرا مورد قبول جمعي آنان قرار گرفته و توجيهات مناسبي هم پشتوانة هر ضابطه قرار گرفته است ، لذا براحتي مي تواند در ذهنيات و طرز فكر افراد گروه اثر گذاشته ، هدايت و مهاري بر رفتار آنان باشد.

آنچه كه در اين مقوله حائز اهميت و توجّه  است ، فشارهاي گروه  دوستي و تشكل هايي است كه در دورة نوجواني شكل مي گيرد و از آنجا كه نوجوانان در اين دوره ، زمينه هاي استقلال و خودكفايي را براي خروج از دوره كودكي دوم تجربه مي كنند ، براي خروج از ضعف هاي ارتباطي و محدوديت هاي كنترلي ، نياز شديد به مقبوليت هاي گروهي دارند، و راه برون رفت از اين بحران ذهني را اتكا به يكديگر و تقويت هاي روحي و رواني همراهان خود مي دانند .

تظاهر به آزادي و استقلال كه گاه جنبة افراطي به خود مي گيرد و زمينه اي براي انحرافات بعدي مي شود ، از آسيب هاي اجتماعي اين دوره مي باشد كه مي تواند ساختار شخصيتي آنان را تحت تأثير قرار داده و مانعي براي حركت هاي اصيل و بنيادي آنان باشد.

ديد و نگرش مورد قبول اجتماع نيز بر جريان هاي فكري هر جامعه اثر مي گذارد و همرنگي اجتماعي را بوجود مي آورد.

در اين مجموعه هاي دوستي و فكري ، نوع لباس و پوشش  ليدرهاي گروه ،  مبنايي براي انتخاب ديگر اعضا مي شود و همرنگي در پوشش زمينه اي  براي مقبوليت گروهي مي شود. 

آنچه كه اين نظام پيروي و همرنگي را متأثر مي سازد ، سياست هاي تربيتي اجتماع است كه بايد همواره تربيت كننده انسانهايي مدير و رهبر به جاي تربيت انسانهايي پيرو ومطيع باشيم، تا با تكيه بر توانمنديها و ظرفيت روحي و رواني خويش بتوانند به عنوان مصلحين اجتماعي ، هدايت گر جريان هاي اجتماعي باشند و با كسب برجستگي هاي لازم  ضريب نفوذ بالاتري داشته باشند.

در نگاه ريزتري هم مي توانيم اثر گذاري اطلاعات و آگاهي افراد را بر كنترل روابط و پديده هاي اجتماعي به عينه مشاهده كنيم ، به همين جهت در سيستم مقايسه اي عوامل اثر گذار بر رفتار ، كفة سنكين تر ترازو را به نفع عنصر آگاهي پايين خواهيم ديد .

 

ه ) وراثت

 

اعتقاد به اينكه ساختار ژنتيكي افراد مشخص كنندة توانمندي ، ضعف و قدرت افراد  است ، از زمان گذشته مورد توجه بوده و بعنوان يك شناسنامة حياتي  مورد مطالعه قرار مي گيرد .

گاه براي شناخت بهتر افراد زمينة هاي توارث  وي مورد جستجو قرار مي گيرد، همانگونه كه در مباحث پزشكي ، سابقة بيماريها در اجداد و پدر ومادر مورد بررسي قرار مي گيرد.

زودجوشي و ديرجوشي، زود فهمي و دير فهمي، زكاوت و تيز بيني ، قدرت و هيبت ، ضعف و كندي ، همه از مقوله هاي عمومي وراثت بحساب  مي آيند كه اگر هم از نظر علمي قابل اتكا نيستند ، امّا يك باور قوي و اعتماد مؤثري ، بر تأثير و تأثر چنين عنصري  پشتوانه قرار گرفته است ، كه حداقل آن ظهور اين باور است كه وجود زمينه هاي نقص در رفتار پدران و مادران ، زمينة مستعدي براي ظهور كاستي در فرزندان خواهد بود ، هرچند كه زمينه هاي فرهنگي جوامع هم به تاييد اين مقوله پرداخته اند .

با مطالعه علل و عوامل موجدة‌اين پديده به تأثير آگاهي و شناخت بر وراثت آگاه خواهيم شد كه اگر هم بنيادي نيست و لي كند كننده و تقويت كننده بنظر مي رسد ، چتانكه فردي كه به ضعف و توان ژنتيكي خود آگاه است و حضور مناسب و مفيد در يك موقعيت را مي شناسد با درايت هاي لازم از شدت و ضعف اين عنصر بنيادي خواهد كاست.

مثلاً براي كاهش اثر زودجوشي و يا خشونت ، تصميم گيري و قضاوت خود را به تأخير خواهد انداخت و يا اينكه سعي در كنترل كامل احساس ها و علايق ديرين خود ، خواهد نمود ،تا زمينه هاي اتهام نسبت به خود را دورساخته و زمينة  مناسب تر ساخت شخصيت خود را نمودار سازد .



6  - قالَ الحسين عليه السّلام : وَاعْلَمُوا إ نَّ حَوائِجَ النّاسِ إ لَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِما. نهج الشّهادة : ص 38.
توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است ، پس نسبت به نعمت ها روى ، بر نگردانيد؛ وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.

ادامه دارد