نگاهي مجرمانه « به لايه هاي پنهان فرهنگ»

قسمت دوم

صحنة سوم

 

مادر و دختري سي و پنج ساله و پانزده ساله به نگاه شما مي آيد كه با همديگر طيّ طرق مي كنند و نسبت به يكديگر برخورد انتقادي ندارند ، شايد از نظر فكري به هم نزديك تر باشند.

مادر عليرغم آگاهي به كامل بودن پوشش چادر آن را مانعي براي عبور و مرور در جامعه شهري مي داند و معتقد است شرع مقدس در استفاده از مانتوي پوشش دهنده منعي نگذاشته است ، از طرفي بلندي مانتو  راهم دست و پاگير دانسته و لزومي براستفاده از مانتوهاي بلند نمي يابد، در هنگام انتخاب رنگ مانتو هم به مباني اعتقادي خود رجوع كرده ومغايرتي در استفاده رنگ هاي روشن نمي بيند .

 وي با اين نگاه كه نبايد جواني خود را ازدست رفته بداند و از زندگي خود استفادة لازم را نداشته باشد به چنين ظاهري رسيده است ، چرا كه خداوند نعمت هاي خود را براي آسايش بندگانش قرار داده است ، لذا استفاده مطلوب از توانمنديها را ، حق تأييد شدة خود مي داند.

وجود تعداد اندكي موي سفيد ، او را به رنگ كردن موها تشويق كرده است اما نه با رنگي متفاوت كه نشان دهندة گذر عمر باشد ، بايد به همان رنگ موي اصلي موهاي خود را تزيين كند ، دخترش هم كه نمي گذارد خريدار روسري هاي سنگين باشد و او را از چشم پدرش بيندازد .

دختر هم مانتوي كوتاه تر از مادر دارد ، و با پوشش روسري كوچك ، موهايش چون موهاي مادر  به چشم مي آيد ،گويا وي تقيّدي هم به پنهان كردن آنها ندارد ، و برخلاف ديدگاههاي گذشته كه آرايش دختران را تا زمان ازدواج مناسب نمي دانستتند ،  منعي هم براي آرايش غليظ صورت نداشته است .

استفادة خاص از اين نمادها نشان دهندة برداشت غلط ما از زيبايي است كه نتوانسته ايم  آراستگي را جدا از برجستگي، جذبه را جدا از توجه  ، زيبايي را جدا از تزيين و علاقه را جدا از هوس معرفي كنيم .

آنها از ايستادن روبروي هر مغازه ، صحبت صميمانه با هر فرشنده ،گفتگوي آشكار ، همراه با خنده هاي بلندتر از عرف ، ابايي نداشته ، بگونه اي كه هم صحبتي با آنان مورد توجه ديگران قرار كرفته  و همواره از آنان براي خريد و مشاهدة اجناس دعوت بعمل مي آورند .

 

 

صحنة چهارم

 

مادري جوان همراه با دختر خردسالش را مشاهده مي كنيم ، با نگاهي ساده مي توانيم نمايشي از مد ها و تبليغات رسانه ها را در او يافته و اورا مبلّغ اين مظاهر بدانيم.

استفاده از شال كه مغايرت با پوشش وجه دارد ، شلوار جين چسبان و كوتاه با زمينه هاي سنگ شور شده كه تمامي حجم ران و ساق را به نمايش مي گذارند ، ناخن هاي لاك زده شده با رنگهاي روشن و كوتاهي شلواركه چشم اندازي براي پاهاي فربه و بدون جوراب آنهاست و مانتوي سفارش شده كه بتواند حجم اندام را بيش از اندازة حقيقي بنماياند و طرح و زمينه هايي كه برجستگي را مضاعف نمايد ، آرايش غليظ سرو صورت هم عليرغم اختصاص و صرف وقت نيم تا يك ساعته در هرنوبت خروج از منزل كه منعي ندارد ، زيرا وي ازدواج كرده و شوهر او بايد سپاسگذار اين همه زيبايي باشد  و قدرت اورا در انتخاب اين همه رنگ و تلوّن به ديگران بنماياند .

سوز سرما هم نمي تواند اين زيبايي خود ساخته متأثر سازد ، زيرا او جلوة ظاهر را در نگاه حريص مردم مي بيند و شايد هم به «آه» و «افسوس»ي  كه دروراي هر نگاه دلي را مي لرزاند توجه نكندكه «چرا....»يشان زخم هاي عميقي را به وديعه مي گذرارد!!!

 

صحنة پنجم

 

چند دختر هيجده تا بيست ساله  كه بصورت تجمّعي راه مي روند ، بلند بلند سخن مي گويند ، مي خندند و قسمتي از پياده رو يا خيابان را به محل استقرار خود اختصاص مي دهند ، تا ديگران در هنگام عبور با حركت انحايي خود مانع از تصادم با آنان باشند و يا باعبور از لابلاي آنان عطر غليظ بدنهاي آنان راكه بوي بد خيابان را مرتفع     مي سازد استشمام كنند و اگر برخورد بدني  هم صورت گرفت كه تقصير انديشة محدود مسئولين شهرسازي در ساخت خيابانهاي عريض است كه اين روزها كمتر رعايت مي شود ، لذا جاي واهمه و پرهيزي نيست كه همه عيال خدا هستيم و بايد با صميميت به زندگي روزمرة خويش ادامه دهيم .

پوشش همه اين دختركان جلف و اندام نما است  ، مانتو كوتاه و چسبان ، روسري رنگارنگي كه نبايد زيبايي موها ژل زدة آنها را بپوشاند  زيرا كه فقط به احترام فرهنگ عمومي بر سر نهاده اند و گويا ميدان رقابتي است كه چند فرهنگ بريده از مباني اعتقادي در مجموعه اي صميمي و احساسي به تماشا گذاشته اند  .

نمود عيني اين مشكل در  شهرهايي است كه جاي تفريح براي جوانان ما  را ندشته و آنان را مجبور به وقت گذراني در خيابانهايي مي نمايند كه جوانان بيكار اين محدوده حركتي يكصدو هشتاد درجه را درتوجّه تمام به آنان تجربه مي كنند و قادر به كنترل ظاهري خود هم نيستند ، تازه گناه بزرگ آنان متلك هاي فراواني است كه متأثر از اين نگاههاي هرز به آنان ارائه مي نمايند ، چرا كه آنان ميهمان شهرما هستند و نبايد با بي آدابي اين جوانان گستاخ روبرو شوند.

مظلوميت ديگري كه اين دختركان نوپا دارند جدايي موقت آنان از پدر و مادري است كه در محيط مأنوس خود فشارهاي مضاعفي در كنترل اين فرشتگان احساس داشته اند و اكنون كه رها شده اند بايد كمبودهاي گذشته خود را جبران نمايند تا عقدة  محروميت و كمبود ، جواني آنان را به مخاطره نيندازد و اكنون كه به جهت رنج تحصيل و علم آموزي عازم ديار غربت شده اند ، اين محروميت مورد فهم عمومي قرار نمي گيرد تا به رفتارهاي بدون نظرشان ادامه داده و استفاده مناسبي از جواني خود را به ظهور رسانند.

ادامه دارد