چشم انتظار 

اين جمعه هم به جمع محبّان نيامدي

خشكيد اشك چشم عزيزان ، نيامدي

گرچه غمِ فراق دلت ريش كرده است

اي روح دردمند ،نرگس زهرا، نيامدي

ياران در انتظارِ مقدمِ وديدار مانده اند

بينند درد ها به نام تو درمان ‌، نيامدي

مائيم و  انتظار و  قيامي كه آرزو است

اين وصل ، كي شود امكان ، نيامدي

بين ناكسان به مادرتان زخم مي زنند

مولا به رفع اين غمِ عظمي ، نيامدي

در رنج غربتت چو اسيريم روز و شب

با مرهمي به رفعِ زخمِ غريبان نيامدي

هردم زظلمِ دشمنِ دين رنج برده ايم

از مهر حق چو دور گشته نگاهم ، نيامدي

ما انقلاب را به نام  ، تو آغاز كرده ايم

بر حفظ انقلاب شيعه شتابان ، نيامدي

هرجمعه يادِ رنجِ تو در گفتگوي ماست

برختمِ گفتِ هر سرودۀ محزون،نيامدي

هر لحظه دل شكسته و رنجور مي شويم

بر رفعِ هجرِ اين دلِ پر غم ، نيامدي

بر ما سروده اند ، معرفتت را طلب كنيم

اي عارف خدا و رحمتِ يزدان ، نيامدي

بلبل به وصل گل  ، به گلستان نظر كند

خشكيد اشك چشم ، به نظر ها نيامدي

آقا بيا ، بيا كه آمدنت روح را  صفاست

تامن نگويمت به جمع منتظرانت نيامدي

خرداد 89