آرزو ها (درد و مرهم) مــربــي
مــربــي
مربي راهِ تو راه هدايت
مربي لطف يزدان را سزايت
مربي رهنمايِ راهِ ايمان
مربي راه پويد در دو ميدان
مربي روشنايِ راهِ عزت
مربي كوله باري از كرامت
مربي وامجوي هر محبت
مربي تك سواري پر صلابت
مربي درد دارد در دلِ خويش
مربي از سياهي ها دلش ريش
مربي پيرو راهِ شهيدان
مربي رحمتي بر نا اميدان
مربي خوبتر از هر فرشته
مربي غربت و رحمت نوشته
مربي ره شناسي راهكارش
مربي دلستاني ابتكارش
مربي با توكل جان گرفته
مربي رازِ هر درمان گرفته
مربي سوختن را تجربت كرد
مربي آدمي را مفتخر كرد
مربي روشني ها را نشان داد
به راهِ رفتگان ما را صلا داد.
مربي از خدايش رحمت آموخت
مربي ديگران را شكر آموخت
مربي جانشين حق تعالي
مربي رفتنش باشد الي الـ..
مربي را نشايد كرد توصيف
از آنچه گفته آيد در تعاريف
آبان 1381
بنام خدا