ماهيّت مشکلات نوجوانان

ماهيّت مشکلات نوجوانان

 

برگرفته از سایت تبیان         http://beta.tebyan.net/index.aspx?pid=28079

                                                             

 

هر جامعه‌اي براي دستيابي به هدف‌هاي خويش مرزهائي براي عقايد و رفتارهاي پسنديده و ناپسند انتخاب يا تعيين مي‌کند و به وسيله قوانين جاري، آئين‌هاي ديني و اخلاقي و قواعد ‌گروهي و سازماني بر آنها نظارت مي‌کند اين مرزها که از ارزش‌ها برمي‌خيزد هنجارها را نشان مي‌دهند و در نهايت به تفکّر و رفتار آدمي نظم مي‌دهند و آن را هدايت مي‌کنند.

افراد نيز براساس هدف‌ها و نيازها (فردي و اجتماعي) آگاهانه يا نا آگاهانه و در ارتباط با شرايط محيطي، عقايد رفتارها، نقش‌ها، وظائفي بر عهده مي‌گيرند و با دنياي اطراف خود پيوندي نسبي دارند که خود يک حالت تعادلي را نشان مي‌‌دهد.

اگر عاملي اين نقش‌ها و رفتارها را طوري تغيير دهد که تعادل فردي و اجتماعي او رامتغيرسازد مي‌گوئيم مشکلي بوجود آمده است.

مشکل:

پديده‌اي را گويند که بر کارکرد فردي- اجتماعي شخصي و بر کارکرد گروه و يا جامعه معيّن اثر مي‌گذارد و يا از آن متأثر مي‌شود.

با توجه به تعاريف فوق نوجوانان معمولاً داراي مشکلات ويژه‌اي هستند که اين نوع مشکلات با مشکلات دوران کودکي و بزرگسالي تفاوت زيادي دارند بهمين جهت از دوران نوجواني غالباً به عنوان دوره مشکل و نامتعادل و غيرقابل پيش‌بيني تعريف شده است. اين تعريف مي‌تواند داراي دو معني باشد.

1-مطالعات علمي نشان مي‌‌دهد که دوره نوجواني داراي مشکلات بسياري است که بايد هم براي -نوجوانان و هم براي گروه اجتماعي او حل و فصل شود تا نوجوان شاد و مطمئن به توانايي خود شود.

2- نوجوان براي معلمان، والدين و جامعه (بطور کلّي) مشکل آفرين است زيرا مشکلات نوجوان گسترده‌تر از مشکلات کودکان است و افراد بيشتري را متأثر مي‌سازد.

از طرفي نوجوان براي خود نيز مشکل‌زا است زيرا در نقش جديد خود در زندگي کاملاً سازگاري نيافته و در نتيجه غالباً سردرگم ،نامطمئن ومضطرب است و اگر اين مشکل با پشتوانه عاطفي و راهنمايي والدين و مربيان حل نشود چه بسا که فرد را در حالت انتقال از کودکي به نوجواني متوقف کند و رشد شخصيّت فرد را مختل نمايد.

به‌طور کلّي مي‌توان مشکلات نوجواني را به دو دسته تقسيم کرد:

الف: مشکلات کلّي که نوجوان از دوران کودکي خويش در رفع و حلّ آنها کوشش داشته ولي در حل آن کاملاً موفق نبوده است.

ب: مشکلات ويژه که قسمت عمده آنها در رابطه با مرحله رشد او کاملاً طبيعي به نظر مي‌رسد.

طرح مشکل‌شناسي

دوره نوجواني و جواني از آن جهت يکي از بحراني‌ترين دوران زندگي فرد بشمار مي‌رود که فرد در مرحله عبور از مرز کودکي به مرحله نويني است که عميق‌ترين تغييرات شخصيّتي و فيزيولوژيک را به همراه دارد و همواره براي سازگاري با موقعيت‌هاي جديد تلاش مي‌کند.

بحران زماني است که با اتخاذ تصميمات نامناسب در اين موقعيت درباره نوجوانان احتمال آن را دارد که کارشان به بزهکاري بيانجامد و بر عکس با چند حادثه و حتي لحظات آموزنده و خوشبختي آفرين ممکن است او را در مسير يک برنامه‌ريزي صحيح و موفق براي آينده سوق دهد.

 

مشکلات اين دوره مورد توجّه بسياري از متخصصين قرار گرفته و دانشمندان زيادي اين مشکلات را از ديدگاه‌هاي مختلف طرح و طبقه‌بندي نموده‌اند.

از ديدگاه رواشناسي بلوغ و نوجواني و مسائل نوجوانان بيشتر از نظر فردي تحت عنوان‌هاي زير بررسي مي‌شوند:

1- رشدي

2- سازشي

3- شخصيتي

روانشناسي اجتماعي مسائل نوجوانان را در زمره پديده‌هاي اجتماعي مي‌‌داند

از سوئي ديگر مسائل نوجوانان که به شکل اختلالات در فرد ظاهر مي‌شوند بايد در روانشناسي مرضي طرح و طبقه‌بندي شوند.

از مجموع نظرات محققين چنين استنباط مي‌شود که مهمترين اقدام در جهت حلّ مشکل، تشخيص آن است. در تشخيص يک مشکل هم توجّه به نکات ذيل از اهميّت بسيار بالايي برخوردار مي‌باشد.

1-مشکلات نوجوانان و مسائل او غالباً آميخته‌اي از چند اختلال است.

(بعضي از روانشناسان معتقدند آميختگي بحدي است که دو شکل يکسان را بندرت مي‌توان در رفتار افراد مشاهده کرد)

2- بين نوجواناني که در آستانه بيماري رواني قرار دارند و نوجوان مسئله ساز از نظر باليني علائم مشترکي ديده مي‌شود.

3- نامگذاري و طبقه‌بندي مسائل نوجوانان مبنائي براي کمک گرفتن از مطالعات در ابتداي کار است ولي در عمل اختلالات از يکديگر مجزا نيستند.

4- اختلالات بدني، مشکلات عاطفي و رفتاري را بدنبال دارند و هم‌چنين مشکلات عاطفي و رفتاري گاه موجب اختلالاتي در نظم بدن مي‌شوند بنابراين وجود اختلالات بدني در مسئله داران را بايد جدّي گرفت و آنرا با تعارض معادل نساخت.

5- اختلالات رواني داراي نشانه‌هاي فراواني است که در اين مجموعه به تعدادي از نشانه‌ها اشاره مي‌شود.

6- در شناسائي عوامل ايجاد کننده اختلال در فرد توجّه به ميزان تفاوت‌هاي فردي، ميزان رشد شخصيّت، بلوغ عاطفي و ... از اهميّت بالائي برخوردار است.

توصيه‌هاي لازم و نکاتي که در قضاوت والدين و مربيان درباره مشکلات نوجوانان بايد مورد توجّه قرار گيرد:

o                والدين و مربيان اغلب رفتاري از نوجوانان را که مخّل نظم و کار‌آئي در خانه و مدرسه است رفتار دشوار يا مشکل رفتاري توصيف مي‌کنند. هر اندازه اين رفتارها براي بزرگسالان ناراحت‌کننده باشد کاملاً غيرمنصفانه است که آنها را مشکلات رفتاري بدانند و دانش‌آموز را به خاطر آن يا رفتاري مشابه آن تنبيه نمايند.

o                غالب اشکال رفتار به واقع دشوار براي سنين پايين‌تر کاملاً هنجار است و بيشتر اوقات نوجوانان به رفتارهاي ناپخته و نادرست تنها به اين دليل دست مي‌زنند که ياد نگرفته‌اند نيازهاي خويش را با شيوه‌هاي درست برآورده کنند.

o                               هيچ نوع رفتار دشوار نوجوان را نبايد به صرف آن از نوع مشکلات سنّي اوست و از بين خواهد رفت کم اهميّت و ناديده گرفت

o                بايد توجّه داشت که اشکال مختلفي از رفتار که براي سن خاص که در آن رخ مي‌دهد هنجار است و نبايد براي سن‌هاي بالاتر تحمّل گردد چه بسا اين رفتارها بايد اصلاح و بهبودي يابند زيرا رفتارهاي فرد کم کم بايد منبا اجتماعي و جامعه‌پسند خود را پيدا کنند.

o                چرا که احتمال بقاي هر نوع رفتاري وجود دارد، از طرفي اگر اين گونه رفتارها ناديده گرفته شود نوجوان فکر مي‌کند رفتارش پسنديده است و آن را ادامه خواهد داد.

o                در قضاوت رفتاري کودکان و نوجوانان به انگيزه‌ها بايد توجّه داشته باشيم زيرا ممکن است فرد کار ضعيف را به انگيزه جلب توجّه، جلب محبّت و تأييد اجتماعي گروه هم‌سن خود انجام دهد.

منبع: روشهاي هدايت رفتاري نوجوانان وجوانان - محمد قمي فر

 

افسردگي نوجوانان

افسردگي نوجوانان

 

برگرفته از سایت اموزش نیوز    به آدرس 

   http://edunews.ir/index.php?view&sid=3342

 

 

افسردگي به مجموعه علائمي گفته مي‌شود که در رفتارهاي کلامي و غيرکلامي انسان، براساس شرايط محيطي و يا برخي تغييرات فيزيولوژيک منعکس مي‌گردد، بنابراين بايد گفت:افسردگي خفيف زودگذر با علائم اندک رو به زوال از حالات عاطفي انسان است و افسردگي طولاني با علائمي افزاينده، اختلال عاطفي شمرده مي‌شود.


افسردگي عادي در تمام سنين ديده مي‌شود و ظهور آن بيشتر از شرايط بيروني سرچشمه مي‌گيرد تا شرايط دروني بدن انسان، احساس شکست، از دست دادن افراد محبوب، تنزل مقام و وجهه و دوري از موقعيّت مطلوب، احساس عدم کفايت حقارت و نااميدي ممکن است افسردگي عادي را سبب شوند.


افسردگي به عنوان يک اختلال عاطفي از تراکم نشانه‌هاي افسردگي و طولاني شدن زمان عرضه اين مجموعه نشانه‌ها، شناخته مي‌شود و طبقه‌بندي مي‌گردد.


براي کساني که با نوجوان سر و کار دارند فهم و تشخيص فرق بين افسردگي عادي از افسردگي مرضي اهميّت فراوان دارد و آشنائي با علل افسردگي، آنان را در پيشگيري شرايطي ياري خواهد داد که افسردگي عادي را بدنبال دارد و در صورت تراکم به افسردگي مرضي ختم مي‌شود.


دوران نوجواني ، دوراني است که انسان در معرض تغييرات و تحولات عميق جسمي و رواني واقع مي‌شود، تغييرات هورموني و رشد جسمي از يک طرف، عوامل رواني و بلوغ رواني و بلوغ فکري و علاقه به استقلال از طرف ديگر نوعي عدم تعادل ايجاد مي‌نمايند که هيچ فردي از گزند آنها مصون نيست.امروزه ثابت شده است که در دوران نوجواني انسان استعداد زيادي براي ابتلاء به افسردگي دارد .



حالات افسردگي در جوانان و نوجوانان


1- نوجوانان در مواردي خود را به بيماري مي‌زنند.

2- در برابر حرف‌ها و سخنان ديگران ساکت مي‌مانند و اگر هم بخواهند پاسخ گويند پاسخشان شکننده و ناراحت کننده است.

3- اغلب زانوي غم در بغل مي‌گيرند وافکار متعددي بر ذهنشان هجوم مي‌آورد آنها را دل مرده مي‌سازد در مجلس در ميان جمع مي‌نشينند ولي تنها هستند.

4- نگاهشان به ديگران نگاه شک و ترديد است

5- از زندگي احساس پوچي و بي‌هدفي دارند به همين جهت تحرک خود را از دست مي‌دهند

6- صورتيکه نتوانند از حمايت‌هاي محيطي بهره گيرند در جهت تخفيف فشارهاي

 

منبع: روشهاي هدايت رفتاري نوجوانان وجوانان - محمد قمي فر

 

مهر و حق

مهر و حق

 

درونِ سینه ها دردی غریب و جانفزا دارند

به هر راهی که می پویند غمی از محتوی دارند

زحرفِ پر فریبِ هر ستمکاری دلی ریش است

اگر تایید گر باشند ،  بدان در دل،  ریا  دارند

زجمعی تازه دین آورده مأیوسند و هم غمگین

به ترمیم حیات خود ،  هراسی جان فزا دارند

ببین چون اشک چشمان ،   از حسد سوزد

وگر مکر و ریا ،  پنهان شود این ادعا دارند

قبول ظلم اینک راهِ  مردانِ حقیقت  نیست

بیا دستم بگیر ای دوست،  دردی جانفزا دارند

کسانی چون که خورشیدند و گر ماهِ فروزانند

اگر در دل چراغی روشن و پر از  بها  دارند

اگر هم جمع آنان ، پر فروغ و رهگشاباشد

ببین در زیر هر پرچم  فقط یاد خدا  دارند

ولی اینک که مهر و عاطفه دیگر هویدا نیست

و انسانیتِ انسان  فقط در یادها  دارند

و گر هر کس بفکر خویش راهی پر خطر جسته

چرا تعلیم می جویند اگر او را جدا  دارند

بیا تا چشمِ خود را باز کرده غیرتی باشیم

که اینان جسم خود را در غریق موجها دارند

اگر دنیا گلستان ،  آخرت را پر بها خواهیم

از آنان ملتمس باشیم که آنها  رنجها  دارند

اگر از خود جدا گشته زطوفان در هراس آییم

نجات ما از این گرداب را آنان  بپا دارند

اگر خواهی که ایزد بار دیگر مهر افروزد

بیا قسمت نماعشقی که از رحمت بنا دارند

در آن صورت معلم عالم  افروزد، زِ رنج خویش

چراغ معرفت در کوی و برزن ها به پا دارند

اگر انصاف داری گو بهای سوختن را چیست

نگاهِ مهر گر خاموش گردد ،  درد ها دارند

بیا تا حق ادا کرده بسی ما مهربان باشیم

عدالت گر میسر شد به هر دل وصفها دارند

معلم راه می جوید که مهری را بر افروزد

مگر در  خلوتِ عشاق یاد حق بپا دارند

 

آذر 82

یاد یاران

یاد یاران

 

محفلی آراسته تا یاد یاران آوریم

در حریم عشق آنان رفته ایمان آوریم

ما بگوئیم از جهاد و رزمِ یارانِ خدا

تا مگر در محفلِ این بهتران جان آوریم

عارفان کوی حق بودند این دریادلان

پیرو راه ولا بودند ایمان آوریم

ازشهید کربلا جستند رمز وصل خود

پس برای وصل آنان یادِ پاکان آوریم

در محرم یاد عاشورا نشانِ راه ماست

از شهید ان ما نشان پاک بازان آوریم

ما به خود گرییم چون زین کاروان جا مانده ایم

گریه و آه و فغان را سویِ رحمان آوریم

از شهیدان گر شفاعت راتمنامی کنیم

باید از این راد مردان نیز  فرمان آوریم

جمله یاران این بساط رهروی برپاکنند

تا مسیر بندگی را هم نمایان آوریم

دلشکسته عاشق کویِ ولایت بوده ایم

تا که نام بندگی خود به دیوان آوریم

ای حسین بن علی این محفل یاران توست

کن عنایت تا شفاعت را به میدان آوریم

جز شهیدستان مکانی نیست بهر ما یقین

تا صفای بندگی را سوی یزدان آوریم

ای محمد بندگی تفسیر عشق کربلاست

همنوا با نینوا سر سوی جانان آوریم

بندگان عاصی حقیم هرگز این مباد

تا که توصیف شهیدان را به پایان آوریم

 

فروردین  81

 

گُل



شبنم پاکِ شبانگاهی نشیند رویِ گُل
همنوا گشته معطّرمی شود از بویِ گُل
پرطراوت می شود هرخانه ای ازبویِ گُل
هم مصفّا می شودهرصحنه ای ازروی گُل
مو پریشان، طرّه را افشان کنی از رویِ گُل
خالِ لب خسته نشان دارد همی هجران گُل
لب شکرخند کلامی معتبر در وصف گُل
شهد شیرین عسل خواهی برو در کام گُل
یار ما وصفش نیاید اینچنین همسانِ گُل
وصل خواهد وصله شودرمعبری همراهِ گُل
گر جدا کردند از اصلت نشو غمخوار گُل
تا مگر پرپرشدن، نابود گشتن همچو گُل