رونق افلاک - به مناسبت مبعث رسول اکزم صلی الله علیه و آله

رونق افلاک

 

همه الفت به وفایِ رخ عشاق نوشتیم

گِلِ آدم به امید گُل رویِ تو سرشتیم

نغمه خوانی زِ صدایِ عطشِ آب شنیدیم

باز هم زمزمۀ روح تورا رونق افلاک سرشتیم

چو ز مردم به سرت خاره و خاشاک بدیدیم

بازهم عاطفه ات خوب تر از اصل نوشتیم

نیش حرف واثرِ جهل ، به دل چون تو خریدی

به خلوصت همه اسرار الهی بنوشتیم

بازهم  رمزِ وفا را  همه از آنِ تو  دیدیم

این چنین مهر تورا بر صدف نور نوشتیم

 

روش هاي حل مشكلات رفتاري( قسمت دوم )

روش هاي حل مشكلات رفتاري

 

مجموعه مشكلات دانش آموزي در دو طيف وسيع جاي مي گيرد .

1-    مجموعه مشكلاتي كه ناشي از ذهنيت و بينش خاص افراد مي باشد .

2-    مجموعه مشكلاتي كه منشاء محيطي داشته و زندگي فرد را تحت تاثير قرار مي دهد .

مشكلات رديف اول (مشكلات كاركردي مبتني بر بينش دانش آموز)معمولاً نيازمند آن است كه ارتباط مؤثر و مفيدي بين همكار و دانش آموز برقرار شود و پس از جلب اعتماد ، تجزيه و تحليل دانسته ها و گرايش هاي دانش آموز ، آغاز گردد .

هدف اصلي آن است كه بينش هاي دانش آموزان كه منجر به نوعي رفتار خاص مي شود مورد بررسي قرار گيرد و تفكراتي كه منشاء بروز مشكل مي شوند مورد تجديد نظر قرار گيرند  .

در جهت ريشه يابي و حل مشكلات رفتاري ، اقدامات ذيل مي تواند بينش و نگرش دانش آموزان را تحت تاثير قرار دهد تا منجر به تحولاتي در علايق و گرايش هاي آنان شده و نهايتاً تغيير رفتار آنان را فراهم سازد .

ü      اصلاح بينش و نگرش

در مواردي كه ديد گا ه هاي اعتقادي فرد دچار نقص و كاستي شده است  ، بايد با ارائه دانسته هاي مناسبي همراه با برخوردي مثبت و منطقي ترميم شود و اصلاحات لازمي جهت پالايش عقايد نادرست صورت گيرد، تا شك و شبه هاي ذهني فرد را برطرف ساخته و تفكر مناسبي جايگزين يافته هاي غير منطقي و احساسي وي گردد.

 

 

ü      تغيير بينش و نگرش

در نمونه هائي كه مشكل متاثر از بينش و نگرش نادرست فرد باشد و ذهنيت فرد باعث گردد رفتاري متضاد جلوه نمايد ، لازم است به روش هاي مناسبي ديدگاه  فرد دگرگون شده و اقدام به تغيير بينش نادرست گردد ، تا نگرش درست و مناسبي رفتار بهينه فرد را به دنيال داشته باشد.

در اين موقعيت بايد توجه داشته باشيم كه منتظرتغيير رفتار فوري فرد نباشيم ، بلكه بايد زمينة تعادل و هماهنگي دروني اورا نيز مد نظر داشته باشيم .

ü      تثبيت بينش و نگرش

مشكل تعدادي از دانش آموزان پيچيده تر خواهد بود ، اينها در لفظ همان عقيدة درست را بيان خواهند نمود ولي اين بيان ،  اعتقاد قلبي و دروني آنان نخواهد بود.

بينش درست و بيان مناسب اين گروه را بايد تاييد كرد و در پي شناخت انگيزة رفتاري آنان بود كه عليرغم آكاهي به پي آمد هاي رفتار ،  نمود متفاوتي را ارائه مي نمايند .

كمبود هاي شخصيتي ، مخالفت نمائي ، مقاومت و ... مي تواند دليل رفتار هاي معكوس آنان باشد لذا بايد با پشتيباني عاطفي و برخورد هاي صادقانه آنان را زير پوشش گرفت و در بسياري از مواقع آنان را تاييد و همراهي نمود تا رفتار صحيح آنان متجلي شود.

درصد بالائي از مشكلات رفتاري دانش آموزان به كمك چنين روش هائي مرتفع خواهد شد ، شناخت روحي و رواني نوجوان و جوان ، صبر و حوصله متربيان همراه با گذشت و تغافل از رموز حل مشكلات فوق است

مشكلات رديف دوم (مشكلات ناشي از عوامل محيطي ) زمان بيشتري را به خود اختصاص مي دهد ، زيرا اصلاح و تغيير رفتار دانش آموزان به جهت تغيير عوامل محيطي نياز به فراخواني اولياء ، هماهنگي و                پي گيري هاي جدي داشته ،  برخورد و هدايت بزرگسالان ، ظرائف و اقدامات ويژه اي را طلب مي نمايد ، بديهي است كه چنين گروهي به علت مشغله هاي فراوان و شكل گيري رفتار هاي گونه گون دير تر به پذيرش توصيه هاي مشاوران اقدام مي نمايند و اين موضوع روند حل مشكل را كند تر خواهد نمود .

در اين نوع مشكلات پس از بررسي هاي لازم و يافتن منشاء مشكل در صدد ازبين بردن ريشه ها و        رفع موانع خواهيم شد .

چنين فعاليتي نياز به وقت ، انرژي و حمايت هاي مالي دارد ، داشتن مددكاران مجرب و متعهد ، استفاده از توان نهادها و سازمان هاي كمك رسان و ...  هماهنگي و تلاش ويژه اي را طلب مي نمايد .

گاهي عليرغم استفاده از توان موجود به عوامل  اثرگزار خارج از محدوة مسئوليت برخورد نموده ، در موقعيتي قرار خواهيم گرفت كه نتيجه فعاليت هاي ما تحت تاثير عوامل مخربي قرار گرفته  ، رضايت بخشي خود را از دست خواهد داد ، و چنين تلقي خواهد شد كه در زمينة حل پاره اي از امور به بن بست رسيده ايم .

در اين اوقات بيان ما اين است كه تعداي از والدين زمينه هاي اصلاح و تغيير خود را از دست داده اند و يا امكان پذيرش هدايت هاي مشاوران ، وجود نخواهد داشت و شايد بتوان گفت كه امكان برقراري ارتباط موثر و موفق با چنين والديني  غير ممكن خواهد بود .[1]

·        براستي چه بايد كرد ؟

·        آيا در اين زمينه راه حل خاصي وجود دارد؟

·        درصورت عدم ارتباط با والدين كودك ، مشكل آنان چگونه مرتفع خواهد شد ؟

در چنين مواقعي ، باز هم به سمت دانش آموز خواهيم رفت تا در جهت ايجاد نگرش هاي موثر و ساخت ذهنيت مناسب او نقش ويژه اي داشته باشيم .

اينجاست كه اهميت ايجاد نگرش و فضا سازي مناسب براي قبول موقعيت هاي خاص جايگاه  واقعي خود را نشان خواهد داد ، و به همين جهت است كه راه حل پيشنهادي  ذيل مي تواند ياور ما در حل مشكلات مبتلابه دانش آموزان باشد .

 

ايجاد نگرش و فضا سازي مناسب براي قبول موقعيت هاي خاص

 

اعتقاد اين است چنانچه بتوانيم در موقعيت هاي خاص ، [2]تعادل رواني افراد را حفظ كنيم و يا ظرفيت و توان برخورد با مصائب و مشكلات را در آنها ارتقاء دهيم ، ياور خوبي براي حل مشكلات آنان خواهيم بود.

مراجعان در اين موقعيت ها توانائي آن را خواهند داشت كه درجهت حل مشكلات تصميم هاي عاقلانه اي داشته باشند و يا اينكه بگونه اي با مشكل موجود هماهنگ شده و اهتمام خود را در جهت كاهش عواقب آن مشكل به كار گيرند كه به هر صورت سازمان رواني انسان در مسير خطر قرار نخواهد گرفت .

استدلال علمي و زير ساخت تجربي اين روش بدين گونه  بيان خواهد شد .   

تعادل در ساخت رفتاري انسان [3]  يعني اينكه فرد در موقعيت هاي جديد ، سازمان رواني خود را بگونه اي وارد عمل نمايد كه در برابر هر پديده و موقعيت زماني و مكاني بهترين واكنش و عكس العمل را از خود بروز دهد و پس از آن به رضايت نسبي از رفتار خود نائل شود .

از آنجا كه تعادل رواني انسانها تحت تاثير توان و ظرفيت وجودي آنان قرار مي گيرد ، در صورتي كه فرد از ظرفيت رواني[4] بالائي برخوردار گردد به جنين تواني دست خواهد يافت .

ظرفيت رواني مورد بحث از مؤلفه هاي ذيل تشكيل خواهد شد .

توان علمي و آگاهي كسب شده[5]   Ï نگرش و بينش آدمي(اعتقادات) [6]Ï   عامل وراثت[7]ð   ظرفيت رواني

ظرفيت رواني در اين تجربة پژوهشي عبارت است از نيرو و تواني كه متاثر از گرايشات و بينش هاي افراد بوده و همراه با آگاهي ها و توان علمي موجود بتواند سازمان رواني انسان را بگونه اي تجهيز كند كه در برابر هر موقعيت جديد بهترين تصميم گيري را داشته باشد و پس از بروز رفتار به رضايتي نسبي از عملكرد خود دست يابد ، بگونه اي كه هيج تنش و فشاري در او به وقوع نپيوندد.

ظرفيت رواني مطرح شده در اين ديدگاه متاثر از مولفه هاي فوق بوده ، هرچه سطح مؤلفه ها بالاتر باشد فرد در تصميم گيري خود توانمند تر خواهد بود و اين توان به سازگاري بيشتر او كمك خواهد نمود.

زماني كه ياري و مساعدت ما ظرفيت رواني فرد را ارتقاء دهد ، تغيير ذهنيت او باعث آن خواهد شد كه با ديدي مثبت و منبعث از تفكر و تعقل به مسائل و مشكلات مبتلابه خود نظاره نمايد و زمينة مناسب تري براي حل مشكل خود پديد آورد كه خود ابزار مهمي در پيشگيري مسائل و مشكلات خواهد بود .

از انجا كه عمده مصائب و مشكلات انسان از جهل و ضعف اطلاعات و آگاهي هاي وي نشأت مي گيرد ، از طرفي بينش و نگرش هاي منفي ، باعث عكس العمل غير عاقلانه آدمي مي شوند ، بكار گيري اين راه حل و مصمم شدن به ارتقاء ظرفيت رواني ، باعث رفع مشكلات خواهد شد و در صورت وجود مشكل خاص بينش متعالي فرد بگونه اي وارد عمل مي شود كه متناسب با مشكلات جاري تصميم هاي معقول و منطقي اتخاذ نمايد.

اهميت ويژة اين راه حل در آن است كه ميزان اطلاعات و بينش هاي آدمي توانائي آن را دارد كه عامل وراثتي را هم تحت تاثير قرار دهد .[8]

 

چگونگي كابرد

بالا بردن ظرفيت رواني بعنوان يك اقدام پيشگيري كننده از الزامات كار مربيان و مشاوران به حساب      مي آيد ، آنها طي مشاوره هاي گروهي و فردي بايد در ارتقاء سطح اطلاعات و آگاهي هاي فراگيران بكوشند و با ارائه بينش هاي صحيح و اصولي[9] رفتار هاي مناسب دانش آموزان را تضمين كنند و هنگامي كه به مشكلات فردي دانش آموزان برخورد مي كنند ، اصلاح و تغيير بينش فردي آنان مورد توجه قرار گيرد.

در صورتي كه مشكلات بوجودآمده مربوط به والدين و ديگر نيروهاي محيطي زندگي كودك باشد ، بايد تلاش كسترده اي را جهت تغيير بينش والدين به كار گرفت و آنها را مصمم به سالم سازي محيط تربيتي زندگي نمود.

در چنين موقعيتي مشكلات مدارس كاهش خواهد يافت و دانش آموزان به تعادل بيشتري خواهند رسيد ، و فعاليت هاي علمي و آموزشي مدارس رونق خاصي خواهد يافت .

 

ميزان كارآئي و نتايج استفاده از اين راه حل

نتايج حاصله از بكار گيري اين شيوه در حل مشكلات رفتاري ، ميزان سودمندي اين راه حل را تاييد نمود، به اين معني كه عمده مسائل و مشكلات دانش آموزي ، از طريق مشاوره هاي هدفمند ، مرتفع گرديد ،  به علاوه روشي قوي و مناسب براي برخوردهاي اساسي و اصولي با موقعيت هاي جديد به حساب آمد، زيرا دانش آموزاني كه تحت تاثير اين راه حل قرار گرفتند ، خود كفائي و اعتماد به نفس لازم را در حل مشكلات خويش به دست آورده و كمتر نيازمند مراجعه هاي بعدي بودند.[10]

 

پي نوشت

 



[1] - مانند والديني كه به سبب عادت و پذيرش روش هاي قديمي تربيت كودكان ، شيوه هاي تربيتي آموزشگاه را قبول نداشته و يا والديني كه به نوعي تحت تاثير شديد انحرافات و بزهكاري ها قرار گرفته و اقدامات كوتاه مدت اصلاح و تربيت ندامتگاهها در هدايت آنان مؤثر نباشد .

[2]  - مشكل خاص(Particular difficult) به مصائبي گفته خواهد شد كه برگشت پذيري فرد به حالت اوليه بسيار مشكل و شايد گفت كه غير ممكن خواهد بود ، مانند از دست دادن والدين ، اعتياد شديد، فقر و مرض ، معلوليت هاي جانكاه و ...

[3] -   The balance in human behavioral structure

[4]  -   Mental capability

[5]  -  Academic talent

[6]    - Attitude

[7] -  Gentic

[8]- مانند معلم زود جوشي كه برابر يافته هاي تربيتي به اين درك مي رسد كه تصميم هاي عجولانه از دقت لازم برخوردار نبوده و پشيماني بدنبال خواهد داشت ، لذا هنگامي كه با مشكلي رنجش آور روبرو مي شود سعي مي كند صبر و بردباري از خود نشان دهد .

[9]  - ا ين بينش در محور هستي شناسي ، دنيا شناسي ، خلقت شناسي ، تاريخ و معاد شناسي ، تصوير مناسبي از هدف زندگي ، برخورد با مشكلات و روش زندگي در مسير حق طلبي انساني را ارائه خواهد نمود .

[10]- طرح تفصيلي اين روش در حل مشكلات رفتاري با مستندات و مثالهاي مناسب توسط نگارنده تدوين شده است .

 

 

منابع و مآخذ

قمي فر ، محمد ، جزوه آموزشي تربيت حس ديني در كودكان ، منبع آموزشي مربيان دوره  پيش دبستاني معاونت سما ،1380

روش هاي شناسائي و حل مشكلات رفتاري دانش آموزان در آموزشگاه هاي فاقد مشاور (قسمت اول)

روش هاي شناسائي و حل مشكلات رفتاري دانش آموزان

در آموزشگاه هاي فاقد مشاور

 

 پي گيري مسائل تربيتي و شناسائي مشكلات رفتاري دانش آموزان از فعاليت هاي مهم و موثر عوامل اجرائي هر آموزشگاه مي باشد .

تلاش درجهت بالابردن توان علمي ، مطالعه كتب مناسب ، استفاده از تجربيات و يافته هاي محققين ،       پي گيري و ايحاد ارتباط هاي سازنده و موثر مي تواند زير ساز مناسبي را براي اين خدمت ذيقيمت فراهم سازد .

براي انجام يك فعاليت قوي و سيستمي در مدارس لازم است ستادي تحت عنوان " ستاد تربيتي" از عوامل اجرائي و دبيران علاقه مند بوجود آيد .

اين ستاد ، كار رسمي خود را با تقسيم فعاليت ها ، در اولين نشست آغاز خواهد نمود.

اولين اقدامات براي شروع فعاليت به قرار زير است :

 

 

الف :  تهيه شناسنامه تربيتي از دانش آموزان

اين فعاليت پس از آموزش هاي لازم به دبيران و آموزگاران هر كلاس واگذار مي گردد تا ضمن توزيع    فرم هاي لازم ، دانش آموزان را بصورت مرحله اي با تكميل فرم آشنا نموده و پس از تكميل فرم توسط      دانش آموزان آنها را در پوشه هاي جداگانه اي تنظيم نمايند.

در ابتداي اين مرحله ، اصل راز داري در فعاليت هاي مشاوره اي بيان خواهد شد و به دانش آموزان اطمينان مي دهيم كه تمامي نوشته ها و گفتگو هاي مشاوره اي آنان محرمانه تلقي خواهد شد .

 

 

ب :  مطالعه دقيق شناسنامه هاي تربيتي توسط اعضاء مشخص شده ستاد

ستاد با توجه به تقسيم فعاليت ها ، مطالعه ، بررسي و پي گيري رفتار ها و مشكلات دانش آموزي هر كلاس را به فردي توانا و علاقه مند  واگذار مي نمايد.

اين همكار موظف مي شود ، پرونده هاي تربيتي را دقيقا مطالعه نموده و نكات قابل توجه و نيازمند به        پي گيري را مشخص و مكتوب نمايد .

 

 

ج :  تنظيم جدول زماني براي جلسه هاي مشاوره اي

از بين دانش آموزان هر كلاس تعداد محدوي بصورت اضطراري ، نياز به مشاوره و پي گيري مشكلات رفتاري دارند ، اين دانش آموزان در پرونده هاي تحصيلي خود به نكاتي اشاره مي نمايند كه لازم است مورد واكاوي و بررسي قرار گيرد و روش هاي حل مشكل براي اين عزيزان تدوين و پيشنهاد گردد.

نتايج اقدامات و پي گيري ها  هم بصورت خلاصه در پرونده دانش آموزي درج مي گردد.

 

د :  دريافت گزارش مشكلات رفتاري توسط اعضاء ستاد

گاهي دانش آموزان در پيام ها و بيانات خود مشكلات رفتاري خاصي را بيان مي كنند كه لازم است مورد بررسي قرار گيرد و پس از آگاهي به جوانب مختلف مشكل در صورت امكان نسبت به حل آن اقدام گردد.

چنانچه حل مشكل اعلام شده به هم فكري و مساعدت همكاران محتاج باشد ، لازم است  ، طرح مشكل بدون ذكر نام در جلسه ستاد مطرح و از هم فكري همكاران در چگونگي حل مشكل بهرة لازم را داشته باشيم

 

 

ه :  تشكيل جلسات ماهانه و اظطراري

اعضاء ستاد هر ماه گرد هم خواهند آمد تا در جهت بهينه سازي موقعيت آموزشگاه تصميم هاي مناسبي داشته باشند، لحظاتي از زمان جلسه به بيان مشكلات جاري و درخواست راه حل هاي مناسب اختصاص خواهد يافت .

در اين جلسات پس از تبيين مشكلات مبتلابه  دانش آموزان ، مناسب ترين روشهاي حل مشكل را انتخاب و مسئوليت اجراي هر مصوبه به عهدة يكي از اعضاء واگذار مي گردد .

 

 

و :  گزارش مشكل به هسته مشاوره تربيتي شهرستان

پس از اجراي روش هاي تربيتي و استفاده از نظرات تخصصي همكاران و متخصصين ، چنانچه مشكل    دانش آموز مرتفع نگرديد  ، لازم است گزارش كوتاه و مناسبي از چكونگي شناسائي و برخورد با مشكل و نتايج بدست آمده بصورت مكتوب  تنظيم و به هسته مشاوره شهرستان گزارش شود تا اعضاء هسته نسبت به اختصاص نوبت مشاوره  براي مراجع و بررسي تخصصي تر موضوع اقدام نمايند .

 

 

 

 

ز :  ارسال گزارش فصلي و سالانه به هسته مشاوره

در جهت بررسي آماري و تحليلي مشكلات تربيتي لازم است مشكلات تربيتي جمع بندي و بدون ذكر نام به هسته مشاوره اعلام گردد، تا محققان اين مركز بتوانند با اشراف مناسبي چرائي بروز مشكلات را مورد بررسي قرار دهند .

اعضاء هستة مشاوره شهرستان پس از جمع آوري آماري مشكلات با برگزاري جلساتي ابعاد بروز مشكل و چگونگي برخورد مناسب با مشكلات را مورد نقد و بررسي قرار خواهند داد و در صورت نياز راه كارهائي را بصورت بروشور و مقاله هاي تخصصي تنظيم و تحويل به اعضاء ستاد تربيتي آموزشگاه ها خواهند نمود و هم زمان جمع بندي آماري مشكلات را براي بررسي هاي تخصصي تر به استان ارسال خواهند نمود .

به نام خدا               دل نوشته براي شركت در مسابقه رسول مهرباني و پيامبر جاوداني

چه فيض عظيمي است

 قرار گرفتن در شعاع محبت  رسول مهرباني

              واستفاده از پيام هاي روح بخش پيامبر جاوداني

                           تا نسيم حيات بخش لطف و احسانش را تجربه كني

             ودر مسير جلوه هاي محبت بي پايانش  عطوفت دين را بشناسي

فرهنگ نماز

بنام خدا

فرهنگ نماز

 

آشناي غريبي است، همواره همراه آدمي است، سبب آرامش اوست ،وسيلة ارتباط و تقرب است ، اورا به معراج مي رساند و قالبي براي زمزمه عاشقانه با معشوق است .

اگر كسي بخواهد زمينه هاي ارتباط با حق ، دين و دين باوري را تقويت كند بايد در جهت فرهنگ نماز بكوشد ، تا اين ريسمان محكم الهي را استحكام بخشد و مسير عروج آدمي را فراهم سازد .

تقويت فرهنگ نماز ، يك فعاليت فيزيكي نيست كه تابع فرمول و راه و روش خاصي باشد.

تقويت اين فرهنگ ، رسيدن به بايد ها و پرهيز از نبايد ها است و در اصل تذكر به پايه و ريشه آدمي است كه خداوند اورا به فطرت الهي خويش خلق نموده است و بر قامت رثاي او لباس آدميت پوشانده و سپس بر اين معجزة خلقت لفط پر معناي فتبارك الله احسن الخالقين خطاب نموده است .

پس تقويت فرهنگ نماز ، تقويت اصل عزت و اقتدار مسلمان است كه خداوند بزرگ نخواسته است ضعف بندة خويش را نظاره كند و همواره به قوت و تعالي او نظر داشته است .

اين چنين است كه رحمت بي منتهاي الهي بر اين تعلق مي گيرد كه رفتار آدمي در قالب رضاي خويش جلوه گر شده و استوانة پر عظمت هدايت را در وراي رضايت خود ، از خدا بجويد ، تامگر لايق سجده اي گردد كه خداوند والا مرتبه بزرگوار امر به اجابت آن داشت و عابد چند هزار ساله اي به نكات خاصي در اين مخلوق نگريست و در مقابل عظمت آن آفرينندة بزرگ لحظه اي درنگ نمود ، حالٍ ما هم ، همين حكم را دارد.

 رعايت ، استقامت و اقتدار ، تاييد تعالي انسان است و درنگ شك و ترديد ، تاييدي به سخن رانده شده اي كه آدمي را به آزمايشگاه عمل مي برد تا به خداوند خويش بنماياند كه او هم مي تواند سخني داشته باشد .

پس تقويت اين فرهنگ و قدرت ساخت بالهائي روحاني براي آدميت انسان خود تعهدي است كه هر فرد بزرگواري براي صلابت خويش و جامعة خود خواهد داشت .

و چنين دريافتي باعث شد كه قلم بر لوح سفيد كاغذ بنگارد كه بخوان و بدان و عمل كن كه انسان در بهترين تقويم آفريده شده و پاسداري از اين نعمت ارزشمند احتياج به سپاسگزاري و طلب هدايت از خداوند رحيم دارد .

و نماز جايگاهٍ چنين عظمت و الفباي پر بركت سپاسي است كه خداوند به جهت هدايت انسان انشاء نموده است و به اقامة آن امر نموده است .

چه خوب است كه در عظمت و بزرگي خويش شك نكرده و به اين آويزة محكم چنگ زنيم .بديهي است كه همواره به استعانت از اين آويزه محكم نيازمند خواهيم بود .

رمز عدالت سروده شده برای  مسابقات پرسش مهر 6 عدالت و مهرورزی و دارای مقام چهارم و پنجم استان

رمز عدالت

 

او مانده است تنها ترین ، در لحظه های آخرین

خورشید را  همراه  بود ،  در  نقطه ای  بالاترین

هستی از او  دارد  بسی ، در اصل دین عالیترین

از وصف  او  در قلب ها ، حظی  بزرگ و برترین

هر لحظه چون دل وا شود ، از رمز دیدارش ببین

چون ناید  اندر قلب ها،  سختی  دوران را ببین

هرکس ندارد  این صفت ، از  او مسلمانی نبین

گفت  بزرگان بوده است ، انصاف  هر آدم ببین

با عدل چون خو کرده است ، الماس دارد در نگین

تنها ترین  در  عدل شو ، همره  رسول  آخرین

هم  آن  امام  مه جبین ، دارد  عدالت  در زمین

او کز عدالت شد شهید  ، این رمز را در او ببین

هر رهبری فریاد داشت ، عدل و عدالت را ببین

آمیزه ی   رفتار   کن ،  نامی  شوی  و   بهترین

از رب خود  بو برده ای ، خورشید را  اینک ببین

چون نور ، تابان می شوی ، رمز  عدالت را ببین

خو کن به این رسم بزرگ ، تا تو شوی والاترین

دارد  رضایت  حق    زتو  ،   بالاتر  و  عالیترین

تفسیر عارفانه و پرجاذبه زیارت عاشورا

این مقاله جهت شرکت در مسابقه محلی با استفاده از منابع کتابخانه آستان قدس رضوی  تدوین پس از داوری دانشمند گرانمایه مرحوم   آیت الله غفاری برنده یک دستگاه تلویزیون رنگی شد .

 

تفسير پرجاذبه دعاي عاشورا

     

 

 

مقدمه

 

در فضيلت زيارت امام حسين (ع) در روز عاشورا ، روايات و احاديث زيادي نقل شده است ، ازجمله روايتي كه از امام باقر (ع) در ابتدا و مقدمه زيارت عاشورا آمده است و ثواب ملاقات خداوند در روز قيامت را همراه با دو هزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد به زوار مخلص آن حضرت بشارت داده است .

خاصه آنكه اين حج و عمره و جهاد از ثواب اعمالي برخوردار است كه در خدمت رسول خدا (ص) و ائمه طاهرين باشد . يعني هيج انحراف و توسل به غير خدا در انجام اين اعمال وجود نداشته و از ثواب كامل برخوردار گرديده است .

از امام صادق (ع) هم روايتي در كامل الزيارات آمده است كه مضمون آن چنين است:

“ همانا زيارت حسين (ع) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است ، زيرا اين زيارت در حقيقت ، مدرسه اي بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گوئي روح را بسوي ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد.

هرچند عزاداري و گريه بر مصائب امام حسين (ع) ارزش و معياري والا دارد لكن بايد دانست كه همه اين زيارات ، گريه ها و غم گساري ها ، فلسفه دين داري ، فداكاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي كند.

هدف اين برنامه هاي انسان ساز جز اين نيست و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي کردن دل ، از هر چه غير خداست .

بحول و قوه الهي هدفمان  آن است که  برداشتي عارفانه از زيارت معروفه عاشورا را ارائه کنیم و بر اين اساس از نظرات مفسران و صاحب نظران ، استفاده نموده سعي به بالابردن شناخت در محتواي مطالب داشته ايم .

از خداوند متعال مي خواهيم ما را به ولايت ائمه اطهار خاصه صاحب اين زيارت محشور بگرداند و با هدايت و كرامت خود به ما معرفت و شناخت بيشتر عنايت فرمايد تا شايد به بركت اعتصام به عترت ، تقرب خداوند میسّرگردد.

                                                             -------  ان شاء الله ------

 

 

 

 

برداشت كلي

 

با صلوات بر پيامبر اعظم ، محمد بن عبدالله (ص)

 

آنچه به عنوان نكات برجسته زيارات ، بخصوص زيارت عاشورا ، مورد توجه محققين و مفسرين      مي باشد ، توجه و تاكيد خاصي است كه به جهت گيري مكتبي انسان اشاره داشته است ، كه در نهايت بيان كننده ديدگاه و جهان بيني فرد است كه از لوح دل عشاق به زبان جاري شده و مداومت بر آن اعتقاد كه ملكه ی نفس آدمي می گردد ، علاوه بر هدايت عملي انسان ، بعنوان هشدار و تذكر بر او جلوه مي كند تا با اعلام وابستگي فرد موحد ، مشخص كننده جبهه و مرام اعتقادي وي باشد و او را از ديگران متمايز نمايد .

بديهي است وقتي فرد خود را به يك گروه و جريان فكري مي سپارد آنهم گروه و جبهه تاييد       شده اي كه هدايتِ امامت را به دنبال داشته و با قبول ولايت ، زندگي دنيوي و اخروي خود را بيمه          مي نمايد، حتما فرد به فكر وادار مي شود كه گروه مورد نظر چگونه گروهي است ، خصوصيات اين گروه كدامند و چه ويژگيهائي دارند ، او به عنوان يگ پيرو بايد چه ويژگيهائي داشته باشد .

برابر  اين آگاهي با مشخص نمودن موضع خويش سعي در تقويت راه و مرام خويش خواهد داشت .

اصولاً مشخص كردن جبهه اعتقادي فرد ، داراي ضرورتي حتمي و واجد اهميت بسيار است و فرد با تعيين اين جبهه به كم و كيف كار خود در قالب زمان آگاه شده ، قدرت تشخيص و تميز پيدا مي كند و به عنوان يك وظيفه به تعهدات مكتب اعتقادي خويش وفادار خواهد ماند .

 همه اين مسائل مي تواند انسان را از پوچ گرائي و بي هدفي نجات داده و حقيقت و حقانيت وجود زندگي را به او بنماياند .

زيارت عاشورا داراي چنين خصوصيت مهمي است كه فرد موحّد در فرازهاي گوناگون آن ، مرتب از علاقه و علل وابستگي خود به جبهه حق و برائت و عدم پيوستگي خود  نسبت به جبهه باطل سخن مي گويد و خود را با تمام وجود آماده و تشنه هر گونه همراهي و همكاري و فداكاري در راه حق و مقابله و مبارزه باطل اعلام مي دارد .

 

 

 

تفسير زيارت عاشورا

 

شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زيارت عاشورا ، پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاء و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى‏نظير است [1]

 

                               بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

 

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَالسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ

 

در اولين فراز زيارت عاشورا ، عبارات سلام جلوه گر است . با سلام بر امام حسين (ع) علاوه بر اداي احترام و خضوع و خشوع خود ،ارتباط با امام شهيد را با گروهي از حق طلبان  (جبهه حق)مشخص مي كنيم تا اعتقاد خود را كه همان محتوای سلام است اظهار نمائيم.

سلام بر حسين(ع) فرزند رسول خدا، علي مرتضي،زهراي اطهر (رهبران بزرگ نظام توحيد و انسان هاي كامل)و سپس بر خوني كه خدايش خونخواهي،خون تو خواهد كرد و پسر كسيكه خدا خونخواه اوست.   [2]

با فهم كلمه ثار در اين زيارت و ديگر دعاها برجسته ترين جبهه گيري تاريخي اجتماعي را اعلام  مي نماييم و وراثت وي را بعنوان حجت خدا در زمين ،رهبر بزرگ نظام توحيدي وارث رسولان و ابلاغ كنندگان و پيام آوران نظام توحيد را مطرح مي نماييم.

و سلام بر كشته اي كه خون كسانش ريخته شده است.اين جمله مي تواند ، ما رابه خصوصيات و چگونگي عمل رهروانش آگاه نموده، الگوي عملي ما در زندگي دنيوي باشد تا بفهميم چگونه مي توان ياور حسين شد و چه سان ياوري او را به انجام رساند .

ما در اين زيارت به حسين (ع)بعنوان فرزند رسول خدا و فرزند اميرالمومنين و فرزند بهترين زنان عالم سلام مي دهيم.

 سلامي نه بر مبناي مسايل و خصوصيات خانوادگي و خوني ونژادي كه در اسلام جايي ندارد و بلكه سلام در اين مفهوم به حسين (ع)يعني وارث ارثيه حقيقي و با شكوه و با عظمت آنها كه رهبري الهي و امامت توحيدي آنها جز يقين ثابت ،اخلاص ، شرافت ، صبر و صفا و….  جایگاه دیگری ندارد .

زائر در اين جا بيان مي كند كه جبهه اعتقادي وي در تاريخ كدام است ، از زمره ی چه كساني است و از چه كساني مي خواهد باشد .

مفسرين نوشته اند اين فراز از دعا فراز تصديق است و منطبق بر قسمت اثبات و تصديق كلي “ لا اله الي الله” ،   چرا كه در جملات بعدي از واقعه كربلا بعنوان بزرگ ترين مصيبت وارده بر خود و به جميع مسلمانان از همان زمان تا زمان هاي بعدي و حتي تا فرداها وحتي به عنوان بزرگ ترين مصيبت براي اهل آسمان ها ياد مي كند .

اين تصديق يك تصديق عادي نيست بلكه يك اعتقاد قوي است كه نفي و طرد كساني را مطرح می کند  كه روبروي حسين (ع) و مكتب او قرار گرفته اند.

مي خواهد بگويد : “ نمي شود گفت هم حسين حق بود و هم يزيد ”

و هيچ توجيهي هم بر دغل كاري و نيرنگ هاي يزيدي نمي توان افزود تا اعتقادش  به پوچي  متمايل نشود .

بنابر اين توجه است كه با خاتمه فراز تصديق ، فراز نفي خود را  همزمان آغاز مي كند .

 

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ

 

رزيه در اصل به معني نقص است و مصيبت ، لابد به نقيصه در اموال و انفس و ثمرات خواهد شد .

زائر در اين قسمت وسيع بودن حركت و قيام را متذكر مي شود و بر بزرگي مصيبت بر خود و جميع اهل اين مصيبت ( اهل اسلام )تا كيد مي كند و مي خواهد اعلام كند قيام امامش ، قيام يك فرد و گروه اندك نيست ، كه اين مصيبت بر فرشتگان و گروه هاي طرفدار توحيد كه مقام قرب خداوند را دارند و بر تمام مسلمانان بسيار سنگين و غير قابل تحمل است .

و اما فراز نفي كه پس از فراز تصديق شروع مي شود با عبارت فَلَعَنَ اللَّهُ شروع مي شود.

 

فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ‏وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَاوَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ ‏بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ‏

 

بلي نفي و بيزاري بر گروهي كه طراح و بنيان گذار ظلم و جور هستند و نه تنها اين برائت و بيزاري شامل سردمداران ظلم و جور مي شود بلكه همه ي آنها كه مقام و منزلت شما را نديده گرفتند و بر كشتن اولاد و اكباد شما قيام كردند حتي زمينه چينان و نه تنها آنها ، كه همه پيروان آنها ، و دنبال كنندگان مشي و مرام آنها و حتي دوستان آنها هستند .

و اين تسلسل نه تنها زمان فرزند رسول خدا را شامل مي شود ، بلكه همه اعصار و قرون ، هر جا كه نداي مظلوميت است و آنها كه با هر وسيله به ياري كفر مي شتابند ، مورد نفرت من هستند و خود در اين جبهه نمي خواهم باشم .

اين اعلام ، آگاهي و قدرت تميز فرد را به دنبال دارد ، يعني من كه بيان ظلم و جور را  نفرين و  لعنت مي كنم ، و خود را حق طلب معرفي مي كنم قدرت تشخيص دارم و معتقد به نظام توحيدي و عدل و داد خداوندي و معتقد به معاد هستم و اين اعتقاد مرا به حراست و دفاع از آيين و نظام حق فرا مي خواند ، اعتقادي كه در زمان نمي گنجد بلكه تا روز قيامت ادامه خواهد داشت .

و حتماًدر كنار هر حق و هر بيداد افرادي هم هستند و من به عنوان يك مريد نه تنها با حق خواهان عالم موافقت دارم ، بلكه در صلح و سلامتم با هركس كه با شما در صلح باشد ، و جنگ و جهادم با كساني است كه با شما در مبارزه باشند .

 

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

 

اين فراز هم در دنبال فراز هاي قبلي است و مؤيد همان اصل توحيدي “لا الله الي الله” مي باشد. مبتني بر ايده و موازين قرآني ، آنجا كه مي خوانيم :

محمد رسوال الله الذين اشداء علي الكفار رحماء بينهم

در اين جا  مي خواهد بگويد كه درمسیرحركت كردن ، همان جهت حركت به سوي خداوند را انتخاب نموده است ( كمال مطلق) و اين همراهي و همكاري با حسين (ع) با هر كسيكه با حسين (ع)  سر همكاري و همراهي داشته باشد ، ادامه خواهد داشت و مبازره دائمي ما با كساني است كه با حسين(ع)  و با همراهان امام حسين (ع) سر مخالفت داشته باشند .

در واقع زائر مي گويد :

“ در گيري دائمي پيروان حق با سر سپردگان باطل ، تا روز قيامت ادامه خواهد داشت ”.

قرآن كلام وحي هم،  به صورت هاي گوناگون از اين مبارزه حرف زده است و اورا به چنين كاري موظف و مسئولش دانسته است .

 

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً)وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ

 

در اين فراز از دعا همان نفي و طرد را مي بينيم ، اما اين بار به نمونه هاي تاريخي ظلم و جور، اشاره مي كند تا عيني تر با موضوع برخورد كنيم و به عنوان درس عبرتي در مقابل خود ، پويندگي و وابستگي خود را در راه حق و حقيقت قرار دهيم . اينجا مي خواهد تسلسل باطل را از توطئه گران ، سردمداران و    رده هاي ستادي كفر تا آنها كه زمينه سازي شركت نيروهاي الحادي را در برابر حق داشته اند بنماياند و با بيزاري از آنها به خود هشدار دهد كه مبادا روزي در يكي از اين منجلاب ها گرفتار شوي  .

                               

 بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ)أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ‏اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ ‏وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ ‏وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ‏وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ

 

اين فراز در حقيقت در طول و ادامه ي فراز هاي اول و سوم است كه در ابتدا نه تنها خود را فدائي محسوب مي كند كه بهترين عزيزانش ( پدر و مادر) را در راه ولايت او ، و در مصيبت بزرگ او فدا مي آورد وآرزوي انتقامجوئي و خونخواهي آن امام شهيد را از خداوند مي خواهد ، در حالي كه نمي داند اين خود خداوند است كه مقام حسين (ع)  را بزرگ داشته و خونحواه اوست .

پس خود را در ولايت و زعامت امامي مي خواهد ، پيروزمند و از خانواده ي عصمت و طهارت ، تا خداي نكرده ضعف و لغزش در اين راه توحيدي با او قرين نشود .

زائر عزت و آبروي خويش را در حين تقرب خداوند  به شفاعت و حق حسين  (ع)  طلب مي كند و  مي خواهد با تقرب به خداوند و نزديكي به رسول اكرم  (ص)   و امير المومنين  (ع) و فاطمه  (س) و    امام حسن  (ع) پايه هاي اعتقادي و عملي رفتار خويش را مشخص و مؤيد سازد و براي تصديق بيشتر   بر اين مدعا با لعن و نفرين و بيزاري جستن از بنيانگذاران ظلم ، حركت توحيدي و مشخصه پويندگي خويش را با قرار دادن الگوهاي مجسم اعلام نمايد ، تا همراه و همدل ظلم ستيزان گردد.

او پس از تميزِ حق و باطل مي خواهد محدوده ی عملي و رفتاري خود را هم اعلام و مبارزه ي دائمي خود را پيش رو داشته باشد تا وابستگي ها و علقه ها نتواند اورا بي تفاوت و بي احساس بار آورد ، بنابراين ملاك هاي دوستي و دشمني خود را اعلام مي نمايد .

 

إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ ‏فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ ‏أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِوَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ ‏وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ ‏مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (الْأَرَضِينَ)

 

پس از تكرار جمله ي “‌من در صلح هستم با هر كه مسالمت دارد با شما و در جنگم با هر كه بجنگد با شما و … ” تأييدي ديگر بر انتخاب راه و جهت زندكي و حركت اوست .

در اينجا زائر خود را يك گام جلو تر مي بيند ، او خود را در حالي مي بيند كه محبت خداوند نصيب  او شده و معرفت و شناخت ائمه و دوستان ائمه را شامل حال خود مي بيند كه به عنوان رزق و روزي او بهترين جهت گيري در زندگي ، به او اكرام شده است .

وي مي خواهد بجهت اين كرامت ، حركت عاشقانه اش را در دنيا و آخرت در مسير رضاي خداوند قرار دهد يعني حقيقتاً خود را به او بسپارد و قدم هاي صادق و مخلصانه ي خود را در راه اعتلاي هدف راستينش ، كه با ائمه مطابق و هم جهت  است ، ثابت و استوار گرداند  .

و حالا پس از اين دوفيض عظمي ( شناخت و معرفت ائمه و بيزاري از دشمنان) از خداوند مي خواهد مقام محمود و پسنديده اي براي او قرار دهدو اورا چون خود ، خون خواه خون حسين(ع) قرار دهد با هدايت گر و امامي ظاهر ،  گويا  و به حق ، از دودمان عترت و رسالت كه در نهايت هدايت راه را به عهده داشته و رسالت بزرگشان راهنمائي انسان ها است .

مقام محمود طلب شده از خداوند همان ولايت مطلق محمدي است و هنگامي  به دست مي آيد كه هدف و غرض از بعثت از مسير دايره ولايت مشخص و به يقين تبديل شده و انتشار ايمان در قلوب مستعده جاري شود تا بتواند ظلم و عصيان را از قلب شخص ريشه كن سازد ،

 طلب درك اين مقام منجر به دولت سعيده و طلعت رشيده اي است كه همواره آرزومنديم و سپس طلب خون خواهي كه اين حالت تقرب كامل به خداوند است و يا در اصطلاح “خدا گونه شدن” كه وراثت ثارالله به او برسد .

 اين درخواست در نهايت تشويش و تضرع است و هنگامي كه بهترين اجر و ثواب را براي اين مصيبت بزرگ طلب مي كند در حقيقت طلب شفاعت و توسل است كه به حق شرف و فضل ثابت را براي اين خانواده از جانب خداوند مي بيند ،لذا مي خواهد با توسل و ايجاد رابطه توسط مقربي مؤيد به قرب بيشتر ذات باريتعالي نائل آيد .

چه ارزشمند است اين شناخت و اين درخواست !! در حقيقت عاشق در طلب وصال مولا مي سوزد و از سوختن دل ، حلاوت و طراوتي بدست مي آيد كه هركز به وصف نيايد.

اقرار مكرر به بزرگي مصيبت و نقصاني كه در جامعه حادث شده و اين مصيبت مطلق موجودات (جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ )را شامل شده است كه بزرگي و گستردگي مصيبت ديدگان نشان از بزرگي مصيبت و عظمت مقامي است كه با شهادت خود بزرگترين درس ها را آموخته است .

زائر در اين مقام به وجد مي آيد و كراماتي را درك مي كند  و اكنون در جوشش و سوز عشق         بي منتهايش درجات و عنايات بالاتر خداوند را طلب مي كند كه فراز آن دعا چنين است .

 

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

دراين فراز عارفانه ترين شناخت ها حاصل شده و مي خواهد نتيجه ي عزاداري بر حسين(ع) را به  دل سوختگان بشارت دهد .

بالاترين خيرها ، موقعيت و مقام رشيدي است كه انسان را در عروج عاشقانه اش به سوي خدا خالص گرداند ، تا همچون پيامبر اكرم(ص) لايق صلوات خداوندي گردد و اكنون زائر مقامي از خداوند   مي خواهد كه مورد تاييد خداوند قرار گيرد.

اين درود و سلام يك ذكر اختصاصي است كه زائر مي تواند با آن آمرزيده  شود ورحمت خاص خداوندي را نصيب خود سازد كه در حقيقت اين نهايت كمال است ، وكمال بالاتري از قرار گرفتن در دايره رحمت خاص خداوندي را متصور نخواهيم بود.

در اين مقام انسان به معناي خليفه الهي خود مي رسد وحتماً جايگاه متعالي خود را بايد در اين روش پيدا نمايد تا در ادامه ي اين مقام جاودانه شدن را از خدا بخواهد.

جاودانه شدن همراه با حيات و مرگي نشات گرفته از ايمان و عمل صالح همانند زندگي اسوه ي مخلوعات عالم حضرت نبي خاتم (ص).

چنين درك مي شود كه نهايت فيض و رحمت در جمله جمله ي اين  دعا همراه با اتكال به خداوند ، رسول گرامي اسلام (ص) و عترتش مطرح است تا زائر بداند راه سهمگين است و بايد در اين راه هادي و هدايت گري همراه داشت و آن راهنما ،  همانند و همدلي جز برگزيده ي پيامبران حضرت خاتم الانبياء نيست كه خداوند انشاءالله به طالبان عطا نمايد .

 

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)

 

خدايا روز روزي است كه جشن گرفته اند آنرا بني اميّه  [3] ،پسر زن خورنده ي جگرهاي انسان  [4]  و سپس انها را به صفت لعنت شده و پسر لعنت شده ياد ميكند و اين لفظ از كلام و حلقوم نبي اكرم (ص) مستفاد شده است كه درود خدا براي اوست و در هر موقعيّت و مكاني كه وي انتخاب نمود و اين تاييدي است از زبان رسول امين حضرت محمد بن عبدالله(ص) بر لعن امّت كفر  .

 

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ)

 

سپس لعن و نفرين جاو دانه ي خداوند را بر رده هاي ستادي كفر بياد مي آورد و اين بار هم نام آنها را متذكّر مي شود ، دو علّت اين نفرين را هم مي آورد كه چه گوهرهاي گرانبهايي در اين روز به ظاهر كشته شده و آل زياد و مروان بر اين جنايت شادي كردند .

پس افزايش لعن و نفرين را و عذاب را از خداوند بر آنها مي خواهد   اينجا تأييد ديگري بر درك ميزان فاجعه و مقدار تألم است .

زائر در اينجا دقيقاً آگاه است كه چه ثلمه اي بر جهانيان وارد شده است و چگونه ركن و ستون استوار دين اسلام را ذبح شرعي كرده و بر آن تبليغات راه انداخته اند.

 

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي ‏بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

 

زائر در اينجا باز هم درخواست تقرّب به خداوند دارد خاصّه در اين روز (عاشورا)و در موقعيّت موجودي كه واقع شده است .

 او به آگاهي رسيده است و آينده ي خودرا كه تو أم با عشق و سوز ولايت مي باشد با بيزاري جستن از آنها (سران كفر)و با دوستي و ولايت پيغمبر (ص) و خاندان پيغمبر (ص) ترسيم مي نمايد  .

او اكنون خط ظلم و جور را از حقيقت كاملاَ باز شناخته و به يقين كامل رسيده است و چنين است كه عاشق بايد بسوزد تا سوز ولايت در قلب و دل اوخاموش نگردد و پشتوانه ي محكمي بر ادامه ي راه او باشد .آنگاه بايد با آمادگي تمام در لعن و نفرين اوّل ظالم بحقّ محمّد(ص) و آل محمّد بكوشي و اين مرام را تبليغ كني تا به تبرّي رسيده باشي.

غرض از تولّي و تبرّي در اين زيارت مشايعت و متابعت واقعي از اهل البيت و قوام به اين دو ركن است كه مي بينيم بصورت متعدده ابراز شده است و خطاب هاي گوناگون را دارا مي باشد.

 

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ ‏اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ (تَايَعَتْ) عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

 

در اين فراز لعنت اوّل را به ظالم و ظلم کننده برحقوق حقه پیامبر و آل او  و در آخر بر پيروان گروه كفر ترسیم می کنیم و ريز و درشت همراهان ،همقطاران و همكاري كنندگان را لعنت مي كنيم و از خداوند مي خواهيم اين مجموعه را قرين لعنت قرار دهد .

در اصل اين بيان بعد از معرفت و شناخت كامل به اهل حق و باطل صورت مي گيرد وآنقدر تكرار در بيانات زيارت هست كه انسان را هدايت و مددكار باشد تا خداي را با معرفت عارفانه ي خويش ياد كند و اين را كرامتي بزرگ و وسيله اي عظيم براي نيل به مقام ارزشمند انسانيّت بداند .

اين فرازها در انسان احاطه به مقام حسين عليه السّلام ايجاد نموده او را بر اسرار و باطن ها و ضمائر مقام عصمت و طهارت به حدّي كه طاقت بشر اقتضا كند آگاه مي كندسپس با اطلاع بر مراتب كمالات و مدارج عاليه ي امامت از علم وحلم ،تقوي و شجاعت و…به يقين كامل مي رسد و حقا مقام  كمال الايماني را در صورت صدق نيت و عمل به اخلاص پيدا مي كند.

صفاي روح و پاكي قلب مؤمن نياز به ولايت و امامت و توسل به ايشان را ، اينك لمس نموده است و در فضاي عرفاني خويش غرق است و اكنون بايد با اعلام خلاصه ي اعتقاد خود از موقعيّت دعا خارج شده و تاثير عاشقانه آنرا در روزهاي آينده داشته باشد .

اما او از اين اثر دست نخواهد كشيد و باز در مجموعه اي منسجم باسلام بر اباعبدالله متن كوتاهي را چندين مرتبه تكرار مي نمايد.

 

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُوَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ) السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ

 

سلام بر ابا عبدالله (ع) و ارواح مقدسي كه به آستانت در آمدند ، درود خداوند هميشه بر تو باد ، تا هستم درهر  شب و روز …

زائر علاوه بر اين درخواست ، عهد ي كه مخصوص زيارت است ، براي تقويت خود تقاضا  مي كند و مي خواهد كه خداوند اين زيارت را آخرين زيارت او قرار ندهد .

در اين فرازها ، زيارت معني بعيدي دارد و در اصل زائر،  معرفت ، آشنائي و ملاقات خداوند را براي هميشه مي خواهد ، وي به شفاعت و رابطه ی امام بزرگوار خود تاسي مي كند تا شايد جلاي قلوب و شفاء صدور و روشني ابصار بيابد .

او براي درك و كسب فيوضات از هدايت گري امامان غافل نبوده از امام رئوف خود امام حسين(ع)و زينت عبادت كنندگان علي بن الحسين(ع) و اصحاب پاك و دلاور سيد شهيدان چنين درخواستي دارد . تاخود واقف شده باشد كه چگونه فرزند آدمي نه در راه پدر،  بلكه در راه خداوندكه پدر هم پيرو آن است ايثار و فداكاري دارد ، لذا او هم بايد ولايت را به فهم و تعقل بپذيرد و ادامه دهنده ي آن باشد .

زائر سپس آخرين فراز دعا را مي خواند .

 

 

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ

‏اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

 

افشاى اسرار نزد دشمنان و مخالفان و تحريك عواطف مردم عوام دو فاكتور مهمى است كه بايد در ميان مسلمانان به حداقل برسد . لذا امامان در دعا و روايات برخى از مختصات شيعه را با كنايه و رمزى بيان مى كردند.

اگر ضرورت داشت، خود امام معصوم آن را به صراحت بيان مى‏ كرد. از اين كه امام معصوم به آن تصريح نكرده به دست مى‏ آوريم كه اين از اسرار آل محمد است .

اگر گوینده‌ی این جملات می‌خواست مراد خود را آشکار بگوید که می‌گفت و به اجمال و ابهام واگذار نمی‌کرد .

یکی از روحانیون شیعه می‌گوید:

«در مسجدالنبی، کتاب مفاتیح دستم بود، یکی از مأموران وهّابی آن را از دستم کشید و زیارت عاشورا را آورد و گفت: اوّل و دوم و سوم که لعن می‌کنید چه کسانی هستند؟

گفتم: مگر لازم است بدانیم چه کسانی هستند؟

گفت: چنانچه انسان کسی را نشناسد، چگونه او را لعن می‌کند؟

 گفتم: مردم که پنج وقت نماز می‌خوانند و مرتب می‌گویند «غیر المغضوب علیهم و لا الضّالّین» آیا «مغضوب علیهم» و «ضالّین» را می‌شناسند؟

 فکری کرد و گفت: خیر، نمی‌شناسند.

 گفتم: هنگامی که نمی‌شناسند چگونه از خداوند می‌خواهند که آنان را در زمره‌ی «مغضوبین» و «ضالّین» قرار ندهد؟

گفت: این نماز است و دستور است که چنین بخوانند و خداوند نخواسته تا ما بدانیم آنان چه کسانی هستند.

گفتم: این هم زیارت است و دستور داده‌اند که چنین بخوانیم و کسی منظور از آنان را نداند.

گاهی گفته می شود خواص و ياران آل محمد بر اين اسرار آگاهى دارند ، در این صورت شما مى‏ توانيد به يكى از خواص مراجعه كنيد و از اين «سرّ» سر درآوريد.

 البته باید توجه داشته باشيم كه محمد و آل محمد مورد ظلم واقع شده‏ اند و بیزاری و تنفر از  ظالمان براى آنان يك امر طبيعى است و هيچ‏ گونه اشكالى ندارد .

حال اگر ما در خط محمد و آل محمد حركت كنيم، مشمول اين جمله نيستيم و اگر در خط دشمنان محمد و آل محمد باشيم، جزو همان ظالمان هستيم.

با توجه به اصل تناسب در عبارت های این زیارت ، كسانى كه مورد لعن قرار مى گيرند بايد از جهاتى تشابه داشته باشند كه مهمترين آن ها غصب خلافت، و آزار رساندن خاندان پيامبر (ص) و به حاشيه راندن اهل بيت (ع) و صحابه پاك آن ها مى باشد كه مصاديق آن در صدر اسلام افرادى مانند معاويه بن ابوسفيان مى باشند،

ولي در اينجا قصه ي ظريفي نقل شده است .

سيدِ محقق شهيد ثالث ، قاضي نورالله شوشتري در كتاب مجالس المومنين در ذيل ترجمه شيخ الطائفه ابو محمدبن الحسن الطوسي ايراد كرده است كه بعضي از مخالفان به گوش خليفه ي عباسي رسانده كه او و اصحاب او ، صحابه را سب مي كنند و كتاب مصباح كه دستور اعمال سنت متجهدان ايشان است ،  بر آن گواهي مي دهد .

خليقه  ، شيخ و كتاب را خواست و توضيح طلب كرد ، شيخ منكر شد و منظور اول ظالم را قابيل ، ثاني را عاقد كشنده ي ناقه ي صالح ، ثالث را قاتل يحيي بن ذكريا و رابع را ابن ملجم مرادي معرفي كرد .

زائر در اين جا براي چندمين بار رده هاي ستادي كفر را مطرح كرده و از آنها بيزاري مي جويد و لعن و نفرين  ، برايشان آرزو مي كند .

 

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي ‏اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِوَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ  الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏

 

آنگاه بايد به سجده رفت و خداوند را به شكرانه ي فيض بزرگ زيارت و معرفت و شناخت ائمه و معصومين و انتخاب راه ،  سپاس گفت ، سپاس و حمدي كه اختصاص به شكر كنندگان واقعي دارد .

زائر در اين لحظه كه اوج درك و دريافت فيوضات رباني است از يادآوري اين مصيبت بزرگ غافل نمي ماند تابه درك عاليه معصومين نائل گردد وشفاعت آنان را به عنوان بالاترين پشتوانه در ورود به جهان آخرت  همراه داشته باشد و بتواند ثابت قدمي خود را اثبات نمايد .

او خلوص ، پاكي و صداقت خودرا به منشاء پاكي ها مربوط مي كند و با حسين (ع) ، اصحاب ، همراهان و بذل كنندگان جان در راه معشوق (راه امام شهيد) همراه مي گرددو آخرين درود خويش را به بركت اين همراهي نثار مي كند . كه براو سلام باد.

قدم صدق در اين جا ، پاي و سابقه فضل است كه چون انسان به اين راه رود به صدق ارادت و حق عقيدت در دنيا و آخرت ، رستگار خواهد بود و بايد اين رستگاري را در امتداد خط سرخ شهادت بجويد و ادامه دهنده ي آن باشد .

اميد كه خداوند ما را هم به لطف و كرم خود اميدوار نمايد و اعمال خالصي براي ما روزي نموده و آن را ذخيره ي آخرتمان قرار دهد . بحق حسين (ع) كه به ياد و مأ تمش اين جريده ي ناقص نگاشته شد .

 

                       تيرماه   85 /  محمّد قمي فــر/ شهرستان سبزوار

 

منابع و مأخذ

ــــــــــ

  • برداشت از كتب ادعيه ، راز نيايش منتظران (آيت الله موسوي اصفهاني ) و…
  • حسيني ، سيد محمد ، بررسي كوتاهي پيرامون زيارت . تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، 1364   
  • سياهپوش ، سيد محمود ، پرتوي از زيارت عاشورا  .تهران: نشر ابجد ، 1357
  • طهراني ، ابوالفضل ، شفاء الصدور في شرح زياره العاشورا . قم : سيد علي موحد ابطحي ، 1367
  • عزيزي تهراني ،  علي اصغر  ،  شرح زيارت عاشورا  . قم  : نشر دارالصادقين ، 1375
  • محدثي ، جواد  ، زيارت عاشورا ، مقاله چاپ شده در روزنامه جمهوري اسلامي

 


[1]  ) مفاتيح الجنان شيخ عباس قمي

[2] ) ثار در اين جا (اين معني )همان دم است و اضافه به الله به جهت آن است كه نشان دهد خداوند ولي دم حسين  سلام الله عليهما و مطالبه كننده خون اوست .به معني كين و خونخواهي هم آمده است.

[3]    اشاره به نذري كه بني اميّه داشتند - دارد كه اگر حسين عليه السّلام كشته شود آن روز را عيد خود قرار دهند و اولاد خود را مسرور نمايند و به شكرانه ي اين فاجعه اين روز را روزه بگيرند.

[4]   پسرِ زن خورنده ي جگرهاي انسان ،  منظور هما ن هند مادر معاويه است كه پس از خوردن جگر حمزه سيد الشهداء به       (آكِلَةِ الْأَكْبَادِ)معروف شد.