<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آرزو ها  ، درد و مرهم</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com</link>
<description>بررسی دیدگاههای تربیتی  ، حرف دل ، برنامه های تربیتی یک مربی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 21 Jul 2017 08:47:14 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/248</link>
<description>نشانه هایِ امید درکارگاهِ هستیِ حق ، سیر می کنم گاهی به زعم خود طلب خیر می کنم دانم خداست مهربان و سخی در نیاز ها دلبستگی ، امید دهد نگاهِ مرا در فرازها گاهی که چشم بسته و غافل زِ حق شوم با غم انیس و مونس و مهجور می شوم بر خود نهیب می زنم و مویه می کنم تا حق ببخشدم ، به نهان گریه می کنم دل باز می شود چو گریه امانم نمی دهد شوید غبار یأس و غم چو مجالم نمی دهد آرام می شوم ، زحق طلب عفو می کنم آنرا که غیر اوست ، ز دل محو می کنم گفتند که قلب ، حرم ذات پاک اوست</description>
<pubDate>Fri, 21 Jul 2017 08:47:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/248</guid>
</item>
<item>
<title>انتظارِ مادرانه از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/247</link>
<description>انتظارِ مادرانه آن مادرانه انتظار زیادم ، نمی رود شوقت زچشم گر به دل آید نمی رود فهمم نبود، عمر به آهی رود زدست هررفته ای، محبت ولطفش نمی رود خواندی مرا به خودکه دلم راجلا دهی بشکسته ام ببین،اگربه نگاهت نمی رود آن رنج ها و محنت تان چلچراغ شد روشن کند رهی به باد وخزانی نمی رود یلدا شدآن شب و همه مان مات لحظه ها از آن دل که بی قرار بُود ، غم نمی رود غافل شدم در آن نگاه ببینم خدای خود عشق دلی که شیرۀ جان است نمی رود مغبون روزگار بوده ، چو فریاد می زنم آهی هم</description>
<pubDate>Wed, 28 Dec 2016 07:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/247</guid>
</item>
<item>
<title>اکسیر محبت   بمناسبت دهمین سالروز غروب مهر مادری</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/246</link>
<description>اکسیر محبت بمناسبت دهمین سالروز غروب مهر مادری از آخرین نگاه پر ز مهر و وفایت ده سال می گذرد و در این مدت ، در غربت محبت بی انتهایت مغبون و دلشکسته مانده ام. گاهی که فرزندان همسن و سال خود را با مادرانشان در خیابان و محیط کار ، مشاهده می کنم ، رنجی مضاعف به سراغم می آید که چرا دست پر مهر و عنایتت را بر سر خود ندارم و از حمایت مادرانۀ شما محروم شده ام. دیگر اینکه در زمان حیاتت قدر دان آن همه عشق و وفا نبوده ام که اینک تسلی دهنده ای برای این همه تنهایی خویش</description>
<pubDate>Mon, 26 Dec 2016 07:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/246</guid>
</item>
<item>
<title>🌸  درمانِ غفلت 🌸 از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/245</link>
<description>🌸 درمانِ غفلت 🌸 اینجا سکوت ، حاکم و ما دل سُپرده ایم ما این سکوت را به واژۀ حرمان سُپرده ایم گاهی که درکنار هم ، غمِ دل باز می کنیم افسوس می خوریم زسیرۀ دنیا چه دیده ایم آنها نگر ،که در کنارِ هم و غُصّه می خورند حیف است این دوروزه که غفلت نموده ایم گاهی نگاهِ دل ، به خاطره ای ،پنجه می زند در وصف ما نگو ، که دل به عنایت نوشته ایم از باغ رفته اند بلبلان نگاه دل ارتیره می شود دریاب لحظه را ، زِ آهِ دلِ خود چه دیده ایم هر باغ با صدایِ بلبل خود ، شُهره می شود</description>
<pubDate>Fri, 23 Sep 2016 08:29:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/245</guid>
</item>
<item>
<title>انتظار عارفانه از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/244</link>
<description>انتظار عارفانه رفته چون شب های قدرم ، حسرتی باشد مرا انتظار قدر درسال دگر ، درد و الم باشد مرا من به زاری ناله دارم ، گر فغان یاور شود باز هم دلخون شوم ، هجر و محن باشد مرا دل بدردآید از این کج فهمیم ، اندر شباب عذرِ تقصیری ندارم ، بخشد از عصیان مرا آن سه شب وقت دعاواستجابت بود ورفت چون به غفلت بودام ،یارم نمی بخشد مرا خواستم رندانه این مشکل ، به پایان آورم گفت بشناسم حسین (ع) ، تا شافعی باشد مرا منزل و ره اینچنین ، سخت است و دور انتظارِ روزِ بخشش ، صبر می</description>
<pubDate>Sun, 03 Jul 2016 07:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/244</guid>
</item>
<item>
<title>عبادت</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/243</link>
<description>عبادت وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ 1 باید مقصد را الهی کنیم و در راهِ خدا قدم برداریم 2 ، برای یافتن مقصد و استوار ماندن در راهی که قدم گذاشته ایم به کلید ِ بصیرت نیازمندیم که امام کاظم (علیه السلام)آن را فقه و دین شناسی معرفی کرده اند 3 و امام علی (علیه السلام) فرموده اند در عبادتی که در آن درک و فهم عمیق نباشد چیزی نیست. 4 شناخت مقصود در عبادت اصل است و زمینۀ رشد و اعتلا و ارتقاء ، اگر اندکی بیندیشیم به این تصویر شعری خواجه</description>
<pubDate>Sat, 11 Jun 2016 07:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/243</guid>
</item>
<item>
<title>حمله  به یاور  از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/242</link>
<description>حمله به یاور ای کاش خُلق و خویِ سفیهان نداشتی بد فهمی و غرور، رذالت و پستی نداشتی یک ذرّه هم ، اگر تعقل و اندیشه داشتی با نیش خود ، تو حمله به یاور نداشتی ***** هر لحظه در عذابِ بودنمان چهره سوختیم گاهی به بستری زِ ظلم ، بسی دیده دوختیم بی زاد و توشه، مضطر و درمانده می شویم ایمان و اعتماد خود به ناز و نیازی فروختیم ***** گر ما به عقل و معرفت ، امید بسته ایم از ظلم همرهان چو غریبانِ خسته ایم سوهان روح ما شده ، تاراج می کنند همواره درکنار هم به تمنّا نشسته</description>
<pubDate>Wed, 04 May 2016 08:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/242</guid>
</item>
<item>
<title>درخواست از خداوند از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/241</link>
<description>درخواست از خداوند خواستم عارف شوم ، گفتم بخوانم من دعا با یقین آیم به درگاهش ، زاو خواهم شفا هم ستایش می کنم حق را به قدرِ طاعتم معترف هستم به عصیانم ، اگر بی طاقتم گر بصیرت خواستم ، او می رهاند از فنا هم مقام ترس وخشیت بوده در این ربنا عیب ها مستور و غم هایم اگرشد برطرف چون ببخشاید به امیدی شدم من معترف هم غذا داده و سیرابم ، نموده در زمین آفریده صورتی زیبا ، تو نعمت را ببین عزّتش سرمایه بخشیده ،کرامت در نهاد عشق پیغمبرو عترت را همو دردل نهاد مهربانیها و</description>
<pubDate>Sun, 03 Apr 2016 08:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/241</guid>
</item>
<item>
<title>مشارطه ، مراقبه و محاسبه  از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/240</link>
<description>مشارطه ، مراقبه و محاسبه چه روزهای بدی را ، به انتظار بوده و هستم چو نا رفیق ببینم ، چو سنگ و آیینه هستم چونیستم مدیر حوادث ، چرا چنین دلتنگ نه اهل این همه تشویش ، یا مشارطه هستم چو خوانده اند مرا اینچنین تکیده و بیمار بگوی راز دلت را، نیازمند هر معامله هستم نمی شود که نشینم ، به ذوق وصل و تمنّا چوگفته است دلم را، که در مسابقه هستم چو مبتلا شوم به عطش، فرصتی بدست آید تفکّری که بگوید ، چرا دراین مراقبه هستم اگر به عهد خویش ، وفادار بوده و هستم نگیر مأتم بی</description>
<pubDate>Sun, 13 Mar 2016 13:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/240</guid>
</item>
<item>
<title>این حج بستر غم شد از مجموعه حرف دل</title>
<link>https://ghomifar.blogfa.com/post/239</link>
<description>حج بستر غم شد قربانی دلت شدم بشناسی توعید را گاهی که مضطرم زتو جویم امید را نذرم ادا شده ،به دعایت نیاز نیست من هم دعا کنم ، که ببینی تو عید را 🌑🌒🌓🌕🌔🌓🌒🌑 لبیک گفت و خالق خود را صدا نمود اندر حریم یار ، چنین جان فدا نمود حکمت چه بود تا که منا قتلگاه شد چون برگزیده ای به خدا اقتدا نمود 🌑🌒🌓🌕🌔🌓🌒🌑 خداوندا چه حکمت بود ،این حج بستر غم شد چو می گشتند دنبالت ، غمی معنای مرهم شد به خوشحالی اگر رفتند ، عارف گشته برگردند ولی وقتی یقین کردند ، لطف حق</description>
<pubDate>Tue, 09 Feb 2016 12:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghomifar</dc:creator>
<guid>ghomifar.blogfa.com/post/239</guid>
</item>
</channel>
</rss>
