تبليغاتX
آرزو ها ، درد و مرهم

پیمانۀ محبت

عهد من بشکستن پیمانه ای است

هم در آن ویرانه ما را خانه ای است

خانه گرم عزیزان چون مرا جانی دهد

جان ما هیچ  است او  جانانه ای است

آن  همه عاشق به سویش  پر کشند

بین دل مجروح من خونابه ای است

من  نمی دانم جوابش  گفته  است

گفت آن قالوا  بلی  پیمانه ای است

*******

ما  به  میلادِ  رضا  دل  بسته ایم

از جدائی در حریمش خسته ایم

منتظربر فیض و احسان بوده ایم

در حضورش ازگناهان  رسته ایم

*****

بودی تو سرآغاز نگاهم به خدایت

همراه نمودی دل من را به صفایت

از دل چو برآمد سخنی دررهِ معبود

مبهوت شدیم از اثر و عمق نگاهت

 

نوشته شده توسط محمد قمی فر در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 15:33 | لینک ثابت |

عید قربان

 

شاد باشید باز عید آمد

فصل داغِ دعا پدید آمد

باز فصلِ امید و دلهره ها

با نیایش کنیم زمزمه ها

دلبران  باز دارند  قربانی

از هوی و هوس چه می دانی

نفس را یا محبت  اغیار

هر دو خارج بوند  از معیار

بندگی قلبِ پاک می خواهد

بنده ای برگزیده می خواهد

خود شناسی و حق شناسی ما

قلب ها را دهد  بسی  گرما

باز لبیک گوی رحمتِ او

گرد  آییم  در  محبتِ  او

گر قبولی شود نتیجۀ کار

فارغی از گناه در هر کار

نفس را گر کنی تو قربانی

لایق مهر و رحمتش مانی

در یقین عید عیدِ قربان است

بندۀ حق طلب چو مهمان است

ذیحجه 1430/ آذر88

نوشته شده توسط محمد قمی فر در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 19:47 | لینک ثابت |

اقامت در خوابگاه مرکز تربیت معلم پسران تهران

آغازی بر درس های عملی مدیریت مراکز و خوابگاهها

 

پس از طی مسیر و مسافت  جاده ای مشهد تهران در مرکز تربیت معلم پسران تهران مقیم شدیم به محض ورود با خوابگاههائی نامناسب و بهم ریخته روبرو شدیم ، کمی ناراحت شدیم که مورد کم توجهی قرار گرفته ایم ، ولی حضور و همراهی ریاست مرکز با ما به کاهش این ناراحتی می افزود ، بخصوص که همین مشکل خود درس بزرگی برای ما شد.

با هماهنگی و هدایت ریاست مرکز تمام پتو ها و امکانات خواب خوابگاه را به بیرون بردیم و اقدام به گردگیری و شستن پتو ها نمودیم ، خوابگاه را هم حسابی تمیز کردیم و همگی به حمام رفتیم تا گرد و غبار سفر و نظافت انجام شده را از جسم خود بیرون کنیم و اینبار در فضائی پاک که حاصل تلاش جمعی ما بود مدتی را سپری نمائیم .

دیگر شهرستان ها هم از ما الگو گرفته و اقدام به پاکسازی محل اقامت خود نمودندودر سالم سازی محیط نقشی ارزنده بجای گذاشتند.

این رفتار توقع ما را کم کرد ودرسی مهم را به ما آموخت که در همه جا باید معلمی کرد و آموزنده رفتار و افعال مناسب بود.

اینک باید به توسعه ارتباط ها می پرداختیم ، تیم خراسان مجهز آمده بود ، ما با خود امکانات ضبط تصویری و گفتاری همایش را داشتیم و فعالیت ها را نیز تقسیم نموده بودیم.

مسئولیت ضبط تصویری مراسمات به عهده حقیر بودو این گام خود باعث نزدیک کردن من به مسئولین و جایگاههای ویژه می شد .

در این محیط بود که فهمیدیم دیگر استانها افراد این همایش را انتصاب کرده بودند ولی در خراسان همه دانشجویان اجازه داشتند نماینده واقعی خود را انتخاب و اعزام نمایند.

بعداً فهمیدیم که این دگرگونی و انتخاب متفاوت خراسان از دیگر استانها چه تاثیر بسزائی در صمیمیت و همنوائی محیط مرکز گذاشت ،  در این صورت به ابتکار و خلاقیت مدیریت مرکز آفرین می گفتیم و بگونه ای شیفته رفتارهای وی شدیم.

کلاس ها آغاز می شد و ما هریک با مسئولیتی خاص در هر کلاس حاضر می شدیم ، فعالیت های جنبی این کلاسها هم موثر و پر بار بود.

در اندک زمانی فهمیدیم مجریان و مدرسان این همایش همگی یاوران و تئوریسین های انقلاب اسلامی ایران هستند .

سخنانی پر عطش و از سر دلسوزی ، آنچنان در قلب ها نفوذ می کرد که خود غافل از آن بودیم .

همه این رفتار ها ضبط می شد و صدا ها به نوشتار تبدیل می شد تا مجله ای مناسب تدوین شود و در اختیار دیگران هم گذاشته شود، انچه مهم بود ، نتیجه این تلاش ها ابتدا به خود گروه برمی گشت ، شب ها در نشست های خود این خاطرات را بازگو می کردیم و رقتارهای ارزشی و مناسب برجسته و دسته بندی می شد .

مجموعه غیر خراسانی با دیدن امکانات فیلم برداری و خضور مداوم من در موقعیت ها مرا دانشجو تلقی نمی کردند ، بخصوص که در موقعیتی مسئول مصاحبه با شهید باهنر در مقابل همه دانشجویان بودم ،

حضور در جلسات خاص همراه با دوربین در مقابل شهیدانی جون رجائی و باهنر و بزرگانی چون ایت الله مشکینی   ، ایت الله هاشمی رفسنجانی و حجت السلام قرائی و حجت السلام راستگو از مهمترین لحظات عمر من بود که چه بسیار موثر شخصیت من را تحت تاثیر قرار داد و گفتارهای این عزیزان هم بر جانم نشست ، این حرکات و جلسات آینده مناسبی را برای مراکز تربیت معلم نوید می داد.

نوشته شده توسط محمد قمی فر در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 16:7 | لینک ثابت |

شرکت در سمینار آموزشی دانشجویان تربیت معلم سراسر کشور

 در سال 1359

 

با آغاز نیمسال دوم سال تحصیلی از طرف مسئولین مرکز اعلام شد که سمینار آموزشی دانشجویان تربیت معلم سراسر کشور در تهران برگزار می شودو سهمیه مرکز تربیت معلم پسران مشهد 20 نفر می باشد.

نحوه انتخاب افراد به کلاسها واگذار شد، 16 نفر از شانزده کلاس(هر کلاس یک نفر) و 4 نفر منتخب رئیس ومسئولین مرکز، بدین صورت هر کلاس وارد شور و انتخاب شد تابتوانند نماینده خود را برای شرکت در سمینار معرفی کنند .

این سمینار به ابتکار شهیدان رجائی و باهنر و بهشتی طراحی شده بود تا بتوانند پایگاه اعتقادی دانشجویان را مستحکم نموده و آنان را در مقابل هجمه های دشمن در ابتدای انقلاب مصون سازندو این مجموعه را سفیرانی پر تلاش برای انتقال مفاهیم اصیل اسلام و انقلاب قرار دهند.

آن روزها تفکرات الحادی و گروهکی در مراکز فرهنگی فعالیت داشتند  و هجمه های دشمن خارجی و منحرفین داخلی فضای محیط های آموزشی را مسموم و خطرناک کرده بود و همه بعنوان منجی ایران داد سخن می دادند و سعی در همراه کردن دیگران با تفکر خود بودند، به همین جهت هر گروهی در مقابله با گروه دیگر اثاقی را تسخیر کرده و به فعالیت های تبلیغی خاص خود مشغول بودند ، روزنامه های متعلق به دیدگاه خود را توزیع می کردند ،سخنرانی برگزار می کردند و سعی در جلب هودار می نمودند .

تفکر های خاص آن دوران اعم از تفکر انحرافی مجاهدین خلق(منافقین)، گروه های چپ ، انجمن حجتیه ،گروه پیمان و تفکری موسوم به بنی صدر(اولویت تخصص بر تعهد) در مقابل تفکر شهید رجائی بود و براستی لازم بود جریانی قوی و مقاوم بتواند هدایت گر جامعه معلمین و جهت دهنده آنان بسوی حق و حقیقت باشد ، لذا تشخیص این بزرگواران بسیار بجا و مفید فایده بود.

سمینار باید از تاریخ 26 اسفند ماه در تهران آغاز و تا 14 فروردین ادامه می داشت .لذا لازم بود کسانی که دراین سمینار شرکت می نمایند ، تعطیلات نوروز خود را به این مهم اختصاص دهند که این آزمایش اول و آغازی بر حرکت های انقلابی مرزداران فرهنگ بود.

حقیر هم بعنوان نماینده کلاس 13 انتخاب شدم تا پس از یک دوره آموزش دو هفته ای سفیری مناسب برای مجریان برنامه و نماینده ای صادق برای همکلاسانم باشم.

نوشته شده توسط محمد قمی فر در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 16:0 | لینک ثابت |

ورود ریاست جدید مرکز و آموزش شیوه های عملی مدیریت

 در جهت انجام فعالیت های مرکز و خوابگاه نیازمند ارتباط هایی با اداره کل اموزش و پرورش خراسان بودیم ، در یکی از همین ارتباط ها فهمیدیم که ریاست مرکز تربیت معلم پسران تعیین و ابلاغ حضور در مرکز یافته است.

وی بر اساس شیوۀ مدیریتی خود به صورت ناشناس به جمع دانشجویان آمده بود ولی خود را معرفی نکرده ، سعی در کسب اطلاع از روند فعالیت های مرکز به صورت مستقیم و بدون واسطه داشت.

از آنجا که چهره ای جوان و شاد داشت واختلاف سنی وی با دانشجویان زیاد نبود، و از طرفی محدودیت های ورود و خروج کمتر وجود داشت ، اعضای خانواده دانشجویان به راحتی  می توانستند  به خوابگاه وارد شده و با اقوام و نزدیکان خود ملاقات داشته و یا حتی صرف غذا داشته باشند،حضور وی در مرکز و بین دانشجویان برجسته نمی شد.

وی اولین گفتگو ها را با ما آغاز کرد و تعهّد گرفت که فعلاً حضور وی به دیگران اعلام نشود، تا بتواند اطلاعات دقیقی از موقعیّت ها و افراد به دست آورد.

رئیس جدید شیوۀ کاری و برخورد های ما را هم زیر نظر داشت و از دیگران در بارۀ ما مطالبی شنیده بود.

بالاخره از طرف معاونت آموزشی مرکز اعلام شد که جلسه معارفۀ رئیس جدید در سالن اجتماعات برگزار می شود ، وقتی که بچه ها هم در جلسه معارفه چهرۀ وی را مشاهده نمودند به نظرشان آشنا آمد.

آنها چهرۀ مؤدّب و صمیمی  وی رابه یاد داشتند که نمایی از آرامش و امنیت بود، ایمان و تعهدش نفوذ خاصی داشت، اکثراً در نمازهای جماعت شرکت کرده و به دیگران و حتی دانشجویان اقتدا می کرد و گاه در خوابگاه سرپرستی می خوابید ، همراه با بچه ها از غذای معمولی خوابگاه دانشجویان می خورد، و به حرف ها و درد دل های دانشجویان گوش می داد و سعی در رفع نواقص و موانع داشت ، وی تا آنجا دانشجویان را همراهی می نمود که گویی مکان و مأوایی برای زندگی خود ندارد، و بدین صورت رمز موفقیت وی رقم خورد وجایگاهی متعالی برای رفتارهای انسانی خویش به نمایش گذاشت و خود الگو واسوه ای متعالی برای رفتار دانشجویان شد .

اغلب دانشجویان از این هدایت های عملی خاطرات خوشی داشته وزمینه ای مناسب برای تغییرات رفتاری آنان فراهم می شد و بر آرامش و صمیمیت محیط مرکز می افزود.

نوشته شده توسط محمد قمی فر در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 16:43 | لینک ثابت |
 
sedo namedrive domainsponsor parked domainkey trraficz
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar